نمونه سوال ادبیات فارسی 2 (نیم سال دوم)
درس دوازدهم
معني
به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم
به خواب عافيت آن گه به بوي موي تو باشم .
سر كش مشو كه چون شمع از غيرتت بسوزد دلبر كه در كف او موم است سنگ خارا .
لغت
«تفقّد» ؛ یعنی ... :
باد شرطه» به چه معنی است؟
«ایهام» در لغت چه معنی میدهد؟
در مصراع «حافظ به خود نپوشید این خرقهی میآلود» به خود ؛ یعنی ... :
به «خواب عافیت» ؛یعنی ... :
معنی «به بوی موی تو باشم» چیست؟
«بادیه» چه معنی میدهد؟
درك مطلب
1- در بيت زير سعدي كدام آرزو را بيان ميكند؟
در آن نفس كه بميرم ، در آرزوي تو باشم/ بدان اميد دهم جان كه خاك كوي تو باشم .
2- با توجه به بيت زير، مقصد عارفان و عاشقان حقيقي چيست؟
حديث روضه نگويم، گل بهشت نبويم / جمال حور نجويم، دوان به سوي تو باشم .
3- در ابيات زير، واژههايي كه داراي ايهام است بيابيد و هر دو معناي آنها را بنويسيد.
الف) به خوابگـاه عــدم گر هـزار سال بخسبـم/ به خواب عافيت آنگـه به بوي موي تو باشم.
ب) گفتم غـم تو دارم، گفتـا غمـت سـرآيـد /گفتم كه ماه من شـو ، گفتـا اگـر بـرآيـد.
ج) دي ميشد و گفتم صنما عهد به جايآر/ گفتا غلطي خواجـه در اين عهـد وفا نيست.
د) كمندصيد بهرامي بيفكن جام جم بردار/ كه من پيمودم اين صحرا نه بهرام است و نه گورش.
4- معناي مصراع زير و مرجع ضمير« تو» را بنويسيد.
اگر خلاف كنم سعديا به سوي تو باشم.
5-معناي واژههاي « خدا را » ، « باد شرط»، «باشد كه»، «به جاي»،«تفقّد» ، «به خود»، را در مقابل مصراع آن بنويسيد.
الف) دل ميرود ز دستم صاحبدلان ، خدا را
ب ) كشتي شكستگانيم اي بـاد شرطه برخيـز
ج )باشــد كه بـاز بينيـم ديــدار آشنـا را
د) نيكـي به جاي ياران، فرصت شمار يارا
هـ )روزي تفقّـدي كـن درويش بـينوا را
و ) حافظ به خود نپوشد اين خرقهي ميآلود
6- «جام مي» در مصراع زير به چه مانند شده است؟ و در اصطلاح عارفان چيست؟
آيينهي سكندر جام مي است بنگر
7- دربارهي پيامهاي زير ، مصداقهايي از غزل « دل ميرود ز دستم » پيدا كنيد :
الف) آشكار شدن عشق ب ) اميدواري
ج ) اغتنام فرصت د ) درويشنوازي
هـ ) حسن خلق و ) خوشباشي
ز ) تسليم ح ) ناپايداري دنيا
ط ) عشق و رندي ي ) طنز
8 – با توجه به شرح زير «او» كيست؟
از افراد بنياسرائيل ، معاصر حضرت موسي (ع) و به قولي پسر عموي وي بود. او جاه طلب ، بخيل، حسود و بسيار ثروتمند بود. موسي او را نفرين كرد و بر اثر اين نفرين، زمين شكاف برداشت و او و خانه و گنجش را به كام خود فرو برد . داستان او در آيات 76 تا 82 سوره قصص (28) آمده است.
باتوجه به ابیات زیر به سؤالات پاسخ دهید .
درآن نفس که بمیرم درآرزوی توباشم / بدان امیددهم جان که خاک کوی توباشم
به مجمعی که درآیندشاهدان دوعالم / نظربه سوی تودارم ،غلام روی توباشم
حدیث روضه نگویم ،گل بهشت نبویم / جمال حورنجویم ، دوان به سوی توباشم
به خوابگاه عدم گرهزارسال بخسبم / به خواب عافیت آنگه به بوی موی توباشم
می بهشت ننوشم زجام ساقی رضوان / مرابه باده چه حاجت ، که مست بوی توباشم
هزاربادیه سهل است با وجودتورفتن / اگرخلاف کنم سعدیا به سوی توباشم
به وقت صبح قیامت که سرزخاک برارم / به گفت وگوی تو خیزم به جست وجوی توباشم
1- دربیت دوم «شاهدان »چه کسانی هستند ؟
2- کدام یک ازبیت های بالا ،بابیت زیر هم مفهوم است ؟
«مارانه غم دوزخ ونه حرص بهشت است / بردار زرخ پرده که مشتاق لقاییم »
3- منظوراز«خوابگاه عدم »دربیت سوم چیست؟
4- دربیت پنجم شاعربه چه دلیل می گوید «من نیازی به باده ندارم» ؟
5- چرا پشت سر گذاشتن مشکلات برای شاعر آسان است؟
6- دربیت اول شاعر به چه امیدی حاضر است که جان خود را فدا کند ؟
7- منظورازکلمات مشخص شده در ابیات زیر چیست؟
به وقت صبح قیامت که سرزخاک برارم / به گفت وگوی توخیزم ،به جست وجوی توباشم
هزاربادیه سهل است باوجود تورفتن / اگرخلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم
در مصراع دوم بیت « دل می رود زدستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا » منظور شاعر ازراز پنهان ، چیست ؟
دربیت «آسایش دو گیتی تفسیر این دوحرف است / بادوستان مروت ، بادشمنان مدارا » شاعرآسایش دوجهان را درچه می داند ؟
با توجه به بيت زير آسايش در دو دنيا به عمل به چه نكاتي حاصل ميشود ؟
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا
با دوستان جوانمرد بودن و با دشمنان مهربان بودن
- با توجه به بيت زير به سؤالات پاسخ دهيد :
دل ميرود ز دستم صاحبدلان خدا را دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا
دل ميرود ز دستم يعني چه؟
- "دردا" نشانه چيست؟
هنگام تنگ دستی در عیش کوش مستی كاين كيمياي هستي قارون كند گدا"
مقصود از « كيمياي هستي » در مصراع " كاين كيمياي هستي قارون كند گدا" . را چيست ؟
- مقصود از جام مي در اصطلاح عارفانه با توجه به اين بيت چيست ؟
دل ميورد ز دستم صاحبدلان خدا را". خدا را يعني چه ؟
در مصراع «اگر خلاف كنم سعدیا به سوی تو باشم» قسمت مشخص شده چه معنی میدهد؟
در مصراع «دل میرود ز دستم صاحبدلان، خدارا» خدارا به چه معنی است؟
«نیكی به جای یاران» ؛ یعنی ... :
منظور شاعر از «جام می» در مصراع «آیینهی سكندر جام می است بنگر» چیست؟
چیست؟ در مصراع «به مجعمی كه در آینده شاهدان دوعالم» منظور از كلمات مشخص شده
مفهوم مصراع «دلبر كه در كف او موم است سنگ خارا» چیست؟
دانش هاي ادبي
آرايه ابيات زير را بيابيد و بنويسيد .
"كشتي شكستگانيم اي باد شرطه برخيز باشد كه باز ببينم ديدار آشنا را "
"ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون نيكي به جاي ياران ، فرصت شمار يارا"
كدام بيت آرايه ايهام ندارد .
الف- كشتي شكستگانيم اي باد شرطه برخيز باشد كه باز بينيم ديدار آشنا را
ب- ده روز مهرگردون افسانه است و افسون نيكي به جاي ياران فرصت شمار يارا
ج- آينه سكندر جام مي است بنگر تا بر تو عرضه دارد احوال ملك دارا
د- اميد هست كه روي ملال در نكشد از اين سخن كه گلستان نه جاي دلتنگي است
كدام شاعر لقب «استاد سخن» گرفته است؟
مصراع «گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست» چه نوع آرایهای دارد؟
مصراع«آیینهیسكندر جام میاست بنگر»چهآرایهای دارد؟
درس سيزدهم
معني
"دلا تا كي در اين زندان ، فريب اين و آن بيني يكي زين چاه ظلماني برون شو تا جهان بيني"
«تاسها برگیر» به چه معناست؟
عنان گير تو گر روزي جمال درد دين باشد عجب نبود كه با ابدال خود را هم عنان بيني
لغت
كه خطي كز خرد خيزد تو آن را از بنان بيني .
