X
تبلیغات
جام مهر

جام مهر

ادبيات فارسي

شرح درس هجدهم و نوزدهم ادبیات فارسی2

درس هجدهم

سفر بخیر

نوع ادبی: ادبیّات غنایی

سبک: شعر نو

قالب: نیمایی

محتوا: اجتماعی

شاعر: دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی

درآمد

«سفر بخیر» شعر نیمایی کوتاهی است از دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی شاعر و محقق معاصر. این شعر که در قالب یک گفت و گو شکل می گیرد؛ در عین کوتاهی و روایی دارای مفاهیم بسیار بالای اجتماعی است. «گون» در آرزوی آزادی است، در مقابل «نسیم» نماد انسان های آزاد است. بیابان نماد جامعه ی شاعر است که لبریز از استبداد است. گون با حسرت از نسیم می خواهد سلام او را نیز به شکوفه و به باران برساند. باران و شکوفه نیز نماد شکوفایی، طراوت و رهایی است. با این وصف این شعر کوتاه را می توان از جمله اشعار نمادین معاصر به شمار آورد.

 

شرح مفاهیم درس

 «به کجا چنین شتابان؟» /گون از نسیم پرسید

گون: گیاهی است با خارهای بسیار، بوته ی گون نماد انسان های جست و جوگر و تشنه ی حقیقت اما پای بسته و گرفتار با حسرت ازادی و رهایی در دل.

نسیم: نماد انسان های ازاد و رها که برای یافتن حقیقت از همه چیز و همه جا حتی از خود دل می کنند و همه جا را زیر پا می گذارند.

«دل من گرفته ز این جا / هوس سفر نداری /زغبار این بیابان؟»

بیابان: نماد جامعه ی روزگار شاعر است لبریز از بیداد و استبداد و غبار، نماد تیرگی، جهل و فریب است. شاعر جامعه ای را توصیف می کند که جهل و فریب و استبداد برآن حکم فرماست. او حسرت و ناکامی خود را از زبان گون بیان می کند.

«به کجا چنین شتابان؟»

تکرار این پرسش نشانه ی روح جست وجوگر «گون» و اشتیاق او به حرکت و آزادی است.

«به هر آن کجا که باشد، یه جز این سرا، سرایم»

در پی یافتن سرزمینی جز این سرزمینِ پر از تیرگی و استبداد هستم، هر جایی غیر از این جا.

سرا: خانه، در این جا نماد وطن است.

«سفرت به خیر امّا تو و دوستی، خدا را /چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی، /به شکوفه ها، به باران، /برسان سلام ما را»

گون، نسیم را به دوستی و به خدا سوگند می دهد که وقتی به  آزادی و شکوفایی دست یافت «گون» را فراموش نکند؛ و سلام او را به ازادی، حقیقت، پویایی و حرکت برساند. شاید این سخن گون پیامی باشد برای بازگشت به خویشتن، بازگشت به موطن خویشتن.

تو و دوستی: تو را به پاس دوستی ها سوگند می دهم

خدا را: تو را به خدا سوگند می دهم

کویر وحشت: نماد جامعه ی استبداد زده ی عصر شاعر است

شکوفه ها: نماد رشد و شکوفایی است

باران: نماد تحول و تحرک.

 

