نمونه سؤال ادبيات فارسي2 درس اول: دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت                   كه ز كوی او غباری به من آرتوتیا را به امید آن كه شاید برسد به خاک پایت                    چه پیام ها سپردم همه سوز دل صبا را چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان                    كه ز جان ما بگردان ره آفت قضا را چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق تو دم                  كه لسان غیب خوش‌تر بنوازد این نوا را همه شب در این امیدم كه نسیم صبحگاهی                 به پیام آشنایی بنوازد آشنا را زنوای مرغ یا حق بشنو كه در دل شب                  غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا 1. توتيا چيست؟ 2. صبا در بيت دوم به چه معناست و نماد چيست؟ 3. شاعر معتقد است كه غم دل را چه زمان بهتر مي توان به دوست گفت؟ 4. شاعر هر شب منتظر چيست؟ 5. نوع «الف» در كلمه ي«شهريارا» چيست؟ 6. شهريار در شعر بالا از كلام كدام شاعر استفاده كرده است؟ نام اين آرايه چيست؟   در عبارت زير آرايه هاي خواسته شده را مشخص كنيد. الهی ، در دل های ما جز تخم محبّت خود مكار و بر تن و جان‌های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار.و بر كشته‌های ما جز باران رحمت خود مبار . الف- سجع ب- استعاره: پ- مراعات النظير     به نام آن خـداي كـه نـام او راحــت روح است / و پيغـام او مفتـاح فـتـوح است /و سلام او در وقت صباح، مؤمنان را صبوح است/ و ذكرِ او مرهم دلِ مجروح است /و مهر او بلانشينان را كشتي نوح است 1- كدام عبارت متناسب ابيات زير است ؟ همان مردماني كـه بر كردگـار / بيارند ايمان و دارالقرار كه دل‌هاي آن‌ها به ياد خدا / همي‌گيرد آرام و يابد صفا همانا بدانيد ياد خداست / كه آرام دل‌ها و رمز شفاست       13 رعد / 28   2- كدام عبارت با آيه‌ پنجم سوره قدر (97) تناسب دارد ؟سَلامٌ هِيَ حتّي مَطْلَع‌ِ الْفَجْرِ   3- كدام عبارت از سخن علي (ع) در دعاي كميل الهام گرفته است ؟ يا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِكْرُهُ شِفاءٌ   4- منظور خواجه عبدالله انصاري از واژه‌هاي زير چيست ؟ پيغام                  صبوح              ذكر           بلانشينان 5- آرايه‌هاي «تشبيه» و «تلميح»را در عبارت پايان توضيح دهيد .   6- واژه‌هاي هم خانواده را بيابيد و آن‌ها را بنويسيد .   7- شباهت متن با شعر را توضيح دهيد .   8- متن از جهت قالب چه شباهتي با سروده قا آني، شاعر قرن سيزدهم ،‌دارد ؟ بنفشه رُسته از زمين به طرف جويبارها / و يا گسسته حـور عين ز زلف خويش تارها ز سنگ اگر نديده‌اي چه سان جهد شرارها/ به برگ‌هاي لاله بين،‌ميان لاله‌زارها كه چون شراره مي‌جهد ز سنگ‌ِ كوهسارها     چو تويي قضاي‌ْ گردان ، به دعـاي مستمندان / كه زجان ما بگردان ، رهِ آفـت قضا را چه زنم چو ناي هر دم ، ز نواي شــوق او دم ؟ / كه لسانِ غيب خوش‌تـر بنوازد ايــن نوا را « همه شــب در اين اميدم  كه نسيــم صبحگاهي / به پيام آشنــايي بنوازد آشنا را » ز نواي مرغِ ياحق بشنو كه در دلِ شــب / غمِ دل به دوست گفتن چه خوش است شهريـارا   1- كدام بخش از بيت اول ، در بردارنده‌ي معناي «سوگند » است ؟ 2- در كدام بيت‌ها ، ميان مصراع قافيه وجود دارد ؟ 