شعر حفظی آواز عشق
شعر حفظی
آواز عشق
بیت 1- هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست
ما به فلک می رویم ، عزم تماشا که راست ؟
نفس: نسيم هوا، دم،مجاز از لحظه
آواز عشق: اضافه ي تشبیهي
چپ و راست : تضاد ، مجازاً از اطراف
عشق دائماً فریاد بر می آورد که ما به سوی قرب الهی گام بر می داریم چه کسی با ما همراه و هم سفر می شود ؟
بیت 2- ما به فلک بوده ایم ، یار ملک بوده ایم
باز همان جا رویم جمله ، که آن شهر ماست
فلک و ملک : جناس ناقص اختلافی
منزلگه اصلی ما عرش الهی . آن هم در کنار فرشتگان بوده است . جملگی به آن جا می رویم که جایگاه اصلی ماست
بیت 3- خود ز ملک برتریم ، وز ملک افزون تریم
زین دو چرا نگذریم ؟ منزل ما کبریاست
کبریا : عظمت ، بزرگی ، مجازاً بارگاه
مقام و منزلت آدمی از آسمان و ملائک هم برتر است . حالا که چنین است پس چرا از این دو فراتر نرویم .
بیت 4- بخت جوان یار ما ، دادن جان کار ما
قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست
بخت جوان: تشخيص
یار و کار : جناس ناقص اختلافی
جوان و جان: جناس ناقص افزايشي
جوان و جهان: جناس ناقص اختلافي
دادن جان کار ما : کنایه از ایثار و فداکاری
بخت با ماست ، سعادتمند هستیم ، شیوه ی ما ایثار و فداکاری است . در این راه پیشوا و مقتدای ما رسول گرامی است که مایه ی فخر جهانیان است .
بیت 5- از مه او مه شکافت ، دیدن او برنتافت
ماه چنان بخت یافت ، او که کمینه گداست
تلمیح به واقعه ی شق القمر دارد.
مه (اوّل): استعاره از چهره ي زيباي پيامبر
بر نتافت: تحمل نكرد
ماه چنان بخت یافت : تشخیص
کمینه گدا : کمترین گدا
حسن تعليل: علت شق القمر ،بي تابي او در برابر زيبايي پيامبر
در مقابل چهره ی پر نور و روحانی او ، ماه آسمان شکافته شد و دیدار او را تاب نیاورد . او (ماه )که کمترین مخلوقات است این گونه سعادتمند باشد پس چرا انسان نشود؟
بیت 6 – بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست
شعشه ی این خیال زان رخ چون « والضّحا » ست
شكن: پيچ و خم زلف
حسن تعليل: بوی خوش این نسيم به خاطر پيچ و خم زلف پيامبر(ص)
شعشعه: درخشش، پراكنده شدن نور و روشنايي
رخ چون « والضّحا » ست : تشبیه
شعشعه ي خيال: اضافه ي استعاري
والضّحا : روز روشن
بيت تضمين دارد
بوی خوش نسیم عشق به خاطر وجود پیامبر صلی الله علیه و آله است و نور و روشناییاین خیال شعف آور به خاطر چهره ی روشن اوست .
بیت 7- خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان
کی کند این جا مُقام مرغ کز آن بحر خاست؟
خلق چو مرغابیان : تشبیه
دریای جان : اضافه ی تشبیهی
بحر : استعاره از عالم ملکوت
کی کند این جا مُقام مرغ کز آن بحر خاست؟ : استفهام انکاری
انسانها چون مرغابی هایی هستند که پرورده ی دریای معنویت و روحانیت اند. چگونه ممکن است که بتوانند در این دنیای خاکی بمانند ؟
بیت 8- آمد موج اَلَست ، کشتی قالب ببست
باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست
آمد موج اَلَست ، کشتی قالب ببست : تلمیح به «الست بربكم قالوا بلي»
موج اَلَست: اضافه ي تشبيهي
الست: مجاز از پيمان خداوند با انسان در روز ازل
كشتي قالب ببست : کنایه از خلق جسم انسان
كشتي قالب: اضافه ي تشبيهي
کشتی : استعاره از جسم
كشتي شکست : کنایه از مردن
وقتی انسان فرمان الهی را پذیرفت (بندگی را ) و این عهد و پیمان وقالب بسته شد، بار دیگر که این کشتی خاکی جسم (کشتی وجود)شکسته شود و به جایگه اصلی باز می گردد.
معنی : روز ازل قالب انسان ها شکل گرفت و هنگامی که این قالب شکسته شود ما به آرامش می رسیم .