در سایه سار نخل ولایت نوع ادبی: ادبیّات غنایی سبک: شعر معاصر قالب: شعر سپید محتوا: ستایش علی(ع) شاعر: سید علی موسوی گرمارودی   درآمد در این شعر با نمونه ای دیگر از شعر نو در قالب سپید آشنا می شویم. در این شعر که زبانی حماسی و روایی دارد، با گوشه ای از شخصیّت والای امام علی(ع) و صفات آن امام آشنا می شویم. شاعر درک بشری را از دریافت و شناخت شخصیت حضرت، کوتاه و ناقص می داند. در این شعر یتیم نوازی، عبادت، وقار، شجاعت حضرت به گونه ای زیبا وصف شده است. گرمارودی در سرودن شعر سپید توانایی دارد. شعر سپید دارای آهنگ است اما وزن عروضی ندارد. شعر سپید بی قافیه است و از تناسب کلمات در آفرینش موسیقی بهره می گیرد. شعر سپید با شاملو آغاز می شود و گرمارودی، صفارزاده و احمد رضا احمدی از شاعران سپید هستند.   شرح مفاهیم درس در سایه سار نخل ولایت سایه سار: اسم مشتق است، «سار» وند اشتقاقی است و پسوند مکان نخل ولایت: تشبیه ولایت: به معنی امامت و در این جا منظور امامت علی (ع) است. آرایه ها: تناسب (سایه- نخل)، تشبیه، کنایه (در سایه ... کنایه از در حمایت ...)، تلمیح. خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران /که تو را آفرید تلمیح به آیه ی 14 سوره ی مومنون. از تو در شگفت ... تو را در چشم نمی تواند داشت. من حتی نمی توانم از عظمت تو تعجّب کنم، زیرا از درک عظمت تو عاجزم. همچون مورچه ای که از درک بزرگی جایی که از آن می گذرد ناتوان است. او نمی تواند بفهمد که بر خشت خام کوچک بی ارزش می گذرد یا بر دیوار عظیم اهرام. عظمت تو در خیال هم نمی گنجد. و من مورچه ی ناتوانی هستم که از درک تو عاجزم. آرایه ها: حسن تعلیل (حتی نمی توانم از تو تعجب کنم زیرا ...) تضاد، تشخیص، تشبیه، تلمیح. چگونه این چنین که بلند بر ... و در بازار تنگِ کوفه ...؟ ای علی (ع) چگونه می توانی با این عظمت که تو را بالاتر از همه ی هستی قرار می دهد این چنین متواضع باشی که پیرزنی را در پختن نان یاری کنی و کودکان یتیم او را بر پشت خود سوار کنی و با آنها بازی کنی و در بازار محقّر کوفه در کنار دکّان میثم تمّار او را در فروش خرما یاری دهی. زَبَر: بالای ماسوا: همه ی هستی مهمیز: ممال مهماز: آلتی فلزی که بر پاشنه ی چکمه وصل می کنند و به وسیله ی آن اسب را به حرکت و جست و خیز درآورند.(نوعی شلاق) بچگکان: بچگ (بچه)+ ک  + ان (نشانه ی جمع) آرایه: تلمیح پیش از تو، هیچ ... و بردگان را برادر باشد ای علی(ع) تو در عظمت اقیانوسی. اقیانوسی که عمود بر زمین ایستاده است. جز تو فرمانروایی ندیده بودم که کفشی وصله دار به پا کند و مشک آب بر دوش کشد و خود را با محرومان و زیر دستان یکسان بداند. آرایه ی متناقض نما: اقیانوسی که عمود ایستاده باشد تصویری متناقض نما است، در این عبارت آرایه ی تشبیه نیز هست. آه ای خدای نیمه شب های کوفه ی تنگ ... حتّی  مطلع الفجر ای کسی که هر شب سر در چاه های کوفه می گذاشتی و از تنگ نظری مردم کوفه شکوه می کردی، ای کسی که حکومت عادلانه ی تو تنها نقطه ی روشن تاریخ سراسر سیاهی و ستم است. ای پیشوایی که تجلّی عبادت و روح لیله القدر هستی. آرایه تلمیح و تضمین دارد. شب از چشم تو، آرامش ... و از نفست گل می روید آرامش شب از وقار چشمان توست و خروش طوفان برگرفته از خشم توست در همان حال که کلام تو به لطافت نسیم است و گیاه را بارور می کند. وقتی لب به سخن می گشایی از دهانت گل می ریزد. آرایه ها: تشبیه، مراعات نظیر. چاه، از