3- واژه‌هاي «دم» و «آشنا» در معاني متفاوت به كار رفته است ، آن معاني را بنويسيد. 4- «شهريار» از كلام كدام شاعر استفاده نموده است ؟نام اين آرايه چيست ؟ 6- شاعر هر شب منتظر چيست ؟ 7- شاعر معتقد است كه غم دل را چه زمان بهتر مي‌توان به دوست گفت ؟ 8- چرا نوعي جغد را «مرغ حق» گويند ؟ درس دوم: پياده مرا زان فرستاد تـوس / كـه تا اسـب بستانـم از اشكبـوس كُشاني پياده شود ، همچو من / بدو روي خندان شــوند انجمن پياده به از چون تو پانصد سوار / بدين روز و اين گردش كارزار كشاني بدو گفت : با تو سليح / نبينم‌همي جـز فسـوس و مزيح بدو گفت رستم كه تير و كمان / ببين تا هم اكنون سرآري زمان چو نازش به اسب گران‌مايه ديد/كمان را به زه كرد و اندر كشيد يكـي تيـر زد بر برِ اسب اوي / كه اسب اندر آمد ز بالا به روي بخنديد رستم به آواز گفت / كه بنشين به پيش گران‌مايـه جفت 1- رستم علّت پياده آمدن خود را چه مي‌داند ؟ 2- در كدام بيت كنايه به كار رفته است ؟ آن را بيابيد و معنا كنيد . 3- در كدام بيت رستم اشكبوس را تحقير مي‌كند ؟ 4- دو كلمه‌ي ممال در ابيات فوق وجود دارد. شكل اصلي آن دو را بنويسيد و معنا كنيد . 5- رستم در كدام بيت قدرت خود را به رخ اشكبوس مي‌كشد . 6-چرا رستم اسب اشكبوس را هدف تير خود قرار مي‌دهد ؟ 7- در كدام بيت طنز ديده مي‌شود . 8- معناي «زه» را در بيت ششم و بيت زير بنويسيد . «قضا گفت گير و قدر گفت ده/ فلك گفت احسنت و مه گفت زه » درس سوم به سـوي هـژبـرژيـان كـرد رو / به پيشـش برآمـد شه جنگ‌جو دويـدند از كيـن دل سـوي هـم / در صلـح بستند بر رويِ هـم فلك باخت از سهمِ آن جنگ رنگ / بوَد سهمگين جنگ شير و پلنـگ نخست آن سيه‌روز و برگشته بخت / برافروخت بــازو چو شاخ درخت سپـر بــر سـر آورد شيـر الـه / عَـلَـم كــرد شمشيـر آن اژدهـا بيفشـرد چـون كـوه پـا بـر زميـن / بخـاييد دندان به دندان كين چو ننمــود رخ شـاهد آرزو / بـه هم حملــه كـردند باز از دو سو 1- «هژبر» و «اژدها» استعاره از كيست ؟ 2- مفهوم كنايه‌هاي زير را بنويسيد . الف ) شه جنگ‌جو ب‌) دندان به دندان خاييدن 3- اركان تشبيه را در مصراع‌هاي زير مشخّص كنيد : ج ) برافروخت بازو چو شاخ درخت د ) بيفشـرد چـون كـوه پـا بـر زمين 4- آرايه‌هاي خواسته شده را در ابيات فوق بيابيد و در مقابل آن بنويسيد . واج‌آرايي              تضاد                              تشخيص 5- در كدام بيت شاعر به استواري و قدرت عمرو اشاره كرده است ؟ 6- «فعل» مصراع اوّل بيت سوم را بنويسيد . 7- يك نمونه از كاربرد «واو همراهي» را در شعر بيابيد . 8-قافيه كدام بيت نادرست است ؟ درس چهارم درس چهارم را بخوانيد و به پرسش‌هاي زير پاسخ دهيد . 1- انگيزه‌ي اصلي شركت كردن علي در مسابقه چيست ؟ 2- چرا معلم ورزش راضي مي‌شود علي در مسابقه‌ي دو شركت كند ؟ 3- مسئول مسابقه چه نكته‌ي اخلاقي را به بچّه‌ها ياد‌آوري مي‌كند ؟ 4- در حين مسابقه چه عاملي سبب شد علي بر خستگي خود غلبه كند ؟ 5-در مسابقه ، كدام نكته‌ي غير اخلاقي ديده مي‌شود ؟ 6- به كسي كه فيلم‌نامه را به ياري بازيگران به اجرا در مي‌آورد ، چه مي‌گويند ؟ 7- نويسنده‌ي فيلم‌نامه‌ي بچه‌هاي آسمان كيست؟ 8- عبارت زير را به «فارسي معيار نوشتاري» تبديل كنيد . «عجب بچّه‌ي سمجي يه‌ها!‌ وقتي مي‌گم نمي‌شه ، نمي‌شه ديگه .» «آورده‌اند كه» الف ) جمله‌هاي مناسب را بيابيد و در برابر آن‌ها بنويسيد . 