جام مهر

ادبيات فارسي

درس يازدهم ادبيات فارسي 1

درس یازدهم

 معرفي

مناظره ميان سه قطره ترجمه ي شعر « قطرات سه گانه» از «تريللو» شاعر ايتاليايي است كه « يوسف اعتصام الملك» پدر پروين اعتصامي ،آن را ترجمه و در مجلّه ي بهار چاپ كرده است. گويا، پروين اعتصامي،در يكي از سروده هاي خود ،مناظره ميان گوهر و اشك ،متأثّر از اين سروده بوده است.

 

مناظره: « آن است که شاعر یا نویسنده ، دو طرف را برابر هم قرار دهد و آن ها را بر سر موضوعی به گفت و گو وادار کند و در پایان یکی را بر دیگری غالب گرداند.»

 

سؤالات تاريخ ادبيات

شعر « قطرات سه گانه» از كيست؟

«تريللو»كيست؟

شعر « قطرات سه گانه» چه كسي به فارسي ترجمه كرد؟

« يوسف اعتصام الملك» كيست؟

پروين اعتصامي،در  كدام يك از سروده هاي خود از   شعر « قطرات سه گانه»   «تريللو» تأثير گرفته است؟

 

قطرات سه گانه

روزي  هنگام سحرگاهان،  ربّ النّوع سپيده دم  از  نزديکی گل سرخ  شكفته اي مي گذشت . سه قطره آب بر روي برگ گل مشاهده نمود كه او را صدا كردند.

 

ربّ النّوع سپيده دم: خداي سپيده دم

 

- چه مي گو ييد اي قطرات درخشان؟

- مي خواهيم در ميان ما حَكَم شوي.

 

حَكَم: داور

 

- مطلب چيست؟

- ما سه قطره ايم كه هر يك از جايی آمده ايم؛ مي خوا هيم بدانيم كدام بهتريم.

- اوّل تو خود را معرّفي كن.

يكي از قطرات جنبشي كرد و گفت:

- من از ابر فرود آمده ام. من دختر دريا و نماينده ي اقيانوس موّاجم.

دومی گفت:

- من  ژاله و پيشرو   بامدادم  . مرا  مشّاطه ی   صبح  و زينت بخش  رياحين  و  ازهار   مي نامند.

 

مشّاطه:آرايشگر

رياحين :گل ها

  ازهار: شكوفه ها

معني:من شبنم هستم .من از صبح خبر می دهم. نام من را آرايشگر صبح   و زينت دهنده گياهان و شکوفه ها گذاشته اند.

 

- دخترك من ‍‍‍‍! تو كيستي؟

- من چيزي نيستم.  من از چشم دختری افتاده ام . نخستين  بار  تبسّمی بودم ؛  مدتّي دوستي نام داشتم ؛  اكنون اشك ناميده مي شوم.

دو قطره ی اوّلي از شنيدن اين سخنان خنديدند امّا ربّ النّوع ، قطره ی سومي را به دست گرفت و گفت:

- هان!به خود باز آييد و خودستايی  ننماييد. اين از شما پاكيزه تر  و گران بها تر است.

- اوّلي گفت: من دختر دريا هستم.

 دوّمي گفت: من دختر آسمانم.

- ربّ النّوع گفت: چنين است امّا اين  بخار لطيفي  است     كه از قلب بر خاسته   و از مجراي  ديده  فرود آمده است!

اين بگفت و قطره ی اشك را مكيد  و از نظر غايب گشت.

 

 معني:امّا اشک خون قلب است   که بخار می شود  و از چشم بصورت اشک می ريزد.

 

معرفي

«رابيندرانات تاگور»  (1941 - 1861 م)  از شاعران بزرگ جهان و  از  افتخارات هندوستان  و  مشرق زمين  است . تاگور  در  کلکته چشم به جهان گشود.در کودکی با  ادبيّات هند  آشنا شد . دو بار به انگلستان سفر کرد و  پس  ازسفر دوم ، به نهضت آزادی ميهن  خويش   پيوست  و  مورد  احترام  گاندی ،رهبر بزرگ هند،  قرار گرفت . اشعار  او  سرشار  از  ذوق عارفانه ،  ستايش آزادی و آزادگی  و  الهام گرفته  از صحنه های عادی  و  جزِِئی زندگی است. اين نويسنده ،  شاعر و  فيلسوف بزرگ ، به  دريافت جايزه ی ادبی نوبل  نيزنايل آمد. قطعه ی«پروردگارا»، با ترجمه ی  «محّمد تقی مقتدری» ،  يکی ازآثار تاگور است.