آن زمان که ... کز تبار گلخند تو نیست. اگر چاه ها می جوشند و آب دارند از آن است که تو در چاه های کوفه با خدا راز و نیاز کرده ای و غم دل گفته ای. و اگر سپیده ی سحر به زیبایی طلوع می کند از سپیده ی چشمان توست. شب، نمازگزار چشمان توست و ستاره ها درخشش خود را از نگاه تو دارند. خنده ی تو ما را زنده می کند و به ما اجازه ی حیات می دهد. زندگی با لبخند رضایت تو پا برجاست، خنده ی همچون گل تو به زیبایی همه ی شکوفه هاست بلکه شکوفه ها از جنس خنده ی تو هستند. آرایه ها: تشبیه، استعاره (دریا استعاره از وسعت اندیشه ی علی (ع) است.) تلمیح، کنایه، (پیشانی بلند کنایه از سعادتمندی). به پای تو می گریم ... گریه ام، شعر شبانه ی غم توست ... با اندوهی مقدس تر از سوز و گداز عشق و کهن تر از تاریخ غم، برای تو می گریم پا به پای یتیمان و محرومان کوفه، آخر چشمان من نیز یتیم اند، یتیم ندیدنت. هر شب برای تو می گریم، گریه، شعر و سرود هر شب من است. هنگام که به همراه آفتاب ... آیا تاریخ، به تحیّر، بر در سرای، خشک و لرزان نمانده بود؟ آنگاه که صبح به خانه ی یتیم های آن بیوه زن رفتی و چون خورشید بر آن خانه تابیدی و یتیمان را بر دوش گرفتی و با همه ی هیبت و شکوهت اجازه دادی با تو به بازی و شادی بپردازد و با آنان کودکانه سخن گفتی، به راستی تاریخ- که جز ستم  و سیاهی از حکمرانان ندیده است- از دیدن این همه تواضع از جانب یک فرمانروا، حیرت زده بر خویش نمی لرزید؟ صولت: هیبت، شکوه                هُرّا: آواز مهیب، غریو، نعره آرایه ها: تشبیه، تلمیح، تشخیص، کنایه (خشک و لرزان: کنایه از تعجب) عبارت «بر آن شانه، که پیامبر پای ننهاد» اشاره دارد به وقتی که پیامبر وارد کعبه شد و حضرت علی (ع) پای بر دوش پیامبر (ص) نهاد و بالا رفت تا بت ها را سرنگون کند. در احد/ که گل بوسه ی .../ ... بر خود حد زدی؟ در غزوه ی احد، علی (ع) با همه ی وجود از اسلام و پیامبر دفاع کرد و بیش از هشتاد زخم برداشت. در احکام شرعی کسی که شراب بنوشد، حدّ بر او جاری می شود و به او هشتاد تازیانه می زنند. شاعر امام علی(ع) را مست شراب حق توصیف می کند و هشتاد زخم غزوه ی احد را تازیانه هایی می داند که به منزله ی حد بر بدن او نواخته شده است. تشبیه: گل بوسه ی زخم، تنت را دشت شقایق کرده بود، باده ی مهر، تازیانه ی زخم مراعات نظیر: باده، مست، تازیانه، حد تلمیح دارد. کدام وام دار ترید؟ /... که وام دار تو نیست. نه تنها اسلام که همه ی ادیان وجود خود را وام دار علی (ع) هستند. دری که به بینش ما گشوده ای ... مرحبا به بازوان اندیشه و کردار تو نهج البلاغه دری است فرا روی اندیشه و بینش بشر. گشودن این در ارزشمند تر از گشودن در قلعه ی خیبر است. درود بر علی (ع) و اندیشه ی والای او. تشبیه: باغ بینش استعاره( تشخیص): بازوان اندیشه و کردار                    تلمیح: خیبری مرحبا: نام «مرحب» پهلوان یهودی قلعه ی خیبر را به ذهن می آورد و نشان دهنده ی ابتکار شاعر در آفرینش گونه ای از ایهام تناسب است. شعر سپید من، رو سیاه ماند /که در فضای تو، به بی وزنی افتاد / هر چند کلام از تو وزن می گیرد یا علی (ع) شرمنده از اینم که شعرم نه تنها وزن عروضی ندارد. از ارزش و اعتباری که در خور تو باشد نیز تهی است. هر چند هر سخنی همین که در وصف تو بیان شود ارزشمند است. سخن از تو وزن و ارزش و اعتبار می یابد. آرایه ها: 1- کنایه: روسیاهی کنایه از شرمندگی، 2- تضاد، 3- تشخیص: شرمنده شدن شعر سپید، 4- مراعات نظیر (تناسب):شعر سپید، بی وزنی، کلام، وزن، 5- حسن تعلیل: شاعر بی وزنی شعر سپید خود را به دلیل بزرگی و عظمت علی (ع) می داند. 6- ایهام: بی وزنی به دو معنی ایهام دارد: اول نداشتن وزن شعری، دوم وزن به معنی ارزش و اعتبار. وسعت تو را، چگونه در سخن تنگ مایه گنجانم؟ /تو را در کدام نقطه باید به پایان برد؟ عرصه ی سخن محدودتر از آن است که بتواند توصیف کننده ی همه ی عظمت و بزرگی تو باشد، در حیرتم که توصیف تو را با کدام عبارت به پایان برسانم؟ جز این که دایره وار به آغاز سخن باز گردم و بگویم: الله اکبر، آیا خدا نیز در تو به شگفتی در نمی نگرد؟ فتبارک الله ... . عبارت پایانی تضمینی است به بخشی از ایه ی چهاردهم سوره ی مومنون. خودآزمایی در هجدهم 1.      گون نماد از انسان اسیر و دربند / نسیم نماد از انسانی آزاد 3.اشاره به دلجویی و توجه حضرت علی به فقرا و نیازمندان بطور پنهانی و شبانه 4. امیر و فرمانروا 5.گریه ام شعر شبانه ی غم توست/ لبخند تو اجازه ی زندگی است 6.یعنی چشمانی که از دیدن تو محروم شده اند. 7.ص140 از سطر هنگام که به همراه آفتاب.... تاآخر بند 8.به عنوان شعر و بی وزنی شعرسپید 9.چون حضرت علی قرآن ناطق بوده و تمام قرآن را در حافظه داشته است.  درس نوزدهم حدیث جوانی نوع ادبی: ادبیّات غنایی سبک: عراقی معاصر قالب:غزل محتوا: جوانی شاعر: محمد حسن رهی معیری ( نام اثر: در سایه ی عمر)   درآمد محمد حسن رهی معیری از شاعران سنت گرای معاصر و ادامه دهندگان شعر سنتی است. از ویژگی های شعر او، لطف و روانی، استحکام شعری، سلامتی و انسجام تخیل قوی و گیرایی است. از این رو شعر رهی در میان نسل خود با اقبال فراوانی روبه رو شد. تصنیف های او نیز سالیان دراز است که گوش اهل موسیقی را می نوازد. غزل حدیث جوانی بیان کننده ی اندوه شاعرانه ی دوره ی محبوب و گذر عمر است. غزل به شیوه ی عراقی امّا با مفاهیم نو سروده شده است. شعر در مجموع آمیزه ای از شکوه و عشق سوزان و درد است.   شرح مفاهیم درس 1. اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام   خارم ولی به سایه ی گل آرمیده ام همه ی وجودم اشکی است که نثار پای عزیزانم می کنم. من خار بی مقداری بیش نیستم ولی در سایه ی  لطف و عنایت گل وجود معشوق آرامش یافته ام. تشبیه: 1-اشکم، چکیده ام وجه شبه است، 2- خارم      تضاد: خار، گل استعاره: گل استعاره از یار است. کنایه: در سایه ی کسی بودن از مورد لطف و حمایت کسی واقع شدن. 2. با یاد رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق   همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام با یاد رنگ و بوی تو، هر گاه چهره ی بهاری، زیبا و با طراوت تو را به یاد می آورم همچون بنفشه اندوهگین می شوم. تشبیه: هم چون بنفشه کنایه: سر به گریبان کشیدن کنایه از سوگوار و اندوهگین بودن است. استعاره: نوبهار استعاره از یار است. بنفشه به خاطر رنگ تبره و سر فروداشتن، سمبل سوگواری و سجود است: بی زلف سر کشش سر سودایی از ملال            همچون بنفشه بر سر او زانو نهاده ایم (حافظ) بر سجده ی احساس بنفشه است، نشانی             سجاده سبزی که به الوند گشوده است (زکریا اخلاقی) حافظ در غزلی، زلف تاب دار یار را به بنفشه تشبیه کرده است: تاب بنفشه می دهد طرّه ی مشک سای تو  پرده ی غنچه می درد خنده ی دل گشای تو 3. چون خاک درهوای تو از پا فتاده ام  چون اشک در قفای تو با سر دویده ام در عشق تو، چون خاک در پیشگاهت سر