«شكردن» ؛ یعنی ... :
«عنان گیر» به چه معنی است؟
«بنان» ؛ یعنی ... :
«نمیهلند» ؛ یعنی ... :
دوگانه» ؛ یعنی ... :
«صاحب گوهر» به چه معنی است؟
معناي واژههاي « دلشكر » ، « عنانگير» ، « ابدال » ، « هم عنان » ، «اركان»، « كوته ديدگي »، « بنان» ، «غِرّه » ،« اقبالي » ، « ادباري» را در مقابل مصراع آن بنويسيد.
الف ) نه بـر اوج هوا او را عقابي دلْشِكَـر يابي
ب ) عنانگير تو گر روزي جمالِ دردِ دين باشد
ج) عجب نَبْوَد كه با اَبدال خود را همعِنان بينـي
د ) ز يزدان دان،نه از اركان ، كه كوتهْديدگي باشد
هـ ) كه خطي كز خِرَد خيزد ، تو آن را از بَنان بيني
و ) بدين زور و زرِ دنيا ، چو بي عقلان ، مشو غرّه
ز ) چه بايد نازِش و نالِش ،بر اقبالـي و ادبـاري
«ودود» به چه معناست؟
درك مطلب
به هر جانب كه روي آري درفش كاويان بيني . « درفش كاويان » نماد چيست ؟
- مقصود از زندان و چاه ظلماني در بيت زير چيست ؟
"دل تا كي در اين زندان ، فريب اين و آن بيني يكي زين چاه ظلماني برون شو تا جهان بيني"
- "از عرش به فرش آمدن" كنايه از چيست ؟
در مصراع «زیزدان دان نه از اركان...» منظور از (اركان) چیست؟
موضوع كدام گزينه « دينداري و اطاعت از احكام شريعت » است ؟
الف) كه گر عرشي به فرش آيي و گر مـاهي به چاه افتي/ و گر بحري تهي گردي ، و گر باغي خزان بيني .
ب ) چه بايد سازِش و نالِش، بر اقبالي و ادباري / كه تا بر هم زني ديـده ، نه اين بيني نه آن بيني
ج )سرِ اََلْب ارسلان ديدي، ز رفعت ، رفته بر گردون ؟ / به مرو آ تا كنون در گِل تنِ اَلْب ارسلان بيني
د )عِنانْگيـرِ تـو گـر روزي جمالِ دردِ دين باشد/ عجب نَبْوَد كـه بـا اَبدال خود را هم عِنان بيني
در كدام گزينه « جاني» قيد است به معني « از سوي جان»؟
الف) من نيم موقوف نفخ صور، همچون مردگان / هر زمانـم عشق جاني ميدهد ز افسـون خويش
ب ) ندانمت به حقيقت كه در جهان به كه ماني /جهان و هر چه در او هست صورتاند و تو جاني
ج) از جان طمـع بريــدن آسـان بـود وليكـن/ از دوستـان جـانـي مشكل توان بريدن
د ) ور امروز اندر اين منزل تو را جاني زيان آمـد/ زهي سرمايه و سودا كه فردا زان زيان بيني.
« درفش كاويان» در مصراع زير نماد چيست؟
به هر جانب كه روي آري درفشِ كاويان بيني
« الف» در كدام گزينه نشانهي « كثرت و مبالغه » نيست ؟
الف ) ور امروز اندر اين منزل تو را جاني زيان آمد / زهي سرمايه و سودا كه فردا زان زيان بيني!
ب ) به روز نيك كسان گفت تا تو غم نخوري / بسـا كسـا كه به روز تو آرزومنـد است
ج) نه من سبوكش اين دير رند سوزم و بس/ بسـا سرا كه در اين كارخانه سنـگ و سبوست
د ) دلا!تا كي در اين زندان، فريب اين و آن بيني؟/ يكي زين چاهِ ظلماني برون شو، تا جهان بيني
كنايههاي مصراعهاي زير را بيابيد و معناي آن را در مقابل آن بنويسيد.
الف) دلا! تا كي در ايـن زندان، فريبِ اين و آن بيني؟
ب ) ور امروز اندر اين منــزل تو را جـاني زيان آمد
ج) بدين زور و زر دنيــا، چو بـيعقلان ، مشـو غِرّه
د )كه گر عرشي به فرش آيي و گر ماهي به چاه افتي
دربیت « چه باید نازش ونالش ،براقبالی وادباری /که تا برهم زنی دیده ، نه این بینی نه آن بینی »شاعربه چه دلیل می گوید نباید بربدبختی ها نالید ؟
دربیت « بدین زور وزر دنیا ، چوبی عقلان مشو غره / که این آن نوبهاری نیست کش بی مهرگان بینی »
الف) « شاعر فریفته شدن به دنیا » راصفت چه کسانی می داند ؟
ب) مهرگان نماد چیست ؟
پ) نوبهار بی مهرگان یعنی چه وکنایه ازچیست ؟
5- شاعر دربیت زیر چه چیزی را نشانه ی کوته بینی وسطحی نگری می داند ؟
« زیزدان دان نه ازارکان ،که کوته دیدگی باشد /که خطی کزخردخیزد توآن راازبنان بینی »
6- منظور از« دوگانه ای بگزارم» درعبارت زیر چیست ؟
«ای خواجه ،این تاس رابگیر تادو گانه ای بگزارم »
دانش هاي ادبي
يك اثر از سنايي غزنوي نام ببريد ؟
آرايههاي « واجآرايي» ، «تكرار»، « تضاد»و « لف و نشر مرتّب » را در بيت زير مشخّص كنيد .
چه بايد نازِش و نالِش ، بر اقبالي و ادباري/ كه تا بر هم زني ديده، نه اين بيني نه آن بيني
8- آيهاي را كه بيت زير به آن تلميح دارد ، بنويسيد.
ز يزدان دان،نه از اركان، كه كوته ديدگي باشد / كه خطّي كز خِرَد خيزد،تو آن را از بَنان بيني
«طریقالتحقیق» اثر كیست؟
سنایی غزنوی در چه قرنی زیسته است؟
تركیببند» كدام قالب شعری است كه «سنایی» بر آن تأثیر گذار نبوده است؟ «غزل، قصیده،
افكار و اصطلاحات عرفانی را نخستین بار چه كسی در شعر خود مطرح ساخته است؟ سنایی
درمصراع «به سوی عیب، چون پویی، گر او را غیبدان بینی؟ چه آرایهای دارد؟ «عیب و غیب»
تفاوت «غزل و قصیده» در چیست؟
«فیه مافیه» از آثار ... و معروف ... است.
درس چهاردهم
تربیت انسانی و سنّت ملی ما
معني
آیهی«انما المومنون اخوه»چهمعنی میدهد؟
عبارت عربی «الملك یبقی مع الكفر و لا یبقی مع الظلم» به چه معنی است؟
كهتری را كه مهتری یابد» ؛ یعنی ... : «
لغت
«مناعت» ؛ یعنی ... :
حس شرافتمندی مناعت در شاهنامه دیده می شود.
« مطلبی نغز و نیكو» هم معنی چه كلمهای است؟
همه صفات مذموم اخلاقی هستند
«مذموم» به چه معنی است؟
«خدعه» ؛ یعنی ... :
«رجحان دادن» ؛ یعنی ... :
مصراعهاي زير بخوانيد و معناي «مگر» را در مقابل آن بنويسيد.
الف)مگر اي سحاب رحمت تو بباري ار نه دوزخ
ب ) مـگـــر بنــد، كـز بنــد عــاري بــود
ج ) ايــن مگر خويش است با آن طوطيَك ؟
د ) مــگــر كــاتشِ تــيــز پيـــدا كنـــد
درك مطلب
برای روشن كردن هدفهای تربیتی ما، بزرگترین منبع الهام كدام است؟
بیت «به دیدارت آرایش جان كنم / زمن هر چه خواهی تو فرمان كنم» كدام مفهوم را بیان میكند؟
به ديدارت آرايش جان كنم / زمن هرچه خواهي تو فرمان كنم
مگر بند، كـز بنـد عـاري بود / شكستي بود زشـت كـاري بود
نبيند مرا زنـده با بنـد كس/ كه روشن روانم بر اين است و بس
1- معناي واژههاي «آرايش جان»، «روشن روان» را بنويسيد.
2- فردوسي سخن چه كسي را منظوم كرده است؟
3- موضوع اساسي داستان رستم و اسفنديار چيست؟
4- حروف قافيه را در بيت آخر بنويسيد.