1- فرار كردند                        2- فوراً سر برداشت 3- با سر و صدا بلند شد           4- بامداد امير بودم و شبانگاه اسير ب )معادل امروزي واژ‌ه‌هاي زير را بنويسيد نماز پيشين      نماز ديگر         نماز شام         نماز خفتن       دوگانه ج) واژه‌ي «مردم» دو بار با تلفّظ مختلف در متن آمده است، آن‌ها را بيابيد و حركت‌گذاري كنيد. د )واژه‌هاي مناسب معاني زير را بيابيد و در برابر آن‌ها بنويسيد . 1-شهري بزرگ در خراسان قديم و اكنون نام شهر كوچكي در شمال افغانستان است. 2-نوعي خوراك از گوشت كه آن را در تاوه يا ديگ بريان مي‌كنند . 3- دومين پادشاه صفّاري مقتول به سال 289 هـ . ق       4- ميدان‌هاي جنگ درس پنجم 1- نويسنده آثار و رمان‌هاي زير را بنويسيد . الف ) نويسنده‌ي مشهور ايراني كه از خانواده‌اي روحاني بود . آثار او شامل چهار دسته‌ي سفرنامه‌ها (مثل خسي در ميقات) ، داستان‌ها ( مانند مدير مدرسه ) ،‌مقالات ( مانند غرب‌زدگي ) و ترجمه‌ها ( مثل قمارباز ) است . ب ) رمان‌نويس و نمايش‌نامه‌نويس مشهور فرانسوي قرن نوزدهم .حجم آثار او بالغ بر سي‌صد كتاب است كه از جمله‌ي آن‌ها مي‌توان سه تفنگ‌دار ، كنت مونت كريستو و لانه‌ي سياه را نام برد . ج ) امير ارسلان ، قهرمان يكي از مشهورترين داستان‌هاي عاميانه فارسي كه بسيار مورد توجّه مردم بوده است .نويسنده اين داستان، نقّال ناصرالدّين شاه است . د ) تهران مخوف ، نخستين رمان اجتماعي است كه در آن وضع حقارت آميز زنان ايراني به تصوير كشيده مي‌شود . هـ ) در نجف متولّد شد . رمان‌هاي «روزگار سياه» ، «انتقام » ،و «انسان و اسرار شب» را با نثري احساساتي و آكنده از لغات عربي درباره‌ي تيره‌روزي زنان نوشت . و )نويسنده‌ي مشهور معاصر ، از آثار او مي‌توان به رمان‌هاي «سووشون» و «جزيره‌ي سرگرداني» اشاره كرد . ز ) داستان‌نويس معاصر؛ از آثار او مي‌توان به كتاب‌هاي «كليدر» ، «جاي خالي سلوج» و «لايه‌هاي بياباني» اشاره كرد . ح) يكي از پيش‌قدمان و مروّجان تعليم و تربيت جديد است وي چند دوره نماينده‌ي شوراي ملي بود .«شهرناز» را او نوشته است . ط ) «روزگار سياه» رماني است با نثري احساساتي و آكنده از لغات عربي درباره‌ي تيره‌روزي زنان. اين كتاب الهام گرفته از «مادام كامليا» اثر «الكساندر دوما» است . ي ) ژيل‌بلاس،‌نخستين رمان فرانسوي به شمار مي‌رود . ك )‌سه تفنگ‌دار ، رماني است درباره‌ي شرح قهرماني‌ها و جوان‌مردي‌هاي سه تن از تفنگ‌داران لويي سيزدهم است . ل ) نويسنده‌ي ايراني ،‌از آثار او » كتاب احمد ، مسالك‌المحسنين و ... م ) داستان نويس معاصر ، از آثار او مي‌توان به چشم‌هايش ،چمدان،‌سالاري‌ها و ورق‌ پاره‌هاي زندان اشاره كرد . ن ) مجمع ديوانگان ،‌نخستين اتوپيا (= آرمان شهر)ي ادبيات معاصر است . س)نويسنده‌ي كتاب سياحت نامه‌ي ابراهيم بيك، از پيشگامان ساده‌نويسي نثر معاصر. ع)مسالك المحسنين ،‌اثري است از نويسنده‌ و دانشمند ايراني ( 1329- 1250 هـ. ق) ف) نويسنده‌ي نخستين رمان اجتماعي درباره‌ي وضع حقارت‌آميز زنان ايراني به نام «تهران مخوف» كه جلد دوم آن با نام «يادگار شب» منتشر شده است . ص ) داستان نويس معاصر ، آثار معروف او عبارت‌اند از : بوف‌كور، سگ ولگرد،‌سه قطره خون ، اصفهان نصف جهان ،‌پروين دختر ساسان و ... ق) او نخستين مجموعه‌ي داستان‌هاي كوتاه ايراني را تحت عنوان «يكي بود يكي نبود» در سال 1300 منتشر كرد . 