فرود آورده و از پای افتاده ام و همچون اشک مشتاقانه به دنبال تو آمده ام. قفا: دنبال آرایه ها: تشبیه کنایه: از پا افتادن کنایه از ضعیف و ناتوان شدن. با سر دویدن: کنایه از اشتیاق     تضاد: از پا افتادن، دویدن          مراعات نظیر :پا، سر تشخیص: شاعر با نسبت دادن «از پا افتادن» به خاک و «با سر دویدن» به اشک به آنها جان بخشیده است ایهام:هوا: 1- عشق، 2- فضا، محیط 4. من جلوه ی شباب ندیدم به عمر خویش     از دیگران حدیث جوانی شنیده ام جوانی ام در غم جدایی یار گذشت. از خوشی های جوانی هیچ نفهمیدم. درباره ی شادی های ایّام جوانی چیزهایی از دیگران شنیده ام. حدیث: در این جا به معنی سخن، به معنی جوانی نیز است، در این معنی با شباب و جوانی ایهام تناسب دارد. 5. از جام عافیت می نابی نخورده ام              وز شاخ آرزو، گل عیشی نچیده ام در زندگی از خوشی و سعادت بهره ای نداشته ام و هرگز به آرزوهایم نرسیده ام. تشبیه: جام عافیت، شاخ(شاخه)، آرزو، گل عیش مراعات نظیر: جام، می- شاخه،گل، نچیده ام 6. موی سپید را فلکم رایگان نداد           این رشته را به نقد جوانی خریده ام روزگار حتی موی سپید پیری را به من رایگان نبخشید، آن را به بهای گرفتن جوانی ام به من داده است.  «م» در فلکم نقش متممی دارد: فلک به من رایگان نداد. رشته: نخ نقد: بها، پول، قیمت آرایه ها: تشبیه: نقد جوانی        استعاره: رشته استعاره از موی سپید پیری است مراعات نظیر: رایگان، نقد، خریده ام. 7. گر می گریزم از نظر مردمان، رهی      عیبم مکن که آهوی مردم ندیده ام مرا به خاطر مردم گریزی ام سرزنش نکنید، من همچون آهویی به تنهایی و دوری از مردم خو کرده ام و نیز از مردم، مردمی و انسانیت ندیده ام. این نیز می تواند علت دیگری برای مردم گریزی من باشد. رهی: تخلّص شاعر است. تشبیه: آهوی مردم ندیده ام مراعات نظیر: نظر، مردم، ندیده ام ایهام: مردم: 1- ناس، آدم ها، 2- مردمی، انسانیت ایهام تناسب: آهو در این جا به معنی آهوی بیابان است ولی به خاطر وجود کلمه ی عیب در شعر معنی دیگر آهو، یعنی «عیب» به ذهن خطور می کند، این فرایند تداعی معانی را ایهام تناسب گویند که با ایهام مطلق تفاوت دارد. این آرایه در واژه های «نظر» و «مردم» نیز وجود دارد، این کلمه ها از رهگذر ایهام تناسب با هم مراعات نظیر نیز دارند. آرایه ی حسن تعلیل: شاعر در این بیت علت مردم گریزی خود را هنرمندانه بیان می دارد.   در کوچه سار شب  نوع ادبی:ادبیبات غنایی سبک: عراقی نو قالب:غزل محتوا: سیاسی- اجتماعی شاعر: هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)   درآمد هوشنگ ابتهاج از غزل سرایان معاصر است که نخستین مجموعه اش را با نام «نغمه» در سال 1325 منتشر ساخت. ربان غزل های او روان و گیرا و دل نشین است. شاعر در این غزل که رنگ سیاسی و اجتماعی دارد، جامعه ی عصر خویش را توصیف می کند و گله مند است که کسی دری را نمی زند، کسی در را باز نمی کند. شاعر مأیوس است و دریغ می خورد که چرا در این شب سپیده سر نمی زند؟ در این صورت کلمات شب، سپیده، در، دشت، چراغ، پرنده و ... می تواند معنی نمادین داشته باشد.از دیگر آثار ابتهاج سراب ، شبگیر ، نخستین نغمه ها و سیاه مشق   شرح مفاهیم درس 1. درین سرای بی کسی،کسی به در نمی زند          به دشت پرملال ما پرنده پر نمی زند در این سرزمین استبداد زده مردم چنان از هم دور و بیگانه اند که کسی سراغی از کسی نمی گیرد و ظلم و استبداد چنان بر کشور ما سایه افکنده است که همه خاموش و بی حرکتند. گویی هیچ کس در این سرزمین نیست. آرایه ها: سرا و دشت: استعاره از ایران کنایه: به در نمی زند: سراغ از کسی گرفتن، رابطه برقرار کردن، آگاهی بخشیدن. پرنده پر نمی زند: کنایه از: 1- سکوت و سکون حکم فرماست. 