درس ششم

گيله مرد

 

 

نکات مهم درس گیله مرد (ص 43 تا 53)

نمادهای این درس:

گیله مرد نماد مبارزان آزادی خواه

 مأمور اوّل(محمدولی)، نماد حاکمان زورگو

 مأمور دوم(بلوچ)، نماد افراد فرصت طلب و رشوه گیر در حکومت

 صغری: نماد ایران که به دست بیگانگان و حاکمان داخلی نابود شده است

 جنگل: نماد جامعه بی قانون

 باد و باران: نماد ظلم و ستم شدید و فراگیر.

ص 43: در پاراگراف اول

داستان آرایه ی تشخیص وجود دارد.  (به باد، باران، درختان کهن، نهرها شخصیت داده است. )

هنگامه کردن: سر و صدا کردن ،شلوغي،معركه،غوغا

 چنگ انداختن : کنایه از حمله کردن

 افسار گسیخته: کنایه از وحشی و نا آرام

 تمام پاراگراف اول رمز و نماد است و اشاره به آشوب های اجتماعی و سیاسی  در جامعه دارد.

ص44: پاراگراف  اول:

بوران: باران يا برفي كه با باد همراه باشد

نيم تنه: لباس كوتاه كه قسمت بالاي تن را بپوشاند

 

ص44: پاراگراف دوم:

 دل پُر داشتن، کنایه از ناراحت بودن، کینه ی کس را به دل داشتن

پاراگراف چهارم:

تولم: نام ناحيه اي در گيلان

 گوشش بدهکار نبود: توجّه نمی کرد

 حساب کهنه پاک می کرد:  کنایه تسویه حساب می کرد ، تلافی می کرد، انتقام، عقده گشايي

ص45: پاراگراف دوم:

 کومه: کلبه، آلونک

 ملّاکین: صاحبان زمین زراعتی فراوان و بزرگ 

مثل مور وملخ: كنايه از كثرت و فراواني

پاراگراف سوم:

 پول و پله: مركب اتباعي

تفتیش: جستجو ، تجسّس

 امنیه ها: نیروها و مأموران اطّلاعاتی

  به جیب زدن: کنایه از دزدیدن

ص46: پاراگراف اوّل:  

کروج: انباري براي  نگه داشتن برنج

 فكر تازه اي به کلّه اش زد: کنایه از به فکرش رسید .

پاراگراف دوم:

باد دست بردار نبود:تشخيص

مشت مشت باران را توي گوش و چشم مأموران و زنداني مي زد: اغراق

غرّش آب هاي غليظ مرغابي هاي وحشي را خفه مي كرد: واج آرايي

 ذرع: واحد اندازه گیری طول در قدیم (معادل  40/1متر)،گز

يك موج باد: استعاره مكنيه

  خشاخش :نام آوا  

پاراگراف سوم:

 طارمی:   نرده ي چوبي يا آهني كه اطراف محوّطه  يا باغي نصب كنند.

ص46پاراگراف آخر:

نفير: فرياد ،ناله

فغان: آه،ناله،بانگ،فرياد

ص 47پاراگراف اول:

راه آزادي و زندگي:اضافه ي تشبيهي

فقط سايه ي او .....به روي گيله مرد بسته است: كنايه عملي نشدن كار و ممكن و ميسر نشدن آن

ص 47پاراگراف سوم:

هيبت: بيم ،ترس

متوحش: ترسان

ياغي: سركش،نافرمان

ص49: پاراگراف سوم:

 علمدار و لاور ، هردو به معنی رهبر هستند.

ص50: پاراگراف اول:

 بهره: حق مالك،قسمت صاحب زمين   

ص51: پاراگراف دوم:

مزدت را ميذارم كف دستت: نتيجه ي عملت را خواهي ديد.

 رَجَز بخوان: كنايه از خودستايي كردن ،اين جا تمسخر و تحقير محمد ولي است

 جرز: دیوار کاه گلی اتاق

ص51: پاراگراف آخر:

تلكه كردي؟:پول يا مالي را با مكر و فريب از كسي به دست آوردن.

حالا هفت كفن هم پوسونده بودي: مدت ها پيش مرده بوديد.

هزار مرتبه قرآن را مهر كرديد: شما بي اعتقاد هستيد.

ص52: پاراگراف اول:

 تپق زدن: لکنت زبان داشتن، کلمات را درست تلفظ نکردن در اثر عجله و ترس

ص52: پاراگراف پنجم:

 لابه: تضرع و التماس ،اظهار عجز

 تعجیل: عجله

 وکیل باشی: نماینده ی نیروی انتظامی

 

خود آزمايي درس ششم  ص 53

1 التماس وعجرولابه محمد ولي وقتي كه گفت : من پنج بچه دارم و اودلش به حال بچه هاي او سوخت وراضي نمي شد بچه هاي او مثل فرزند خودش بي سرپرست شوند .       

 

2نويسنده با هنرمندي خاص وبه كمك توصيف طبيعت نا آرا م وخشن وغرش بادهاي شديد

 وصداي شيون زن واوضاع اجتماعي وسياسي عصر خود را به تصوير بكشد از جمله :‌ زد وبند زمين داران ودولت مركزي براي سركوب حركت مردم ، خود كامگي استبداد حاكمان زمان خود،فقر وناآگاهي حاكم بر جامعه همدستي اربابان با دولت براي سركوبي مردمي ، فساد وسيستم حكومتي ونظامي .

 

3-الف:مي خواست شاهد نداشته باشد زيرا او با ظلم وآدم كشي هاي خان بزرگ شده است كه به اوگفته بود هرگاه گيله مرد خواست فرار كند اورا بكشد

ب:به گمان اين كه اومحمد ولي است وازمعامله اوباگيله مرد آگاه شده است به همين دليل  گيله مرد رامي كشد

ج:چون اوگيله مرد راشناخت ومي خواست شاهد نداشته باشد زيرا اومي ترسيد كه بعدها   گيله مرد ،مسائل را فاش كندودوباره او(محمد ولي ) اسير شود

 

4-اوفضاسازي مي كند واين صدا تداعي كننده كشته شدن زن گيله مرد وظلم وستم هايي دوران ستم شاهي است كه به مردم شده است وتمام صداها ، صداي باد ،باران وبي قراري درختان هركدام نمادي ازظلم دوران (ارباب رعيتي ) است واين فضا سازي نشان دهنده آن است كه انگيزه اصلي عصيان گيله مرد ظلم وستم هايي است كه بر گيله مرد ومردمان آن عصر رفته است .

 

5-محمد ولي نماد مهره حكومتي وانسان زورگور وبي رحم ووابسته ي حكومت ومجري خواسته هاي حاكمان وبي اختيار كه تمام قدرتش اسلحه اش است وبدون آن هيچ است

گيله مرد نماد انسان مهربان، مبارز و عدالت خواه ، شجاع ومدافع حق است.

مامور دوم نماد انسان مردد ،ضعيف النفس ، ناآگاه به مسائل اجتماعي جامعه خود ،اغفال شده عقيد ه اي ومزدوري كه ثمره ظلم وشرايط اجتماعي است واز سردرد وگرفتاري به اين شغل شوم ،تن داده است.-----