 

سؤالات تاريخ ادبيات

تاگور اهل کجاست؟ چه جايگاهی در ادبيّات جهان دارد؟ 

 

 

پروردگارا

پروردگارا، دعايم به درگاه تو اين است:

بی نوايی و تنگ چشمی را از دلم ريشه کن ساز  و از بيخ و بُن برکن؛  معني: فقر و حسادت را از وجود من نابود کن.

 

اندکی نيرويم بخش تا بتوانم بار شادی ها  و غم ها را تحمّل کنم.

نيروپی به من ارزانی فرما تا عشق خود را در خدمت و کمک، ثمر بخش سازم.

توانی  به  من  عطا  فرما     که  هيچ گاه  چيزی  از  بی نوايی  نستانم    و در برابر گستاخ  و مغرور،   زانوی دنائت  خم نکنم.

 

دنائت:پستي، كم همتي

معني: خدايا نيرويی به من ببخش   که هيچ زمانی چيزی از بيچاره ای نگيرم   و دربرابر افراد مغرور   به خواری تعظيم نکنم.

 

 

قدرتی  به  من  بخشا    تا روح خود را از تعلّق به جپفه های  ناچيز  روزگار بی نياز کنم.

 

جيفه: لاشه،مُردار،جيفه ي دنيا : مجازاً مال و منال دنيا

معني: توانی به  من ببخش  تا روح خود را از  وابستگی به چيزهای بی ارزش و مال و منال دنيا بی نياز کنم.

 

و  از  هر چه  رنگ  تعلّق  پذيرد ، آزادش  سازم. 

معني: و آن را از وابستگی به دلبستگی های دنيا آزاد کنم.

 

و نيرويی به من ده تا قدرت و توان خود را از روی کمال عشق و نهايت محبّت تسليم خواسته ها و رضای تو کنم.

 

خودآزمایی

 

1. دو بيت زير از حافظ شيرازی با کدام قسمت های نيايش تاگور ارتباط دارد؟

                       رضا به داده بده وز جبين گره بگشا                که بر من و تو در اختيار نگشاده است

و نيرويی به من ده تا قدرت و توان خود را از روی کمال عشق و نهايت محبّت تسليم خواسته ها و رضای تو کنم.

اندکی نيرويم بخش تا بتوانم بار شادی ها  و غم ها را تحمّل کنم.

 

                       غلام  همّت  آنم  که  زير چرخ کبود                ز هر چه  رنگ  تعلّق  پذپرد  آزاد است

خدايا قدرتی به من بخشا تا روح خود را از تعلّق به جيفه ي های ناچيز  روزگار بی نياز کنم  و از هر چه رنگ تعلّق پذيرد، آزادش سازم

 

2- در بخش قطرات سه گانه منظور از جملاتي كه قطره سوم در معرفي خود مي گويد،چيست؟

اشك برخاسته از احساسات پاك انساني است و به همين خاطر ارزشمند است. او با اين سخنان خود را حاصل جريان عاشقي مي داند چون عشق معمولا با لبخند آغاز مي شود سپس وارد مرحله ي دوستي مي شود و سرانجام  با اشک پايان مي پذيرد.

 

 

3-قطعه ي «گوهر و اشك» سروده ي پروين اعتصامي را در كلاس بخوانيد

 

4- شعر «يكي قطره باران» سعدي را بادرس «قطرات سه گانه» مقايسه كنيد.

يک قطره باران ز ابري چکيد                    خجل شد چو پهناي دريا بديد

که جايي که درياست من کيستم؟              گر او هست حقا که من نيستم

چو خود را به چشم حقارت بديد              صدف در کنارش به  جان پروريد

سپهرش به جايي رسانيد کار                      که شد نامور لؤاؤ شاهوار

بلندي از آن يافت کاو پست شد                در نيستي کوفت تا هست شد

در اين شعر سعدي چون قطره ي باران تواضع و فروتني کرد تبديل به مرواريد شد و در قطعه قطرات سه گانه نيز چون قطره ي سوم تواضع و فروتني کرد رب النوع سپيده دم او را انتخاب کرد.

 

سؤالات بياموزيم 6

1- قطعه ي ادبي چيست؟

2- در قطعات ادبي ،عنصر .........و بيشتر .................ديده مي شود؟

3- نثر شاعرانه چيست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 13:17  توسط رضوان زماني  |