2- حتی پرنده برای پریدن آزاد نیست مراعات نظیر: سرا، در- پرنده، پر زدن 2. یکی زشب گرفتگان بر نمی کند        کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند در این ظلمت اختناق(دوران حکومت ستم شاهی) کسی به فکر آزادی و رهایی نیست. کوچه سار: واژه مشتق. تکواژ«سار» پسوند مکان است. آرایه ها: تضاد: شب، سحر.       کنایه: شب گرفتگان: گرفتاران ظلم و استبداد در زدن: در جستجوی چیزی بودن نماد: شب نماد ظلم و استبداد، سحر نماد آزادی و انقلاب استعاره: کوچه سار شب استعاره از ایران. 3. نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار         دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند بیهوده انتظار می کشم که کسی برخیزد و این جامعه و مردمش را نجات دهد، افسوس آن چنان پایه های ستم استوار و مردم ناآگاهند که امید هیچ حرکت و انقلابی نمی رود. آرایه ها: تضاد: شب، سپیده کنایه: در انتظار غبار بی سوار نشستن کنایه از انتظار بی حاصل غبار بی سوار: بدون قهرمان حرکت های اجتماعی هدایت نشده و بدون رهبری. 4. دل خراب من دگر خراب تر نمی شود        که خنجر غمت ازین خراب تر نمی زند در اوج غم و اندوهم، غم عشق معشوق هم چون خنجری بر من فرود می آید. آن از وضع اجتماع و این از حال روحی من، هر دو سرشار از مصیبت است. آرایه ها: تشبیه، تکرارو تصدیر 5. گذرگهی است پر ستم که اندرو به غیر غم                   یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند جامعه ی ما غم زده است و مردم جز غم آشنایی ندارند. صدا زدن: آواز دادن، صدا کردن آرایه ها: تشخیص: غم صلای آشنایی می زند مراعات نظیر: گذرگه، رهگذر 6. چه چشم پاسخ است ازاین دریچه های بسته ات   برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند شاعر از مردم ناآگاه قطع امید کرده و آنها را مردمی ناآگاه و بسته ذهن می داند که هیچ سخنی در آنان تأثیر گذار نیست. آرایه ها: کنایه: چشم چیزی داشتن کنایه از توقع داشتن، انتظار چیزی یا کاری داشتن استعاره: دریچه های بسته: مردم ناآگاه، مردمی که گوش و ذهن خود را بسته اند مراعات نظیر: چشم، گوش- کر، ندا، پاسخ اسلوب معادله: از این دریچه های بسته انتظار پاسخ نداشته باش همانطور که کسی از آدم کر انتظار پاسخ ندارد. 7. نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست          اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند من مانند درختی بی برگ و بار هستم لذا مرا با تبر نابود می کنند و حق من نیز همین است چراکه اگر سرسبزو پربرگ و بار بودم هیچ کس مرا با تبر از بین نمی برد.. آرایه ها: ایهام: سایه: 1-تخلص شاعر، 2- معنی حقیقی سایه. جناس: بر(میوه)، تر-تر، تبر مراعات نظیر: سایه، بر، درخت اسلوب معادله: وجود بی حاصل مرا از بین می برند همانطور که درخت خشکیده ی بی محصول را با تبر می شکنند. خودآزمایی درس نوزدهم 1.      بیت دوم 2.      ایهام در واژه ی آهو در آخرین بیت / تشخیص در واژه ی اشک در مصرع دوم بیت سوم  4بیت آخر 5        بیهوده منتظر ماندن 6        ادبیات غنایی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت 21:51  توسط رضوان زماني  | 