5- چرا داستان رستم و اسفنديار تراژدي است؟
مصراع «نبیند مرا زنده با بند كس» ستایش چیست؟
شد؟» رستم چگونه خبر یافته كه «اگر اسنفدیار را نابود كند خاندان او تباه خواهد
خودآزمايي
نویسنده، كدام كتاب را از كتب مقدس فرنگیان كمتر نمیداند؟
موضوع اساسی داستان «رستم و اسفندیار» چیست؟
هدفهای اساسی تربیت چیست؟
نویسنده چه چیزی را موجب سقوط ساسانیان میداند؟
چه داستان دیگری را از شاهنامه می شناسید که موضع آن طغیان مردم علیه ظلم حاکم است؟
دانش هاي ادبي
كتاب «آزادی و تربیت» اثر كیست؟
درس پانزدهم
معني
«همهچیز به نقش ترجمه شده است.» ؛ یعنی ... :
«طلسم كسی را شكستن» ؛ یعنی ... :
آنها را با جزمیت یا اطمینان خاطر بازگو كردهام
لغت
كالبد بنا ، مينايي است كه روح ايران را در آن حبس كردهاند ؟ مينا : شيشه .
معنی واژههای «عروج، مجرد، ضمیر» چیست؟ به بلندی رفتن، تنها، باطن
« دمدمههای اردیبهشت» به چه معنی است؟
«دورههای متأخّر» ؛ یعنی ... :
«آنها را با جزمیت یا اطمینان خاطر بازگو كردهام»
اصطلاح مربوط به توضيحات زير را بنويسيد.
الف) غيرمادّي، امري كه روحاني محض باشد ،آنچه منزّه از ماده باشد مانند عقل و روح
ب) مُمالِ اسلامي، از طرحهاي هنري، مركّب از پيچ و خمهاي متعدّد
ج) آسمانه و قوس بنا از طرف داخل كه آن را از چوب ميسازند.
د) كاشيهايي كه به شكل گيسوي بافته، پيچپيچان به پايين كشيده ميشوند و غالباً در درون گلدانهاي مرمري جاي ميگيرن
درك مطلب
با توجه به متن زیر ، به سؤالات داده شده پاسخ دهید :
« دمدمه های اردیبهشت ، اصفهان چون شاهزاده ی افسون شده ی افسانه است که طلسمش را شکسته اند . وآرام آرام ازخواب بیدار می شود .شکوفه های به وبادام ،رویاهای پرپرشده ی اویند .»
1- «طلسمش را شکسته اند » کنایه از چیست ؟
2- درمتن زیر ، منظور از کلماتی که زیر آن ها خط کشیده اند ، چیست ؟
« این نقش ها و رنگ ها ، آرزو رویای جهانی بهتر را درخود دارند ، جهانی شبیه به بهشت که درآن کوشیده اند تا نا پیدا کران در محدودجای گیرد ولانه ای برای نامحدود جسته شود .
؟ به روایت تفسیرها «كدام مرغ بهشتی شیطان را در ورود به بهشت یاری كرد
در درس، كدام درخت «درخت بهشتی» ؛ معرفی شده است؟
در كدام معنا به كار رفته است؟ در عبارت «كالبد بنا، مینایی است كه روح ایران را در آن حبس كردهاند.» مینا
دمدمههاي ارديبهشت ، اصفهان چون شاهزادهي افسون شدهي افسانه است كه طلسمش را شكستهاند و آرام آرام از خواب بيدار ميشود. شكوفههاي به و بادام ،رؤياهاي پرپر شدهي اويند و بيد مجنون،معشوقهاي كه زلفهاي خود را بر او افشانده است .امّا بهار جاويدان ، در اين رنگها و نقشهاي كاشيها جاي دارد؛ بهار منجمد و رمزآلود ،چنان كه گويي كالبد بنا، مينايي است كه روح ايران را در آن حبس كردهاند.
£££
1- اركان تشبيه را در دو سطر نخست بيابيد و آن را بنويسيد.
2- رؤياهاي پرپر شدهي اصفهان چيست؟
3-« دمدمه» در اينجا يعني چه و در زبان عربي چه معنايي دارد؟
4-« طلسم كسي را شكستن» يعني چه؟
5- بيت زير با كدام قسمت متن ارتباط دارد ؟
تا پري و ديو در شيشه شود / بلكه هاروتي به بابل در رود
7- كدام گزينه مرجع «او» عاقل است؟
الف) شكوفههاي به و بادام ،رؤياهاي پرپر شدهي اويند .
ب) بيدمجنون معشوقهاي كه زلفهاي خود را بر او افشانده است.
ج) طاووس مرغ بهشتي است و هم او بود كه به روايت تفسيرها،شيطان را در ورود به بهشت ياري كرد .
د ) « دكتر محمدعلي اسلامي نُدوشن» در سال 1304 شمسي در ندوشن نزديك يزد به دنيا آمد . درس« جلوههاي هنر در اصفهان» قسمتي از كتاب« صفير سيمرغ» اوست.
دانش هاي ادبي
- آثار "دكتر محمد علي اسلامي" را نام ببريد ؟
كتاب«صفیرسیمرغ» اثر كیست؟
موضوع كتاب «صفیر سیمرغ» چیست؟
جملههای «اصفهان چون شاهزادهی افسون شدهی افسانه است.» چه آرایهای دارد ؟
خودآزمايي
چرا نویسنده نقش كاشیها را «بهار منجمد» نامیده است؟
در عبارت «گویی كالبد بنا مینایی است كه روح ایرانی را در آن حبس كردهاند به كدام عقیدهی گذشتگان اشاره دارد؟
دو کلمه ممال همانند اسلیمی بنویسید.
درس شانزدهم
معني
از همه ی درس های حفظی بیست می گرفت مگر در ریاضی که کمیتش لنگ بود.
این را از روی طبیعت كشیدم.» «من
لغت
ارتجالاً انشايي ميساخت :
مخذول و نالان طلب استرحام ميكرد .
استرحام كردن» ؛ یعنی ... : طلب رحم كردن معنی است؟ .
مفرد واژهی «معاصی» چیست؟
« تقریر» به چه معنی است؟
«عادت مألوف» ؛ یعنی ... :
«منكر» ؛ چه معنی میدهد؟
«زمانهی جافی» یعنی ؛ ... :
توضيحات زير را بخوانيد و اصطلاح مربوط به آن را در مقابلش بنويسيد.
الف) تشعشع و انتشار خود به خود اشعّه از چند فلز خاص مثل راديوم و اورانيوم.
ب) تغيير در فعّاليت سلولهاي عصبي كه بر اثر دريافت صداهاي بسيار شديد به وجود ميآيد و منجر به تشنّج ، فراموشي و از دست دادن تواناييهاي حسّي ميشود.
ج) موج ايجاد شده هنگامي كه سرعت هواپيما از سرعت صوت بيشتر ميشود . حدّ واسط سرعت صوت و سرعت بالاي صوت است.
د) تعداد ارتعاش در ثانيه . گوش فقط تعداد ارتعاش بين 20 تا 2000 هرتس در ثانيه را ميتواند دريافت كند و پايينتر و بالاتر از آن دريافت نميشود .
هـ ) امواجي كه فركانس آنها بالاتر از 2000 هرتس است و شنيده نميشود .
درك مطلب
مقصود ار اصطلاحات زير را بنويسيد . كميتش لنگ بود -مثل شاخ شمشاد –سپرانداختن- باب دندان
لاف از سخن چو در توان زد آن خشت بود که پر توان زد
کم گوی و گزیده گوی چون در تا زاندک تو جهان شود پر
روزي در خيابان او را ديدم؛ شادي كردم و به سويش دويدم.آن خسرو مهربان و خونگرم با سردي و بيمهري بسيار نگاهم كرد.از چهرهي تكيدهاش بدبختي و سيهروزي ميباريد. چشمهايِ درشت و پر فروغش چون چشمههاي خشك شده سرد و بيحالت شده بود.
1- واژهي « بسيار » در كدام حالت« وصف» و در چه صورت « قيد» است؟
2- يك تشبيه بيابيد و اركان آن را مشخص كنيد.
3-واژهي «خشك» در هر يك از عبارتهاي زير، چه مفهومي دارد؟
الف) چشمههاي خشك شده
ب) هرگز با پرسشهاي خشك خود مرا خسته نميكرد.
ج) مادرم خشك و كم سخن بود.
د) ميگفتند او آدم خشك دستي است.
هـ) هنوز چشمهي ذوق و قريحه و استعداد ادبي او خشك نشده بود.
4- دو واژهي مترادف بيابيد و آنها را بنويسيد.
5- كنايههاي زير را معنا كنيد.
الف) بال و پر افراشته درهم آميخته و گَرد بر انگيختهاند.
ب) كُمَيتش لنگ بود.
ج) دل گرمي
د ) شوري به پا كرده بود.
هـ) با آوازِ خوشِ شش دانگ خواند.
و) صاحبدل
ز) آفتاب از كدام سمت بر آمده كه خسرو كيف همراه آورده است!
ح) رهاوردي بابِ دندان نصيبش شده بود.
