مائده های زمینی

 نوع ادبی : ادبیّات غنایی

 قالب : نثر

 محتوا: خداشناسی و تأكيد بر بينش صحيح و تجربه ي امور

 نویسنده : آندره ژید

 ترجمه : پرویز داریوش ، جلال آل آحمد

توضیح درباره ی درس:

 یکی از نویسندگان فرانسوی آندره ژید است . کتاب مائده های زمینی او ، حاصل شور و شوق جوانی نویسنده است نثر سنگین کتاب به تأثیر از آثار شاتو بریان است.

 جملات این اثر شاعرانه زیبا و لطیف است ژید گاه به طنز نیز گرایش پیدا می کند . بخش منتخب از کتاب نوعی معرفت شناسی و خداجویی شاعرانه است .ژید می خواهد خدا را حس کند و به دانستن این که خدا هست اکتفا نمی کند . از این حیث این بخش کتاب خود را به آثار عرفانی عرفای ما نزدیک ساخته است . مائده های زمینی را جلال آل احمدو پرویز داریوش ترجمه کرده اند.

شرح مفاهیم مشکل درس:

 مائده زمینی

 مائده : خوردنی

 مائده آسمانی یا مائده ی مسیح : غذای بهشتی

روایت کنند که تا مدتی هر روز به وسیله ی ابر ، خوانی ( سفره ای ) بر عیسی (ع) نازل می شد ودرآن ماهی بریان بود ( ر.ک. فرهنگ معین ) نام این کتاب خالی از طنز نیست ، آندره ژید به زبان طنز « اموال غیر منقول » را مائده های زمینی می داند.

 «ناتانائیل» ، آرزو مکن که خدا را در جایی جز همه جا بیابی . «ناتانائیل» خدا در همه جا هست خدا بزرگتر از آن است که در جایی خاص ( غیر از همه جا بتوانی او را بیابی .)

 «ناتانائیل» در عهد عقیق ( تورات ) به معنی « خداداد» آمده است. یک مخاطب فرضی است . آندره زید در آغاز کتابش می نویسد : «ناتانائیل» سخن می گوید در حالی که او را هنوز ندیده است »

هر مخلوقي نشاني از خداست  و هيچ مخلوقي او را هويدا نمي سازد.

قرابت معنايي دارد با آيه «لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار» و بيت

پنهان ز ديده ها و همه ديده ها ازاوست                       آن آشكار صنعت پنهانم آرزوست

 همان دم که مخلوقی نظر مارابه خویشتن منحصر کند ما را از خدا بر می گرداند.

تا وقتی خدا را در «همه ی هستی » می بینیم خدا را دیده ایم همین که مخلوق خاصی را خدا بدانیم از خدا روی گردانده ایم واین آغاز بت پرستی است .

 دریغا که نمی دانیم هم چنان که در انتظار او به سر می بریم ، به کدام درگاه نیاز آوردیم.

 نویسنده عجز انسان را از شناخت خدا بیان می کند .

 اودر همه جا هست ؛ هر جا و نایافتنی است.

 چون همه جا هست نایافتنی است ( این بخش با آیه ی «لاتدرکه الابصار و هو یدرک الابصار»  چشم هااو را نمی بیند ولی او چشم هارا می بیند  قابل مقایسه است .)

پارادوكس دارد.

 خدا همان است که پیش روی ماست . «ناتانائیل» ای کاش « عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری .

 به هر چیز که بنگری به خدا نگریسته ای . اگر عظمت خداوندی را در آنچه پیش روی توست نمی بینی برای آن است که عظمت در نگاه تونیست ، تو نگاه خدا بین نداری.

 قرابت معنايي دارد با شعر سهراب سپهری : چشم ها را باید شست ؛ جور دیگر باید دید . و اين جمله ي خواجه عبدالله:« الهي به بهشت و حور چه نازم؛ مرا ديده اي ده كه از هر نظر بهشتي سازم.»

«ناتانائیل» ، من شوق را به تو را يه تو خواهم آموخت ؛اعمال ما به ما وابسته است، هم چنان كه درخشندگي به فسفر.

 «ناتانائیل» می خواهم معنی « شوق » را به تو بیاموزم : اول باید بپذیری که نتیجه ی  اعمال ما به ما باز می گردد

تشبيه نسبت اعمال ما به ما   به نسبت درخشندگي به فسفر

ارتباط معنايي دارد با بيت:

اين جهان كوه است و فعل ا ندا            سوي ما آيد صداها را ندا

درست است كه اعمال ما  ما  را مي سوزانند ولي تابندگي ما از همين است و اگر روح ما ارزش چيزي داشته دليل بر آن است كه سخت تر از ديگران سوخته است.

و نیز قبول کنی که اعمال نیک ما باعث سختی و عذاب ما می شوند: ولی ارزش و تابندگی انسان ، از همین سوختن در راه نیکی حاصل می شود . واین معنی حقیقی شوق است ، شوق به نیکی ها.

« هر که دراین بزم مقرب تر است                                  جام بلا بیشترش می دهند»

 

برای من « خواندن» این که شن ساحل ها نرم است كافي نيست: مي خواهم پاي برهنه ام اين نرمي را حس كند. معرفتي كه قبل از آن احساسي نباشد ،  برای من بیهوده است.

 دانش های نظری در راه شناخت حقیقت لازم است اما کافی نیست حقیقت راباید تجربه کرد یا  حس کرد همچون پایی که نرمی شن ها را حس می کند . شناخت های ایمانی باید حاصل تجربه شخصی باشد « خواندن » کافی نیست .

 منظور از «خواندن » دانش های نظری و تئوری و نقل قول كردن از ديگران است .

تأكيد بر تجربه هاي شخصي و دانش عملي.

 هر گز در این جهانچيزي نديده ام كه حتّي اندكي زيبا باشد؛ مگر آن كه فوراً آرزو كرده ام تا همه ی مهر من آن را در بر گیرد.

 زیبایی ها را با تمام وجود دوست دارم حتی اگر اندکی باشد .

جواب خودآزمایی درس یازده:

 

1.      او در همه جا هست هر جا و نایافتنی است . هر مخلوقي نشاني از خداست  و هيچ مخلوقي او را هويدا نمي سازد.

2.    دریغا که نمی دانیم هم چنان که در انتظار او به سر می بریم ، به کدام درگاه نیاز آوردیم.

3.   در هردو متن  به این نکته اشاره شده است که اگر خوب به هستی نگاه شود می توان وجود خداوند را دریافت و برای رسیدن به این نکته باید نگاهمان و چشمانمان را خوب تربیت کنیم. تأكيد  بر داشتن طرز تفكر مثبت  و درست