شرح درس هفدهم ادبیات فارسی دوم دبیرستان

درس هفدهم

داروَگ

نوع ادبی: غنایی

سبک: معاصر

قالب: نیمایی

محتوا: انتقاد سیاسی- اجتماعی

شاعر: نیمایوشیج

 

درآمد

داروگ قورباغه درختی است که خبر از بارش می دهد. نیما از داروگ از زمان بارش می پرسد. از او می خواهد بشارت بهار و باران را بدهد. نیما در این شعر جامعه ی عصر خود را مخاطب قرار می دهد تا اوضاع نامساعد را به آنان یادآور شود. نیما کشت خود را در جوار کشت همسایه خشک می داند. این شعر نمادین از جمله اشعار پخته و استوار نیما است. در این شعر با نیما به عنوان آغازگر شعر نو و مضامین جاری در آن آشنا می شویم. نیما یوشیج پدر شعر نو در سال 1274 در یوش مازندران متولد شد و با انتشار افسانه خود را در عرصه ی شعر جدید مطرح ساخت.

 

شرح مفاهیم درس

خشک آمد کشتگاه من

در جوار کشت همسایه

گرچه می گویند: می گریند روی ساحل نزدیک

سوگواران در میان سوگواران

قاصد روزان ابری، داروگ، کی می رسد باران؟

ایران، استبداد زده، فقیر و محروم مثل کشتگاه خشکی است در همسایگی شوروی ی آباد و پیشرفته، گرچه می گویند در همان شوروی (ساحل نزدیک) انبوه سوگوارانی که کسان خود را در کشتارهای انقلاب کمونیستی  و تصفیه های گسترده ی استالینی از دست داده اند، می گریند. با این همه پی آمدهای منفی، نفسِ حرکت و انقلاب و دگرگونی، از این سستی و رخوتی که بر جامعه ی ایران حاکم است، بهتر است. کاش باران انقلاب در این سرزمین نیز ببارد و سیاهی اش را بشوید و زندگی و سرسبزی و شکوفایی را به همراه آورد.

کشتگاه من: ایران، استعاره

کشت همسایه: اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی(روسیه ی امروزی)

ساحل نزدیک:  شوروی 

داروگ: دار+وگ. قورباغه ی درختی، پیام آور باران

باران: حرکت، انقلاب. فعل «می گویند» بیان کننده ی شک و تردید است در مورد عبارت بعد.

بر بساطی که بساطی نیست ... قاصد روزان ابری، داروگ، کی می رسد باران؟

بخش دوم شعر توصیفی کوتاه است از زندگی محقّر و خالی از شور و نشاط شاعر در میان کومه ای دلتنگ، و اسباب و سامانی محقّر که نمی توان از نا چیزی آن را اسباب  و سامان تلقی کرد و دلی اندوه زده از هجران باران که حال دهقانی را می رساند که کشتگاهش خشک مانده است.

تشبیه جدار دنده های نی دیوار کومه ی محقر شاعر که از شدّت خشکی در حال ترکیدن است به دل یارانی که در هجران یاران از اندوه در حال ترکیدن است، تشبیه بسیار موثر و مناسبی است در زمینه ی معنایی شعر، که خشکسالی بیرون را به درون منتقل می کند و تصور بسیار جانداری از حال و هوای روحی شاعر، یعنی انتظار تحمل سوز او برای تغییر اوضاع و احوال بیرون و اندوه دوری یارانی که به سبب تغییر اوضاع سیاسی کشور در سال های گذشته مجبور به ترک وطن شدند و یا در وطن کشته شدند و یا خود درگذشتند، به دست می دهد.

بساطی که بساطی نیست: اوضاعی نامساعد

اسباب و سامانی محقّر که نمی توان از ناچیزی آن را اسباب و سامان تلقی کرد،

آرایه ی متناقض نمایی دارد.

کومه: کلبه

آلونک: نماد جامعه ی غم زده غم زده و بی نشاط ایران است.

 

ویژگی های شعر نو چیست؟

1. کوتاه و بلند کردن مصراع ها بنا بر نیاز و مقتضیات زبانی.

2. استفاده از قافیه به ضرورت و بسته به نیاز محتوا.

3. گریز از سنت های شعری و مضامین تکراری.

4. بهره گیری از مفاهیم سیاسی، اجتماعی.

5. نگاه تازه به جهان و انسان.

6. بازتاب محیط جغرافیایی در شعر.باغ من

نوع ادبی: غنایی

سبک: معاصر

قالب: نیمایی

محتوا: توصیف فضای اجتماعی ایران در قالب توصیف پاییز

شاعر: مهدی اخوان ثالث

 

درآمد

شعر باغ من نمونه ای از اشعار اجتماعی و سیاسی دهه ی سی است. شاعر باغ پاییزی را توصیف می کند. او باغ بی برگی را نماد جامعه ی ایرانی گرفته، و سالهای 1335 و اختناق رژیم شاه را نشان می دهد. اخوان با توصیفات زیبا و طبیعی خود پیوندی میان مسائل عصر و طبیعت زده و این دو را در هم می آمیزد. باغ من نمونه ای از ادب معاصر است که ما را با اخوان و مضامین شعری او آشنا می کند. اخوان در سال 1307 در مشهد متولد شد. در سال 1326 اولین مجموعه ی شعریش را با نام «ارغنون» منتشر کرد. از این اوستا، در حیاط کوچک پاییز در زندان و زمستان از اشعار اوست.