ط) خوش رويي
ي) خودرو و خود سر بود .
ك) در چشم به هم زدني پشت او را به خاك رسانيد.
ل) مرد ميدان نبود.
م) فيالجمله نماند از معاصي مُنكري كه نكرد و مُسكري كه نخورد.
ن) خونگرم
س) زهر خند
6- سرايندگان ابيات زير را بنويسيد.
الف) بـزد تيـر بـر چشـم اسفنديـار / سيـه شـد جهان پيش آن نامدار
ب) شكر نعمت نعمتت افزون كنــد / كفر نعمـت، از كفت بيرون كند
ج) از قضا سـر لنگبيــن صفرا فـزود/ روغن بــادام خشكـي مينمود
د) بيدل گمان مبر كه نصيحت كند قبول/ من گوش استماع ندارم لِمَنْ يَقُولُ
و) به صوت خوش چو حيــوان است مايل/ ز حيوان كم نشايد بودن اي دل
7- كدام گزينه بايد در جاي خالي مصراع دوم بيت زير قرار گيرد؟
كبوتري كه دگر آشيان نخواهد ديد/ « » همي بردش تا به سوي دانه و دام
الف) غذا ب) غزا ج) قذا د) قضا
«خشتزدن» كنایه از ... است.
دريغا كه من بارها به همين ترتيب، در چاه ضلالت فرو افتادگان را نجات داده بودم(!) ندانم كه اين بار چرا آن تجربه، صفرا فزود(!) و آن شيوه ، ترتيب اين بينوايِ بر نامِ حيرت فرومانده را اين گونه داد كه همگان ديدند! شگفتا ، سرّ اين دو گانگي بر من معلوم نشد. مگر آن كه بگويم علل و اسباب در دست من است ولي اثر و نتيجه در دست اوست و با او نشايد پنجه در يقه افكندن!»
1- دو تشبيه بيابيد و مشبّه و مشبّهبه آن را مشخّص كنيد .
2- « آن تجربه،صفرا فزود» يعني چه؟
3- تعريف « توكّل » در كدام قسمت متن آمده است؟
4- « پنجه در يقه افكندن » كنايه از چيست؟
5- ملّا نصرالدّين متن بالا را براي كدام عمل خود گفته است؟
6- مفرد جمعهاي مكسّر زير را بنويسيد.
وزرا، وكلا، خطبا، امواج، اخبار، امثال، جرايد، قواعد، اعمال، مصالح، اعصار، وسايل، علل، اسباب
7- « دموستنس » كيست؟
ابتدایی را بگیرد.» چیست؟ منظور از تصدیقنامه، در عبارت «همین باعث شدن كه نتوان تصدیقنامهی دورهی
چیست؟ منظور از ضمایم و تعلیقات» در عبارت «تصویر سرتیپ را ضمایم و تعلیقات كشید.»
«او را نیز بسمل كردم.» ؛ یعنی ... :
«كمیت كسی لنگ بودن» به چه معنی است؟
دانش هاي ادبي
كتاب «بهشت شدّاد» اثر كیست؟
كتاب «نصاب الصبیان» از كیست؟
كدام نوع نوشته است كه «هدف آن اصلاح، نابسامانیها و ناهنجاریهاست.»
- جاهاي خالي متن زير را تكميل كنيد :
درس شانزدهم (خسرو) يكي از نوشتههاي نويسنده معاصر، « » است كه ابتدا در مجلّهي يغما( سال 21 ، شمارهي 7) و سپس در مجموعه داستان« » به چاپ رسيده است. در اين اثر، يكي از مشكلات فرهنگي – اجتماعي عصر ما و آثار « » آن را در قالب « » بيان ميكند.
درس هفدهم
معني
بي آن كه در ركود نشستن باشم .
باغ بی برگي كه ميگويد كه زيبا نيست
ذوالفقار را باز میكنی و ظالم را میبندی» به چه معنی است؟ «
باغ بی برگي /روز و شب تنهاست/ با سکوت پاک غمناکش
خشك آمد كشتگاه من / در جوار كشت همسايه
خشك آمد كشتگاه من / در جوار كشت همسايه
لغت
«شولا» ؛ یعنی ... :
«چمیدن» به چه معنی است؟
«داروگ» چیست؟
درك مطلب
«باغ بیبرگی» ؛ یعنی ... :
منظور از «اسب یال افشان زرد» چیست؟
در كدام كلمه ايهام وجود دارد؟
تو مثل ماه / ستاره / خورشيد / هميشه ميدرخشي / از بدر
ابر در اين مصراع نماد چيست ؟ آسمان را گرفته تنگ در آغوش / ابر با آن پوستين سرد نمناكش نماد غم و خفقان
«بر بساطی كه بساطی نیست» چه مفهومی را بیان میكند؟
داروگ در اين مصراع نيما يوشيج نماد چيست ؟
قاصد روزان ابري ، داروگ ، كي مىرسد باران ؟
گر چه ميگويند : " ميگريند روي ساحل نزديك / سوگواران در ميان سوگوارن "
منظوراز ساحل نزديك چيست ؟
شاعران اوضاع جامعه را چگونه توصيف كرده است :
بر بساطي كه بساطي نيست / در درون كومه تاريك كه در راه با آن نشاطي نيست / و جداردندههاي ني به ديوار اتاقم دارد از خشكيش ميتركد .
شاعر اوضاع جامعه خويش را چگونه به تصوير ميكشد :
ابر در اين مصراع نماد چيست ؟
آسمان را گرفته تنگ در آغوش / ابر با آن پوستين سرد نمناكش
خشك آمد كشتگاه من
در جوار كشتِِ همسايه
گرچه ميگويند :«ميگريند روي ساحل نزديك
سوگواران در ميان سوگواران
قاصد روزان ابري، داروگ، كي ميرسد باران؟
بر بساطي كه بساطي نيست
در درون كومهي تاريك من ذرّهاي با آن نشاطي نيست
و جدار دندههاي ني به ديوار اتاقم دارد از خشكيش ميتركد
- چون دل ياران كه در هجران ياران –
قاصد روزان ابري، داروگ ، كي ميرسد باران؟
1- منظور از واژههاي زير در شعر «داروگ» چيست؟
كشتگاه همسايه
باران كومه
2 –نيما روزگار خود را چگونه ترسيم كرده است ؟
3- شاعر، چشم به راه چيست؟
4- تصويري كه شاعر از اتاق خود ترسيم ميكند، نشانهي چيست؟
5- يك تشبيه بيابيد و اركان آن را مشخص كنيد .
دانش هاي ادبي
چه آرايهي مخفي ديده ميشود بيان كنيد .
داستان از ميوههاي سربهگردون اينك خفته در تالبوت پست خاك ميگويد .
مجموعههاي شعر "مهدي اخوان ثالث" را نام ببريد :
مجموعههاي شعر طاهره صفارزاده را نام ببريد :
متناقضنامه ( پارادوكس ) چيست ؟
توضيح زير مربوط به كدام نوع شعر است .
اين نوع شعر آهنگ دارد اما وزن عروضي ندارد و جاي قافيه مشخص نيست
اين نوع شعر نه آهنگ دارد نه قافيه و نه وزن عروضي و فرق آن با نثر در تخيل شعري است .
شعر معاصر پس از نيما در سه شيوه ادامه يافت نام ببريد .
در كدام گزينه متناقص نامه وجود ندارد .
الف)از تهي سرشار ب) دولت فقر خدايا به من ارزاني دار ج) بر بساطي كه بساطي نيست د) باغ از ميدان چشم در راه بهاري نيست
كدام منظومهی نیما یوشیج است كه آن را سر آغاز (شعر نو فارسی) دانستهاند؟
مجموعهشعر«آخرشاهنامه»اثركدامشاعراست؟
«طنین در دلتا» از كیست؟
شعر «از تهی سرشار / جویبار لحظهها جاری است» چه آرایهای دارد؟
«ذوالفقار را باز میكنی و ظلم را میبندی» چه آرایهای دارد؟
نیست» توصیف چگونه شعری است؟ عبارت«شعریاستكهآهنگدارد اما وزنعروضی نداردوجایقافیه در آن مشخص
در شعر داروگ شاعر با بهرهگیری از «نمادها» چه چیزی را توصیف میكند؟
چند ویژگی برای شعر «اخوان ثالث» برشمردهاند؟
واژهی «كشتگاه، ساحل، كومه» در شعر «داروگ» بیانگر چیست؟
سنگینی و صلابت كدام سبك شعری در شعر اخوان ثالث مشاهده میشود؟
در مطالعهی شعر «نیما» چه نكتهای جلب توجه میكند؟
آرايهي كدام گزينه با گزينههاي ديگر متفاوت است؟
الف) بر بساطي كه بساطي نيست.