2- مفهوم كنايه‌هاي زير را بنويسيد . 1) چهره در نقاب خاك كشيد . 2) جلو كسي در آمدن 3) مابقي را نقداً خط بكش و بگذار سماق بمكند. 4) شكم‌ها را مدتي است صابون زده‌اند . 5) ساعت شماري مي‌كنند . 6) اوقات تلخ 7) شرف‌ياب شده است . 8)لات و لوت و آسمان‌جل و بي‌دست و پا و پخمه و تابخواهي بدريخت و بدقواره. 9) غول بي‌شاخ و دم 10) هر گلي هست به سر خودت بزن 11) از جايي كش رفته 12) خاك به سرم ، مرد حسابي 13) حرف حسابي است . 14)سر به مُهر 15) برو و برگرد نداشت . 16) دست و پا كنيم . 17) كشف امريكا و شكستن گردن رستم 18) چند مرده حلّاجي 19) ابتدا مبلغي سرخ و سياه شد . 20) چه خاكي به سرم بريزم . 21) بچه قنداقي كه نيستند . 22) مثل بچّه‌ي آدم 23) پا پَي مي‌شوند . 24) حسابش را دستش بدهيم . 25) تشريف داشتن 26) هزار سال به اين سال‌ها برسيد . 27) نشخوار كردم . 28) سرسري گرفتن 29) سر دماغ آمدن . 30) اين گره فقط به دست خودت گشوده خواهد شد . 31) درست دست گيرش نشده بود . 32) مهار شتر را به كدام جانب مي‌خواهم بكشم . 33) دست به دامان كسي شدن 34) كاه از خودمان نيست كاهدان كه از خودمان است . 35) دلي از عزا در آوريم . 36) دهن باز 37) خاطر جمع 38) صيغه‌ي « بَلَّعْتُ » 39) چون طاووس مست 40) خون سردي 41) سرسوزني قصور را جايزه نمي‌شمردند . 42) چانه‌اش گرم شده بود . 43) نوك جمع را چيده و متكلّم‌وحده و مجلس‌آراي بلامعارض شده است . 44) آدم بي‌چشم و رو 45) بر منكرش لعنت بفرستم . 46) همه گوش شده بودند و ايشان زبان 47) كبّاده‌ي شعر و ادب مي‌كشيد . 48) كاسه و كوزه يكي شدن . 49) شستش خبردار شد . 50) شش دانگ حواس 51) دامن از دست رفتن 52) سر توي حساب بودن 53) خوش خواندن 54) تا خرخره خوردن 55) بي برو و برگرد 56) دو دل 57) توطئه ماسيدن 58) زير بغلش را بگيرم . 59) خالي نبودن عريضه 60) يك ريز 61) به شكم كسي تعارف و اصرار بستن 62) دماغش نسوزد. 63)دو رو 64) هم صدا 65) فنر كسي در رفتن 66) روي كسي را زمين انداختن 67) يك چشم به هم زدن 68) كلك چيزي را كندن 69) آب به دهان خشك شدن 70) وزير داخله 71) دل به دريا زدن 72) كشيده‌ي آب نكشيده‌ 73) صورت گل انداخته 74) ناز شست 75) شاخ در آوردم 76) نمك ناشناس 77) خوش مشربي وخوش محضري 78) خم به ابرو آوردن 79) پشت دستم را داغ كردم . 80) ناگهان از دهنم در رفت . 3- نوع جمع ( مكسّر ، سالم ) را مشخص كنيد و مفرد آن را بنويسيد . رفقا،‌لوازم،ارحام،‌زوايا،خفايا،احوال،ايّام،وظايف،زوايد،رسوم،حواس،‌مراحل،اطوار،اوقات،ابيات، متجدّدين،مخلّفات،وجنات،مقدّمات،‌عادات، كاينات، تظاهرات، مخلوقات ، بقولات ،‌حبوبات، متفرّعات. 4- «مركّب اتباعي » را در عبارات و ابيات زير مشخّص كنيد . در اداره با هم قطارها قرار و مدار گذاشته بوديم. بودجه اجازه خريدن خرت و پرت تازه نمي‌دهد . وقت است كز فـراق تـو و سـوز انـدرون / آتش درافكنم به همه رخت و پخت خويش گر موج‌خيز حادثه سر بر فلك زنـد/ عارف به آب تر نكند رخت و پخت خويش 5- نقش دستوري واژه‌هاي پس از نقش نماي «ـِ» را بنويسيد . در همان بحبوحه‌ي‌ِ بخور بخور كه منظره‌ي فنا و زوالِ غازِ خدا بيامرز، مرا به يادِ بي‌ثباتيِ فلكِ بوقلمون و شقاوتِ مردمِ دون و مكر و فريبِ جهانِ پتياره و وقاحتِ اين مصطفايِ بدقواره انداخته بود ، باز صداي تلفن بلند شد . 