ب) جامهاش شولاي عرياني است
ج) صداي سنگين سكوت در سرسرا پيچيده بود
د) هزار باديه سهل است با وجود تو رفتن
توضيحاتي كه در زير آمده است مربوط به كدام شاعر است؟ نام شاعر را در مقابل آن بنويسيد.
الف) در كرمانشاه به دنيا آمد و در مسكو درگذشت ، ديوان وي مجموعهاي از قطعه وغزل و مقداري تصنيف و ترانه است كه مجموعاً با زباني ساده و روان سروده شده است.
ب) از پيشگامان تحوّل در شعر فارسي است. در تبريز به دنيا آمد و در استانبول به تحصيل پرداخت و به زبانهاي تركي، فرانسه و فارسي تسلّط داشت.
ج) وي در يزد زاده شد و از پيشگامان تجدّد در شعر فارسي به شمار ميرود.
د) در سال 1266 شمسي در تبريز به دنيا آمد. .وي از طريق زبانهاي فرانسه و تركي با اشكال جديد شعر آشنايي يافت. اشعار او كه متأثّر از نوپردازان تركيه بود، در جرايد به چاپ ميرسيد.
هـ) متولّد گرمارود الموت است .وي از شعراي نوپرداز به شمار ميرود. كتابهاي « سرود رگبار»، «عبور» و « در سايهسار نخل ولايت» از آثار اوست.
درس هجدهم
معني
با چشماني يتيم نديدنت" يعني چه ؟ از ديدن تو محروم هستم .
كلام تو گياه را بارور ميكند / سخنان تو هستي بخش است .
لغت
هرّا» ؛ یعنی ... : «
«صولت» به چه معنی است؟
«مهیز» : یعنی ... :
گون» چیست؟
درك مطلب
در مصراعهاي زير به كدام صفت حضرت علي اشاره نشده است .
سحر ازسيپدي چشمان تو ميشكوند / و در سايهي آن به نماز ميايستد .
كلام تو گياه را بارور ميكند / سخنان تو هستي بخش است .
گون و نسيم در شعر "به كجا چنين شتابان ؟ گون از نسيم پرسيد" نماد چيست ؟
"چو از اين كوير وحشت به سلامتي گذشتي" كوير وحشت نماد چيست ؟
خودآزمايي
چرا شاعر پیشانی بلند امام علی (ع) را کتاب خداوند می داند؟
دانش هاي ادبي
آثار منظوم ( مجموعهي شعر ) و منثور "دكتر محمدرضا شفيعي كدكني" را نام ببريد ؟
بيت زير چه آرايهاي دارد بنويسيد ؟
"در احد كه گل بوسهي زخمها / تنت را در دشت شقايق كرده بود / از كدام باده مهر مست بودي كه با تازيانه هشتاد زخم بر خود حد زدي" .
بيت زير چه آرايهاي دارد بنويسيد ؟
خجسته باد نام خداوند ،نیکوترین آفریدگان / که تو را آفرید
در مصراعهاي زير مور استعاره از چيست . (مورچه ميداند كه بر ديواره اهرام ميگذرد / يا بر خشتي خام)
"شعر سپيد من ، روسياه ماندي كه در فضاي تو به بيوزني افتاد اشاره" به كدام ويژگي شعر شاعر دارد ؟
«صور خیال در شعر فارسی» اثر كدام نویسنده و پژوهشگر معاصر است؟
«عبور» مجموعه شعر كیست؟
آرایههای ادبی
«گون و نسیم» نماد چه افرادی هستند؟
مصراع «گون از نسیم پرسید» چه آرایهای دارد؟
درك مطلب و دانستنیهای درس
«با چشمانی، یتیم ندیدنت» به چه معنی است؟
«وسعت تو را، چگونه در سخن تنگ مایه گنجانم؟» به معنی چیست؟
«تباركالله احسن الخالقین» چه معنی میدهد؟
«دری كه به باغ بینش ما گشودهای» ؛ یعنی ... :
در «شعر سپید من، روسیاه ماند، كه در فضای تو، به بیوزنی افتاد» بیان شده است؟
«بادهی مهر» به چه معنی است؟
در شعر «گل بوسهی زخمها، تنت را دشت شقایق كرده بود» بدن امام علی (ع) به چه چیزی تشبیه شده است؟
«هزار بار خیبریتر است» چه معنی میدهد؟
«كه با تازیانهی هشتاد زخم، بر خود حد زدی؟» اشاره به چیست؟
شعر «در سایه سار نخل ولایت» در كدام قالب شعری سروده شده است؟
در اُحُد
كه گلبوسهي زخمها، تنت را دشتِ شقايق كرده بود ،
مگر از كدام بادهي مهر ، مست بودي
كه با تازيانه هشتاد زخم ، بر خود حد زدي ؟
كدام وامدار تريد ؟
دين به تو ، يا تو بدان ؟
هيچ ديني نيست كه وامدارِ تو نيست .
دري كه به باغ بينش ما گشودهاي
هزار بار خيبريتر است
مرحبا به بازوان انديشه و كردار تو
1- حدّ ميگساري در احكام شرعي ، چند تازيانه است ؟
2- مهمترين غزوها را نام ببريد .
3- شاعر امام علي (ع) را چگوه توصيف ميكند ؟
4- « خيبريتر » يعني چه ؟
5- در جنگ خيبر كدام پهلوان معروف يهود به دست امام علي (ع) كشته شد ؟
6- آرايههاي خواسته شده را از متن بيابيد و در مقابل آن بنويسيد.
الف ) تشبيه ب ) تلميح
ج ) ايهام تناسب د ) استعاره
7- در عقيدهي شاعر چرا امام علي (ع) با تازيانهي هشتاد زخم به خود حد ميزند ؟
8- در شعر زير به وسيلهي كدام آرايهي ادبي به ويژگي شعري شاعر پي ميبريم ؟
شعر سپيد من روسياه ماند / كه در فضاي تو به بيوزني افتاد
درس نوزدهم
معنی
"موي سپيد را فلكم رايگان نداد اين رشته را به نقد جواني خريدهام" .
"در انتظار غبار بيسوار نشستن" ؟
لغت
«صلا زدن» ؛
«درازدستی» به چه معنا است؟
«عامل» چه معنی میدهد؟
«حدیث جوانی» ؛ یعنی ... :
« قفا» به چه معنی است
«مضرت» ؛ یعنی ... :
درک مطلب
"در انتظار غبار بيسوار نشستن" ؟ .
با توجه به ابيات به سؤالات پاسخ دهيد .
موي سپيد را فلكم رايگان نداد اين رشته را به نقد جواني خريدهام
اي سر و پاي بسته به آزادگي نياز آزاده من كه از همه عالم بريدهام
الف – منظور از رشته چيست ؟
ب- شاعر دليل آزادگي خود را چه ميداند ؟
در اين سراي بيكس كسي به در نميزند به دشت پرملال ما پرنده پر نميزند
شاعر اوضاع جامعه را چگونه به تصوير ميكشد؟
در بيت زير كدام واژه ايهام دارد معناي آن را بنويسيد .
گر ميگريزم از نظرمردمان ، رهي عيبم مكن كه آهوي مردم نديدهام
چه چشم پاسخ است ازاين دريچههاي بستهات . برو كه هيچ كس ندا به گوش کر نمی زند
دريچه نماد چيست؟
ارتباط ندا به گوش كر زدن كنايه از چيست . .
نه سايه دارم و نه بر بيفكنندم و سزاست ا گرنه بر درخت تر كسي تبر نميزند .
چرا شاعر خود را شايستهي نابودي ميداند ؟
«یكی زشب گرفتگان چراغ برنمیكند» ؛ یعنی ... :
«نشستهام در انتظار این غبار بیسوار» ؛ چه معنی میدهد؟
مفهوم«سر به گریبان كشیدن» چیست؟
مفهوم بیت «سر گرگ باید هم اول برید / نه چون گوسفندان مردم درید» چه ضربالمثلی را به خاطر میآورد؟
سزا خود همین است مر بی بری را» ؛ یعنی ... : (سوزانده شدن)
در اين سراي بيكسي ، كسي به در نميزند / به دشت پر ملال ما پرنده پر نميزند
يكي ز شب گرفتگان چراغ بر نميكند / كسي به كوچهسـار شب درِ سحر نميزند
نشستهام در انتظـارِ اين غبارِ بيسوار / دريغ كــز شبـي چنين سپيـده سـر نميزند
دل خراب من دگر خرابتر نميشود / كه خنجـر غمت از ايــن خــرابتر نميزند
گذرگهياست پُر ستم كه اندر او به غير غم/ يكـي صـلاي آشنـا به رهگذر نميزند
چه چشم پاسخ است از اين دريچههاي بستهات/ برو كه هيچكس ندا به گوش كر نميزند
نه سايـه دارم و نــه بر بيفكنندم و سزاست / اگر نه بر درختِ تر كسي تبر نميزند
1- مفهوم عبارتهاي زير را بنويسيد :
الف) سراي بيكسي
ب ) به در نميزند
ج ) پرنده پر نميزند
د ) شب گرفتگان
2- «شب» و «سحر» نماد چه هستند ؟
3- « در انتظار غبار بيسوار نشستن » كنايه از چيست ؟
4- يك تشبيه در بيت چهارم بيابيد و مشبّه و مشبّهبه آن را مشخّص كنيد .
5- در بيت آخر، چرا شاعر خود را سزوار نابودي ميداند ؟
6- نوع ادبي و قالب شعر در كوچهسار شب را بنويسيد .
7- مفهوم كنايي مصراع زير را بنويسيد .
يكي ز شب گرفتگان چراغ بر نميكند
8- آرايههاي ادبي بيت آخر را بنويسيد.
"يكي زشب گرفتگان چراغ بر نميكند" .
دانش های ادبی
مجموعه اشعار "رهي معيري" را نام ببريد :
آرايههاي بيت زير را بيابيد و بنويسيد .
با ياد رنگ و بوي تو اي نوبهار عشق هم چون بنفشه سر به گريبان كشيده ام .
آرايههاي بيت زير را مشخص كنيد .
چون خاك در هواي تو از پا افتادهام چون اشك در فضاي تو با سردويدهام
مجموعه شعر «رهی معیری» چه نام دارد؟
«شبگیر» اثر كیست؟
غزلهای «رهی معیری» بیشتر به پیروی از كدام شاعر سروده شده است؟
آرايههاي بيت زير را مشخص كنيد .
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام خارم ولی به سایه گل آرامیده ام
مصراع «عیبم مكن كه آهوی مردم ندیدهام» چه آرایهای دارد؟ ایهام
در مصراع «وز شاخ آرزو، گل عیشی نچیدهام» چند تشبیه وجود دارد؟
خودآزمایی
"در انتظار غبار بيسوار نشستن" ؟
درس بيستم
معنی
شيخ مزبور هم از حيث صورت و هم از جهت سيرت ممتاز بود .
جامع بین مراتب دین و دانش بود.» به چه معنی است؟
لغت
«دنیا و مافیها» ؛ یعنی ... :
«امیرالامرا» به چه معنی است؟
«ممفیس» شهری بوده است در ... :
«رحلهی ابن بطوطه» ؛ یعنی ... :
«مكارم» ؛ یعنی ... :
«خادم سماط» ؛ یعنی ... :
« مسیل» به چه معنی است؟
«رقعه» ؛ چه معنی میدهد؟
معرب واژهی «شوشتر» چیست؟
«طی» چه معنی میدهد؟
درک مطلب
در عبارت «سخن خود را با اشاراتی از فنون مختلف تفسیر و حدیث چاشنی میداد قسمت مشخص شده، یعنی ... :
گذشته از اين خطوط اصلي ، افكار تمام كساني كه طيّ قرون مختلف، با شنيدن«PERSPOLIS » بدين نقطه جلب شدهاند، بر حسب تصادف در بخشهاي گوناگون ثبت شده است .
در واقع اينها يادداشتهايي ساده، جملهها و اشعاري قديمي و ضربالمثلهاي راجع به دنيا و مافيهاست كه با خطوط يوناني ، كوفي ، سرياني، فارسي ، هندي و حتّي چيني نوشته شده است : « كجا هستند پادشاهاني كه به هنگام نوشيدن ساغر مرگ ، در اين كاخها فرمانروايي ميكردند ؟ چه بناهايي كه صبح بر پا بود و عصر ويران گشت !» اين جملات را سيصد سال پيش مسافر شاعر نوشته و چنين امضا كرده است : « علي پسر سلطانخالد ... »
1- واژهاي را كه توضيح داده شده است ، در مقابل آن بنويسيد:
الف )كلمهاي است يوناني به معني شهر پارس، در اينجا منظور يكي از كاخهاي پادشاهان هخامنشي در مرودشت فارس است . ساختمان اين كاخ در زمان داريوش آغاز شد.
ب )خطّي كه براي نوشتن زبان سرياني به كار ميرفته و آن همان خطّ آرامي با اندكي تغيير بوده است .
ج ) نوعي از خطوط اسلامي د) آنچه در آن است
2- جملات علي پسر خالد را با قصيدهي ايوان مداين خاقاني به مطلع زير مقايسه كنيد:
هان اي دل عبر بين از ديده عبركن هان / ايوان مداين را آيينهي عبرت دان
3- مفرد جمعهاي مكسّر زير را بنويسيد :
مكارم- اخلاق- فضايل- مراتب- اوقاف- وعّاظ – فقها- دراويش- فنون- اعراب- امرا- مزارع- انوار- عجايب- اهرام- مراتب- خطوط- اطراف- آثار- قرون- هياكل- اشكال- نِكات- فواصل- اعصار- سطوح- افكار- اشعار- اسرار- بقايا- ذخاير- اشيا- اشباح- عِبَر- فنون
دانش های ادبی
كتاب «تحفة النظار و غرایب الامصار» اثر كیست؟
«به سوی اصفهان» از كدام نویسنده است؟
جاهاي خالي را تكميل كنيد :
ابن بطوطه در سال 754 به « » بازگشت. سلطان مراكش از او تجليل كرد و به دبير خود« » فرمان داد كه داستانها و شرح سفر ابنبطوطه را ثبت و ضبط كند. بدين ترتيب ، سفرنامهي ابنبطوطه با عنوان رِحلهي ابنبطوطه يا « » پديد آمد. اين سفرنامه را « » به فارسي ترجمه كرده است.
چه ويژگيهايي باعث شده است كه سفرنامهي ابنبطوطه يكي از بهترين و جالب توجهترين سفرنامهها شود ؟
نويسنده و مترجم سفرنامهي « به سوي اصفهان» را بنويسيد.
درس بيست ويكم
معنی
«فلان فعله هم شاكی» به چه معنی است؟ «
لغت
پس از نماز عشا به انواع اوراد و ادعیه می پرداخت
مليجك اين طرف و آن طرف ميدويد و اشتلم ميكرد ؟
پلنگ را بالاي نطعي انداخته بودند ؟
ملتزمین «كسانی كه در ركاب شاه یا بزرگی حركت میكردند.» در اصطلاح چه نام داشتند؟
«تنبه» ؛ یعنی ... :
«دارالطّباعه» ؛ یعنی ... :
«معهود» به چه معنی است؟
«وضع عرض» ؛ یعنی ... :
از اين قبيل كتابها كه سرپا تنبّه است .
به زاغهي گوسفندها رفته بود . آغل
اعاظم اهل اردو و تمام ملتزمين بودند .
«دعایی كه بر كاغذ نویسند و با خود داشته باشند» با چه واژهای هممعنی است؟
«كشیكخانه» ؛ با كدام واژهی امروزی معادل است؟
«قاپوچی» به چه معناست؟
«تغیّرات شاه» ؛ یعنی ... :
«مواجب» ؛یعنی ... :
«امتناعكردن» به چه معنی است؟
توضيحات زير مربوط به كدام شهرهاست ، آنها را بنويسيد.
الف) شهري مشهور در ماوراءالنّهر ، پايتخت سامانيان نيز بوده و امروز جزء جمهوري ازبكستان است.
ب) ناحيهاي از ايران قديم كه در دورهي قاجار جزء روسيهي تزاري شد.اكنون از شهرهاي كشور تركمنستان است.
«تصنیف»؛ نوعیاز...: شعر استكه باآهنگموسیقیخواندهشود
درک مطلب
نرود ميخ آهنين در سنگ!
سرِ شامِ شاه احضار شدم. چهار ساعت تمام « تاريخ فردريك» خواندم . عجيب اين كه در سال متجاوز از چهار صد تومان خرج ميكنم و از اين قبيل كتابها كه سراپا تنبّه است ميآورم و براي شاه ميخوانم ، هيچ ملتفت نيستند !
بالاتر از فتح خوارزم !
دو سه لغت فرانسه از من پرسيدند ،گفتم .بعد، عرض كردم: من هفتاد هزار لغت فرانسه ميدانم !
شاه هم به جهت اين كه مرا خجل كنند ، لغت غير مصطلح «گوش ماهي زنده» را از من سؤال كردند . من ندانستم . به قدري مشعوف شدند كه اگر خبر فتح خوارزم و بخارا را به او ميدادند ، اينقدر شعف براي وجود مبارك دست نميداد!