6- واژه‌ «دماغ» را معنا و حركت‌گذاري كنيد . رفته رفته سر دماغ آمدم.             بوي كباب ، تازه به دماغشان رسيده است. لا اقل زحمت آشپز از ميان نرود و دماغش نسوزد. 7- واژه‌هاي «غليان» و «قليان» را در جاي مناسب قرار دهيد . قدري براي به جا آمدن احوال و تسكين «         » دروني در حياط قدم زده. 8- نوع«و» را در عبارات زير مشخّص كنيد. والله چه عرض كنم.                    شب عيد نوروز بود و موقع ترفيع رتبه. آش‌ جو اعلا و كباب برّه‌ي ممتاز و دورنگ پلو و  چند جور خورش با تمام مخلّفات رو به راه شده است . درس ششم محمّد ولي به زنداني گفت : «يالّا‌، ميري گوشه‌ي اتاق ، جم بخوري مي‌زنم.» برعكسِ محمّد ولي ، مأمور دوم هيچ حرف نمي‌زد. فقط سايه‌ي او در زمينه‌ي ابرهاي خاكستري كه در افق دايماً در حركت بود ،‌علامت و نشان اين بود كه راه آزادي و زندگي به روي گيله مرد بسته است . ناگهان به گيله مرد گفت : «نمي‌خواهي فرار كني ؟» گيله مرد بي‌اختيار جواب داد: «نه» ، ولي دست و پاي خود را جمع كرد . - «ببين چه مي‌گم!» صداي گرفته و سرماخورده‌ي مأمور در نفير باد گم شد. ما از دست خان‌هاي خودمان خيلي صدمه ديده‌ايم امّا باز رحمت به خان‌ها؛‌از آن‌ها بدتر امنيّه‌ها هستند . براي اين امنيه شدم تا از شرّ امنيه راحت باشم .    1- هركدام از شخصيت‌هايي كه در متن نام برده شده‌اند،‌نماد چه انسان‌هايي در عصر خود هستند ؟ 2- فارسيِ معيارِ نوشتاريِ واژه‌هايِ محاوره‌اي متن را بنويسيد. 3- به نظر مأمور دوم امنيه‌ها بدتر اند يا خان‌ها ؟ 4- داستان گيله‌مرد از كدام مجموعه داستان بزرگ علوي برگزيده شده است ؟ 5- معناي كنايي «رجز خواندن » را بنويسيد. 6- آرايه‌هاي «متناقض نما» و «تشخيص» را در عبارت‌هاي زير توضيح دهيد . غرّش باد آوازهاي خاموشي را افسار گسيخته كرده بود هيبتِ‌ خاموشي ،‌او را متوحّش كرد . 7- مفهوم كنايه‌هاي زير را بنويسيد: حرف نيش‌دار زدن                          حساب كهنه پاك كردن از كسي دل‌پري داشتن                     زخم زبان زدن 8- تأثير داستان گيله‌مرد را بر كدام كتاب جلال آل‌احمد به طور آشكار مي‌بينيم ؟ باتوجه به متن زیر به سؤالات پاسخ دهید . «مأمور دوم پیشاپیش آن ها حرکت می کرد .او هم درفکر بدبختی وبیچارگی خودش بود .او اهل شمال نبود .برنج این ولایت بهش نمی ساخت .باران ورطوبت بی حالش کرده بود .روزهای اول هرچه کم داشت ازکومه های گیله مردان جمع کرد .به آسانی می شد اسمی روی آن گذاشت .«این هااثاثیه ای است که گیله مردان قبل ازورود قوای دو لتی ازخانه های ملاکین چپاول کرده اند » اومزه ی این زندگی راچشیده بود .مکرر زندگی خود آنها را غارت کرده بودند .» 1- درچه قسمت هایی ازداستان نویسنده با وضعیت زندگی مأمور دوم ، اظهار همدردی می کند ؟ 2- درعبارت « برنج این ولایت بهش نمی ساخت » نویسنده می خواهد به چه نکته ای اشاره کند؟ 3- توجیه مأموران دولت ازغارت کومه های گیله مردان چه بود ؟ 4- «اومزه ی این زندگی راچشیده بود.» یعنی چه ؟ درس هفتم سووشون زري سوار مي‌شود و از مزارع درو شده مي‌گذرد. گندم‌ها مثل سيل طلا روي هم انبار شده. مردها دارند كاه‌ها را جمع مي‌كنند و با طناب سياهي مي‌بندند و بار الاغ مي‌كنند. از كنار هر مزرعه‌اي كه مي‌گذرد ، مردها در مزرعه‌ها، به او سلام مي‌كنند. و او « نه خسته» اي مي‌گويد، و مي‌گذرد. به كنار مزرعه‌ي آخري مي‌رسد . مردها هنوز در حال درو كردن هستند و زن‌هاي خوشه‌چين، به قطار، كنار مزرعه نشسته‌اند و سرشان به طرف مزرعه است. همه‌شان چارقد سياه بر سر دارند. مي‌دانند كه يوسف هميشه به مردها مي‌گويد: «شلخته درو كنيد تا چيزي گير خوشه چين‌ها بيايد.» و به همين جهت است كه زن‌هاي خوشه‌چين  دو تا جوال با خود مي‌آورند.   1- سووشون چيست ؟ 2- يك تشبيه بيابيد و اركان آن را مشخّص كنيد. 3- دو قهرمان اصلي كتاب سووشون را بنويسيد. 4- يوسف چگونه شخصيتي دارد؟ 5- زن‌هاي خوشه‌چين به چه منظور كنار مزرعه‌ها نشسته‌اند؟ 6- در كدام عبارت درس،مفهوم اين بيت حافظ آمده است : ثوابت باشد اي داراي خرمن / اگر رحمي كني بر خوشه‌چيني 7- كدام گزينه درباره‌ي درون مايه‌ي داستان «سووشون » نادرست است؟ الف) اوضاع بي‌نظم و پر از ستم جامعه‌ي استعمارزده‌ي فارس در جنگ دوم جهاني ب) حماسه‌ي سياوش و كشته شدن اين جوان پاك ج ) تركيب واقعه‌ي عاشوراي حسيني و سوگ سياوش د ) دغدغه‌ها و مسائل عاطفي يك سرباز وفادار در اين داستان به خوبي بيان گرديده است. 8-  گوينده و مخاطب عبارت «او «نه خسته» اي را مي‌گويد را بنويسيد. باتوجه به متن زیر به سؤالات پاسخ دهید . «زن آشکارا نشنیده جواب می دهد « نه جان دلم بامال می رویم .غلام شما محمد تقی مال آورده ، زیردرخت گیسو منتظر مانشسته .یک جوال پر بابت کرایه می گیرد » زن می ایستد چانه اش گرم شده .» 1- «چانه اش گرم شده »کنایه ازچیست ؟ 2- درعبارت زیر ،چرا زری بعدازسخن عمه ، به یادحضرت زینب (س) افتاد؟ «عمه گفت :خان کاکا ،فعلاً توهستی ونعش برادر ، منشین وتماشا کن که خونش پایمال بشود .زری نگاهش کرد ویادش به حضرت زینب افتاد.  درس هشتم 1- عبارت كنايي « دندان قروچه‌اي كرد»يعني چه؟ 2- «مترادف» را در عبارت زير بيابيد. مرد پهن و كوتاه قد و خپله‌اي پيرهني ريش ريش روي سينه‌اش دهن كجي مي‌كرد. 3- كدام جمله به مفهوم آيه 28 سوره رعد (13) نزديك است؟ الف) گنجينه‌ي صلح و آرامشي كه خداوند به او بخشيده ب ) احساس كردند كه تارهاي قلبشان مرتعش شده است. ج ) پس از آن ابديت در كار است. د ) دستوارات خداوندي را بر همه چيز، بر مرگ و بر زندگي مقدم مي‌شمارم. 4- گوينده عبارات زير چگونه شخصيتي است؟ من خوشم نمي‌آيد برده‌هايي داشته باشم كه مدام دعا و سرود مي‌خوانند و صدايشان بلند است. حالا ديگر مسيح تو، من هستم. هرچه مي‌گويم بايد عمل كني. 5- اصلي‌ترين مسائل در حوزه‌ي ادب پاي‌داري را بنويسيد. 6- عبارت زير، نويسنده‌ي كدام اثر را مي‌شناساند ؟ با نوشتن اين داستان جنب و جوش بي‌سابقه‌اي در ميان مبارزان راه آزادي سياه پوستان به راه انداخت و در مدتي كوتاه شهرت جهاني يافت. از اين داستان تا كنون نمايش‌نامه‌ها و فيلم‌هاي متعددي ساخته‌اند. 7- نويسند هر اثر را در مقابل آن بنويسيد. الف) ادب‌المقاومة في فلسطين المحتلّه ب) راه بئرسبع ج) كلبه‌ي عمو تُم د) خوشه‌هاي خشم هـ) موش‌ها و آدم‌ها و) سال پنجم الجزاير ز) آدم‌ها و خرچنگ‌ها ح) انگيزه‌ي نيكسون‌كشي و جشن انقلاب شيلي 8- نام كشوري كه معرفي شده است ، بنويسيد. الف) كشوري در شمال اروپا در شبه جزيره‌ي اسكانديناوي ميان نروژ و درياي بالتيك. پايتخت آن استكهلم است.   درس نهم ما را به ياد بياور، اينك كه ميان خار بيابان‌ها، / و كوه‌هاي سنگلاخ سرگردانيم، ما را به ياد بياور اكنون كه / له كرده‌اند گل‌هاي نوشكفته در پشته‌هاي اطرافمان را / خانه‌ها را بر سرمان خراب كرده‌اند/ اجسادمان را به هر طرف افكنده‌اند؛ / و راه بيابان را به رويمان باز گذاشته‌اند ؛/ تا اين كه مزرعه‌ها بر خود پيچيدند؛ / و از سايه‌هاي آبي، خارهاي سرخ/ بر اجساد به جا مانده و طعمه‌ي عقاب و زاغ شده، فرو ريخت/ آيا از سرزمين تو بود كه فرشتگان / سرودهاي صلح و شادي انسان را براي چوپانان خواندند؟/ وقتي كه مرگ در شكم درندگان، دنده‌هاي بشر را ديد / و در قهقهه‌ي فشنگ‌ها،/ بر سر زنانِ گريان ، به« دبكه» پرداخت ،/ جز او كسي نخنديد.   1- « راه بيابان را به رويمان باز گذاشته‌اند » كنايه از چيست؟ 2- منظور از عبارت زير چيست؟ وقتي كه مرگ در شكم درندگان ، دنده‌هاي بشر را ديد. 3- « در قهقهه‌ي فشنگ‌ها» چه آرايه‌ي ادبي به كار رفته است ؟ 4- منظور از « او» در « جز او كسي نخنديد » چيست؟ 5- در كدام عبارت، شاعر اشاره به تبعيد فلسطينيان دارد ؟ 6- منظور از عبارت‌هاي زير را در مقابل آن‌ها بنويسيد. الف) گل‌هاي نوشكفته                 ب) پشته‌هاي اطرافمان ج) سرودهاي صلح                     د) چوپانان 7- در عبارت زير كدام واژه معنا شده است؟ « پاي‌كوبي و جشن ملي است كه در سوريه رواج دارد.» 8- كتاب، براي كدام عبارت توضيح زير را آورده است؟ « هواپيماهايي كه بمب و موشك از آسمان فرو مي‌ريزند. درس دهم معني   هیبت خاموشی او را متوحش کرد. لغت «متراكم» ؛‌ یعنی ... :   چند خلنگ خشک به دست باد رانده می شدند  «مُحال» به چه معنی است ؟     «لب پرزدن» ؛ یعنی ... :      «سیاهی‌هایی كه از دور دیده می‌شود.» با چه واژه‌ای هم‌معنی است؟       «موحش» ؛ یعنی ...    کوکب درخشان ،در آن لحظه به افق بسیار نزدیک بود    «كوكب» به چه معنی است؟      «خلنگ» ؛ یعنی ... :     رمانتیك» ؛ یعنی ... : افسانه‌ای داستانی - عبارت‌هاي زير را معنا كنيد . الف ) پيش پايش را گرفت بود ب ) آب سطل لب‌برد مي‌زد 3- واژه‌هاي مناسب معاني زير را بيابيد و در برابر آن‌ها بنويسيد. الف) كالبد، سايه‌، سياهي كه از دور ديده مي‌شود ب) ستاره ج) وحشت‌آور، ترسناك د) نام گياهي است، علف جارو درك مطلب نگاه تضرّع‌آمیز» ؛ یعنی ... : نگاه التماس‌آمیز   «قد علم‌كردن» به چه معنی است؟ اظهار وجود كردن دانش هاي ادبي مهم‌ترين آثار « ويكتور هوگو » مشهورترين شاعر رمانتيك قرن نوزدهم فرانسه را نام ببريد ؟ "بينوايان" ، "گوژپشت نتردام" ، "كارگران دريا" و "مردي كه مي‌خندد" . ویكتورهوگو  فرهنگستان فرانسه درآمد؟ ویكتورهوگو  كدام شاعر است كه از ده‌سالگی به شعر گفتن پرداخت و با وجود سن كم به عضویت  بزرگ‌ترین قهرمان كتاب بینوایان چه نام‌دارد؟     «بینوایان» اثر كیست؟ چرا «ویكتورهوگو» بیست سال را در تبعید گذراند؟ به دلیل مخالفت با  اثر ویكتورهوگو به خوبی بیان شده است؟ بینوایان  ماجرای مردم تیره‌روزی كه با دشواری‌های زندگی روبه‌رو بوده‌اند، در كدام   ویكتورهوگو در چه قرنی می‌زیسته‌ است؟ قرن نوزدهم  دارد؟ تشخیص  عبارت «چند دسته از بوته‌های خار، در نقاط بی‌درخت سوت می‌زدند.» چه آرایه‌ای   «صدای پای جانوران را كه روی علف‌ها راه می‌رفتند، دید.» چه آرایه‌ای دارد   4- در عبارت‌هاي زير چه آرايه‌ي ادبي به كار رفته است؟ الف) شب بي‌كران در مقابل اين مخلوق كوچك قد علم مي‌كرد. ب) نقاب حزن‌انگيز ظلمت بر سر اين كودك فرود آمده است. 5- توصيف زير را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ اين واقعه، در شبي تاريك ، ميان يك جنگل ، در فصل زمستان و دور از هر انساني وقوع مي‌يافت. 6- مشهورترين شاعر رمانتيك قرن نوزدهم فرانسه كيست؟ 7- بزرگ‌ترين قهرمان كتاب بينوايان كيست؟ 8- موضوع « كتاب بينوايان ويكتور هوگو» چيست؟   جمله‌ی «انسان باید مثل گربه باشد.» چه آرایه‌ای دارد؟ تشبیه خودآزمايي - عبارت زير بيانگر كدام ويژگي زن تنارديه است؟ زن نفرت انگيز با دهاني هم چون دهان كفتار و چشماني برافروخته از غضب. کوزت برای غلبه بر ترس و دلهره ی خود چه تدبیری اندیشید؟ درس يازدهم لغت   در عبارت «چراغ را در اصلاح كردن بكش» كشتن چراغ چه معنی می‌دهد؟   چراغ    خاییدن» ؛ یعنی ... :  «    «قوت كودكان» ؛ یعنی ... :        «این آیت فرو آمد» ؛ یعنی ... :    درك مطلب «ناتانائیل ،آرزومکن که خدارادرجایی جزهمه جا بیابی .هرمخلوقی نشانی ازخداست وهیچ مخلوقی اوراهویدانمی سازد.ناتانائیل ،ای کاش عظمت درنگاه توباشد نه به آن چه می نگری .ناتانائیل ، من شوق رابه توخواهم آموخت .اعمال ما به ما وابسته است هم چنان که دزخشندگی به فسفر .واگر روح ما ارزش چیزی راداشته ،دلیل برآن است که سخت ترازدیگران سوخته است .برای من «خواندن این که شن ساحل ها نرم است »  کافی نیست ،می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند .معرفتی که قبل ازآن احساسی نباشد ، برای من بیهود ه است . 1- کدام جمله مفهوم «چشم ها رابایدشست ،جوردیگرباید دید » رادربردارد ؟ 2- آیه ی « لاتدرکه الابصاروهویدرک الابصار» باکدام قسمت متن بالا ارتباط دارد ؟ 3- منظور از جمله ای که زیر آن خط کشیده شده است ، چیست؟ 4- ازنظر نویسنده ، چه نوع معرفتی باارزش است ؟ 5- کدام یک از جملات بالا به « تجربه وآزمایش شخصی » تأکید دارد؟   به هر كجا بروي جز خدا چيزي را ديدار نمي‌تواني كرد. خدا همان است كه پيش روي ماست . ناتانائيل ، اي كاش «عظمت» در نگاه تو باشد نه در چيزي كه به آن مي‌نگري. ناتانائيل، من شوق را به تو خواهم آموخت؛ اعمال ما به ما وابسته است، هم‌چنان كه درخشندگي به فسفر.   1- آيه 115 سوره بقره(2) و آيه 38 سوره مدثر (74 ) هر يك با كدام قسمت متن ارتباط دارند؟ 2-«ئيل» يعني چه؟ و شش واژه كه به آن پايان يافته است، بنويسيد. 3- «چشم‌ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد» از كيست و با كدام قسمت متن مناسبت دارد؟ 4- آرايه‌ي تشبيه را بيابيد و طرفين ( مشبه، مشبه‌به) آن را مشخص كنيد     «ای‌كاش عظمت درنگاه تو باشد.» كدام شعر «سهراب سپهری» را به‌یاد می‌آورد؟        «آرزو مكن كه خدا را در جایی جز همه جا بیابی.» ؛ یعنی ... : خدا همه جاست     مفهوم جمله‌ی «هیچ از او ذخیره مگذار» چیست؟ چیزی را از او پنهان مكن دانش هاي ادبي تحفة‌الاخوان» اثر كیست؟   مائده‌های زمین» از كیست؟     به كدام جهت، آندره ژيد جايزه‌ي نوبل را از آن خود كرد؟   خودآزمايي   "اي كاش عظمت در نگاه تو باشد" از آندره‌ژيد را با شعر سهراب سپهري « چشم‌ها را بايد شست / جور ديگر بايد ديد » مقايسه كنيد ؟ هر دو بر اين باورند كه بايد معيارها را عوض كرد – بايد به ارزش‌ها بهاء دادند نه به شكل‌ها