« تاريخ فردريك كبير » اثر كيست ؟
نويسنده كتاب روزنامهي خاطرات اعتمادالسّلطنه با كدام زبان اروپايي آشنايي داشته است ؟
با در نظر گرفتن خاطرات اعتمادالسّلطنه ، دربار قاجار چه ويژگيهايي داشته است؟
معادل امروزي «دارالطّباعه» چيست ؟
«ديوانخانه» با كدام وزارتخانه مطابقت دارد؟
دانش های ادبی
الايام اثر كيست و موضوع آن چيست ؟
« منتظم ناصری» اثر كیست؟
«امینالسّلطان» لقب كیست؟
كدام تأليف محمدحسينخان صنيعالدّوله از آيه 70 سوره الرّحمن (55) اخذ شده است؟
خودآزمایی
علت تغییر رفتار طه حسین چه بود؟
درس بيست ودوم
معنی
محبوسم و طالع است منحوسم غمخوارم و اختر است خونخوارم" .
به جان رسد كارم "در مصراع در هر نفسي به جان رسد كارم" یعنی...
بيزلت و بيگناه محبوسم بيعلت و بيسبب گرفتارم
قصه چه كنم دراز ، بس باشد چون نيست گشايشي ز گرفتارم
زندگي خدايگان كه ومن كه ناگاه چه قضا نمود ديدارم
لغت
«منعم» ؛ یعنی ... :
در عبارت «اندر آن مسجد، كودكان به كتّاب بودند» كتّاب، به چه معنی است؟
«زلت» ؛ یعنی ... :
درک مطلب
شخصي به هزار غم گرفتارم/ در هـر نفسي به جـان رسد كارم
بيزَلّت و بيگـناه محـبوســم/ بـيعلّـت و بيسبب گرفتــارم
خورده قسم اختران به پاداشم/ بستــه كمر آسمـان بـه پيكارم
محبوسم و طالع است منحـوسم/ غمخوارم و اختـر است خون خوارم
امروز به غـم فـزونترم از دي / و امـسال به نقـد كمتر از پارم
طومار نـدامت است طبعِ من/ حرفي است هر آتشـي ز طومارم
£££
1- معناي كنايي « كار به جان رسيدن» و «كمر بستن» را بنويسيد.
2- چرا شاعر به زنداني شدن خود اعتراض ميكند؟
3- شاعر در كدام بيت به تأثير ستارگان در سرنوشت اشاره دارد؟
4- معناي كدام بيت در زير آمده است ؟
« زنداني هستم و بخت با من يار نيست ؛ اندوهگينم و ستارهي بختم با من دشمن است.»
5- شاعر، روزگار خود را نسبت به گذشته چگونه ميبيند ؟
6- شاعر چه چيزي را طومار پشيماني خود ميداند؟
7- نوع دستوري « ـَم» را در قصيده مسعود سعدسلمان مشخّص كنيد:
الف) شناسه
ب) ضمير
ج) فعل
8- مسعود سعدسلمان در كدام قلعه هشت سال در زندان به سر برد ؟
شعر زیر را بخوانید سپس به پرسش ها پاسخ دهید
شخصی به هزار غم گرفتارم / در هر نفسی به جان رسد کارم
خورده قسم اختران به پاداشم / بسته کمر آسمان به پیکارم
محبوسم وطالع است منحوسم / غمخوارم واختر است خونخوارم
امروز به غم فزون ترم ازدی / وامسال به نقد کمتر از پارم
1- دربیت اول « به جان رسیدن » کنایه از چیست ؟
2- دربیت سوم « کمر بستن» چه مفهومی دارد ؟
3- مفهوم بیت سوم چیست ؟
4- شاعر می گوید غم دیروز من از امروز .......بود .
5- جایگاه ضمیر (م) درمنحوسم درنثر روان کجاست ؟
شخصي به هزار غم گرفتارم/ در هـر نفسي به جـان رسد كارم
بيزَلّت و بيگـناه محـبوســم/ بـيعلّـت و بيسبب گرفتــارم
خورده قسم اختران به پاداشم/ بستــه كمر آسمـان بـه پيكارم
محبوسم و طالع است منحـوسم/ غمخوارم و اختـر است خون خوارم
امروز به غـم فـزونترم از دي / و امـسال به نقـد كمتر از پارم
طومار نـدامت است طبعِ من/ حرفي است هر آتشـي ز طومارم
£££
1- معناي كنايي « كار به جان رسيدن» و «كمر بستن» را بنويسيد.
2- چرا شاعر به زنداني شدن خود اعتراض ميكند؟
3- شاعر در كدام بيت به تأثير ستارگان در سرنوشت اشاره دارد؟
4- معناي كدام بيت در زير آمده است ؟
« زنداني هستم و بخت با من يار نيست ؛ اندوهگينم و ستارهي بختم با من دشمن است.»
5- شاعر، روزگار خود را نسبت به گذشته چگونه ميبيند ؟
6- شاعر چه چيزي را طومار پشيماني خود ميداند؟
7- نوع دستوري « ـَم» را در قصيده مسعود سعدسلمان مشخّص كنيد:
الف) شناسه
ب) ضمير
ج) فعل
8- مسعود سعدسلمان در كدام قلعه هشت سال در زندان به سر برد ؟
هفت سالم بكوفت «سو» و «دهك» / پس از آنم سه سال قلعهي «ناي»
شعر زیر را بخوانید سپس به پرسش ها پاسخ دهید
شخصی به هزار غم گرفتارم / در هر نفسی به جان رسد کارم
خورده قسم اختران به پاداشم / بسته کمر آسمان به پیکارم
محبوسم وطالع است منحوسم / غمخوارم واختر است خونخوارم
امروز به غم فزون ترم ازدی / وامسال به نقد کمتر از پارم
1- دربیت اول « به جان رسیدن » کنایه از چیست ؟
2- دربیت سوم « کمر بستن» چه مفهومی دارد ؟
3- مفهوم بیت سوم چیست ؟
4- شاعر می گوید غم دیروز من از امروز .......بود .
5- جایگاه ضمیر (م) درمنحوسم درنثر روان کجاست ؟
به جان رسد كارم "در مصراع در هر نفسي به جان رسد كارم" ؟ سخت و دشوار بودن .
دانش های ادبی
شاعر قصيدهسرا كه هيجده سال عمر خود را در زندان گذراند و حبسيات او معروف است . مسعود سعد سلمان .
كتاب «طرحی از یك زندگی» شرح زندگی و افكار كیست؟ دكتر علی شریعتی
اشعار مسعود سعد سلمان به چه نامی شهرت دارد؟ حبسیّه
مصراع «حرفی است هر آتشی ز طومارم» چه آرایهای دارد؟
خودآزمایی
مقصود از بيت "خورده قسم اختران به پاداشم بسته كمر آسمان به پيكارم"
روز اول شانس من بد بوده و ستارگان و آسمان براي شكنجه من آمادهاند .
درس بيست و سوم
معنی
از قضا آينه چيني شكست خود شد اسباب خودبيني شكست
در سخن مخفي شدم مانند بودر برگ گل هر كه خواهد ديدنم گو در سخن ببيند مرا
لغت
بدیههگویی
«پیشوای روحانی آیین برهمایی» هممعنی با چه واژهای است؟
«نكهت» ؛ یعنی ... :
درک مطلب
در مصراع «دزد دانا میكشد اوّل چراغ خانه را» منظور از (كشتن) چیست؟
مفهوم «بیكمالیهای انسان از سخن پیدا شود» چیست؟
در بیت زیر شاعر ازمیان دل وکعبه کدام را ترجیح می دهد ؟ چرا؟
« برو طواف دلی کن که کعبه ی مخفی است / که آن خلیل بناکرد واین خدا خود ساخت »
2- دربیت « شمعیم وخوانده ایم خط سرنوشت خویش / مارا برای سوز وگداز آفریده اند » مصراع دوم به چه معناست ؟و چراانسان ها به شمع مانند شده اند ؟
3- دربیت « پروانه نیستم که به یک شعله جان دهم /شمعم که جان گدازم ودودی نیاورم » چه وجه شباهتی بین شمع وعاشق واقعی وجود دارد ؟
4- چرا شاعر در این بیت می گوید : پروانه نیستم ؟
چين بر جبين افكندن در مصراع "چين بر جبين فكنده ز اندوه كيستي" يعني چه ؟
- در بيت زير واژهاي كه داراي ايهام است بيابيد و هر دو معني آن را بنويسيد.
از قضا آيينهي چيني شكست/ خوب شد اسباب خودبيني شكست
«چين بر جبين فكنده» كنايه از چيست؟
بيت زير با كدام گزينه ارتباط معنايي دارد ؟
در سخن مخفي شدم مانند بو در برگ گل / هر كه خواهد ديدنم گو در سخن بيند مرا
الف )بزرگي سراسر به گفتار نيست/ دو صد گفته چون نيم كردار نيست
ب ) سخن تا نپرسند لب بستـهدار / گهــر نشـكنـي تيشـه آهستـه دار
ج ) سخـن تا نگـوينــد پنهـان بـود / چـو گفتند هر جــا فراوان بـود
د ) تـا مـرد سخـن نگفتــه بـاشــد / عيــب و هنـرش نهفـته بـاشــد
دانش های ادبی
آرایه ی شاخص بیت زیر چیست؟
برو طواف دلي كن كه كعبه مخفي است كه آن خليل بنا كرد و اين خدا خود ساخت .
اسلوب معادله ي چيست مثال بزنيد : .
در كدام گزينه اسلوب معادله نيست .
الف – عشق چون آيد بر هوش دل فرزانه را دزد دانا ميكشد اول چراغ خانه را
ب- عيب پاكان زود بر مردم هويدا ميشود موي اندر شير خالص زود پيدا ميشود
ج- دود اگر بالا نشيند كسر شأن شعله نيست جاي چشم ابرو نگيرد گر چه او بالاتر است
پروانه نيستم كه يك شعله جان دهم شمعم كه جان گدازم و دودي نياورم
- دو جريان ادبي عصر معاصر را نام ببريد ؟
«مخفی» تخلص كدام شاعر است؟
مصراع «خوب شد اسباب خودبینی شكست» كدام واژه ایهام دارد؟
برو طواف دلي كن كه كعبهي مخفي است/ كه آن خليل بنا كرد و اين خدا خود ساخت
يك زن شاعر از هند و يك زن شاعر از تاجيكستان نام ببريد.
زيبالنسّا در سرودن شعر بيشتر از كدام شاعرِ معروفِ ايرانيِ قرنِ دهم پيروي ميكرد؟
- با توجّه به اسلوب معادله موجود در بيت زير ، كلمهي «هوش» معادل كدام كلمه در بيت قرار دارد؟
عشق چون آيد برد هوش دل فرزانه را / دزد دانا ميكشد اوّل چراغ خانه را
كدام گزينه در توصيف ادبيات برون مرزي فارسي درست نيست؟
الف) نفوذ استعمار انگليس باعث شد تا تفاوتهاي فراوان در ساختار و واژگان و تلفّظ و گونههاي زبان ايجاد شود.
ب ) زبان فارسي ، از دورهي غزنوي تا حدود صد و پنجاه سال پيش زبان اداري و درباري هند و پاكستان بود.
ج )در عصر حاضر جريان ادبي دري (فارسي رايج در افغانستان ) و تاجيكي (فارسي رايج در ماوراءالنّهر) باقي مانده است.
د ) زبان و ادبيات فارسي ، دو قرن اخير در سرزمينهاي دور گسترش و رواج داشته است.
در «اسلوب معادله» ارتباط معنایی بر چه پایهای است؟
خودآزمایی
- مصراع "در ميان خانه گم كردم صاحب خانه را" مقصود از صاحب خانه كيست ؟ خداوند
درس بيست وچهارم
معنی
در تنگناي سينه حسرت كشيدهام گهواره بصيرت مردان نهفته است
در سينه تنگ و اندوهبار من آگاهي مردان سرزمينم نهفته است .
بیت «سحر، گاه رفتن زدی با لطافت / به پیشانیام بوسهی آخرت را» ؛ یعنی
لغت
«رثا»
در مصراع «دلم گشت هر گوشهی سنگرت را» گشت در كدام معنی به كار رفته است
درک مطلب
در مصراع «ببر با خودت پارهی دیگرت را» منظور از «پارهی دیگرت» كیست؟
در بیت «درخون من غرور نیاكان نهفته است» منظور از نیاكان كیست؟
در بیت «همان دستمالی كه پولك نشان شد / و پوشید اسرار چشم ترت را» چرا دستمال پولك نشان است؟
در بیت «در تنگنای سینهی حسرت كشیدهام / گهوارهی بصیرت مردان نهفته است» چرا شاعر حسرت كشیده است؟
در خون من غرور نياكان نهفته است / خشم و ستيز رستم دستان نهفته است
در تنگنايِ سينهيِ حسرت كشيدهام / گهوارهيِ بصيرتِ مردان نهفتـه است
خاك مرا جزيرهي خشكي گمان مبر / درياي بيكران و خروشان نهفته است
خالي دل مرا تو ز تاب و توان مدان / شير ژيــان ميــان نيستـان نهفته است
پنداشتي كه ريشهي پيوند من گسست / در سينهام هزار خراسان نهفته است.
1- قالب و نوع ادبي شعر ريشهي پيوند را بنويسيد.
2- از كدام شخصيت اسطورهاي ايراني نام برده شده است ؟
3- « گهوارهاي بصيرت مردان » يعني چه ؟
4- در كدام بيت نقش نماي اضافه چهار بار آمده است ؟
5- «در سينهام هزار خراسان نهفته است » يعني چه ؟
6- دو تركيب وصفي در متن بيابيد و آنها را بنويسيد.
7- موضوع و محور شعر ريشهي پيوند چيست ؟
با توجه به شعر زیر به سؤالات زیر پاسخ دهید :
وپیدا نکردم درآن کنج غربت / به جز آخرین صفحه ی دفترت را / همان دستمالی که پیچیده بودی / درآن مهر وتسبیح وانگشترت را / همان دستمالی که پولک نشان شد /وپوشید اسرار چشم ترت را / سحر، گاه رفتن زدی با لطافت / به پیشانی ام بوسه ی آخرت را / وبا غربتی کهنه تنها نهادی / مرا آخرین پاره ی پیکرت را /کجا می روی ؟ای مسافر درنگی /ببر با خودت پاره ی دیگرت را
1- به اعتقاد شاعر ازدوستش چه چیزی به یادگار مانده است ؟
2- به نظر شاعر چه چیزی نشان دهنده ی ناگفتنی های چشم تر شاعر است ؟
3- دراین درس ، مسافر دنیای باقی چه کسی است ؟ و چه درخواستی ازاودارد؟
4- شاعر پیوستگی خود ومخاطب را چگونه می داند ؟
الهي ، زهي خداوند پاك كه بنده گناه كند و تو را شرم ،كرم بُوَد
الهي ، تو دوست ميداري كه من تو را دوست دارم با آن كه بينيازي از من ،پس من چگونه دوست ندارم كه تو مرا دوست داري با اين همه احتياج كه به تو دارم .
الهي ، من غريبم و ذكر تو غريب ، و من با ذكر تو اِلف گرفتهام ؛ زيرا كه غريب با غريب اِلف گيرد.
الهي ،شيرينترين عطاها در دل من من رجاي تو خداوند است
و خوشترين سخنها بر زبان اين گنهكار ،ثناي توست
و دوستترين وقتها بر اين بندهي مسكينِ گنهكار ،لقاي توست .
الهي ،مرا عملِ بهشت نيست و طاقت دوزخ ندارم. اكنون كار با فضل تو افتاد.
الهي ، اگر فردا گويند چه آوردي؟ گويم : خداوندا، از زندان ، موي باليده و جامهي شوخگِن و عالَمي اندوه و خجلت توان آورد. مرا بشوي وخلعت فرست و مپرس !
£££
1- بيت زير با كدام قسمت هم معناست ؟
كرم بين و لطف خداوندگار/ گنه بنده كرده است و او شرمسار
2- چهار صفت خداوند كه در متن آمده است بيابيد و آنها را بنويسيد.
3- براي انس با ياد خدا چه دليلي ذكر كرده است ؟
4- گوينده شيرينترين بخششها را چه ميداند ؟
5- در كدام قسمت متن آرايهي سجع ديده ميشود ؟
7- واژههاي زير را معنا كنيد .
غريب اِلف
شوخگِن خلعت
8- مناجات از كدام كتاب آورده شده است ؟
دانش های ادبی
جاهاي خالي را تكميل كنيد :
از ابتداي قرن بيستم و با روي كار آمدن « » ، ادبيات تاجيكستان « » شد. شعر «ريشهي پيوند « از « » ( متولّد 1954 در كولاب) است. احساس لطيف شاعر و شور حماسي و دلبستگي او به « » در اين شعر تجلّي مييابد .
آرایهای دارد؟ بیت «خالی دل مرا تو زتاب و توان مدان / شیر ژیان میان نیستان نهفته است» چه
خودآزمایی
منظور از "كنج غربت" در اين بيت چيست ؟
"و پيدا نكردم در آن كنج غربت / به جزآخرين صفحهي دفترت را"
پولك نشانه شدن دستمال نشانهي چيست ؟
منظور شاعر از"درسينهام هزاران خراسان نهفته است" چيست ؟