 

شرح مفاهیم درس

آسمانش را گرفته ... با سکوت پاک غمناکش

آسمان سرزمین ابری است، هوایش گرفته از اختناق و استبداد است. مردم فقیر و محروم سرزمین من ناامید و تنها و غمگین، معصومانه سکوت کرده اند.

 شعر در سال 1335، عصر اختناق پهلوی سروده شده است. در این شعر توصیف طبیعی را با وضع جامعه ی سیاسی عصر خو در هم آمیخته است.

«ش» در آسمانش، ضمیر متصل، مرجع آن«باغ من».

آرایه ها: تشخیص، تشبیه، متناقض نما، مراعات نظیر(آسمان، ابر، نمناک)، ایهام (بی برگی:1- خزان، 2- فقر و محرومیت. برگ یعنی توشه، زاد، معاش)

باغ من: همان خانه ی من است، ایران                ابر: همان حاکمیت استبداد است

پوستین سرد: تصویری متناقض نما است، چرا که همه از پوستین انتظار گرما دارند. این تصویر بیانگر حاکمیتی است که به جای آن تکیه گاه و پشتیبان مردم باشد و به منافع ملی بیندیشد، سرمایه های ملتش را چپاول می کند و بر او می تازد.

ساز او باران، ... زرتار، پودش باد

ساز این باغ خزان زده (ایران) باران است و سرود شادی اش هوی هوی باد، عریانی (محرومیت و فقر) لباس این باغ است و پوشش دیگرش بافته ای است که تار آن از شعله های طلایی آفتاب است و پود آن باد مثل همان شولای عریانی.

«باد و باران می خوانند و خزان پوشش باغ است، آفتاب هم بر این پیکره ی عریان هنوز می تابد، غمناکی، تصویر نهانی این باغ عظیم انسانی است».

شولا: خرقه، لباس                     شولای عریانی: لباس برهنگی، متناقض نما

آرایه ها: تشبیه (باران به ساز، باد به سرود، باد به پود)، شعاع آفتاب ( شعله ی زر) به تار.

مراعات نظیر: (باد و باران به تار و پود) متناقض نما، استعاره (شعله ی زر: استعاره از تابش آفتاب)

گو بروید یا نروید، ... چشم در راه بهاری نیست

در این باغ خواه چیزی بروید یا نروید هیچ تفاوتی ندارد، باغی که باغبان ندارد کسی از آن گذر نمی کند.

باغی از آنِ مردمی ناامید، چنین باغی نمی تواند بهار باشد.

شاعر تصویری سیاه و غمگین از سرخوردگی تاریخی مردم ایران در دهه های سی و چهل راهنرمندانه بیان کرده است.

گو: خواه ...، چه ...، «گو» در این معنی حرف ربط است.

گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد ... خفته در تابوت پست خاک می گوید

اما نه، باغ خزان زده نیز زیباست، چه غم اگر گلی و برگی و صفایی ندارد. باغ پاییزی از میوه هایی حکایت دارد که روزی سر بر اوج اسمان داشته و امروز در دل خاک خفته اند. ایران را باید دوست داشت برای گذشته ی پر افتخارش و بزرگانش.

برگ لبخند: تشبیه

باغ بی برگی ... پادشاه فصل ها، پاییز.

شادی مردم این سرزمین حسرت آلود است و خنده اش آمیخته است با اشکی خونین. فصل خزان است. پادشاه فصل ها سوار بر باد در باغ طبیعت جولان می دهد. همچون خزانی که بر جامعه ی ما حاکم است.

 بی برگی: بی نوایی، حسرت، محرومیت

باغ بی برگی: انبوه انسان های محروم و ناامید

ارایه ها: متناقض نما ( خنده ی خونین و اشک آلود)، استعاره (اسب یال افشان زرد استعاره از باد پاییزی)، تشخیص، تشبیه، تضاد.

 

چند ویژگی شعر اخوان

1. برخورداری از صلابت و سنگینی سبک خراسانی

2. به کار گرفتن لحن حماسی و روایی در شعر

3. توجه به اساطیر فرهنگ ایران پیش از اسلام

4. به کار گیری عناصر صرفی و نحوی ( باستان گرایی)

5. به کار گیری ترکیب های نو و تازه

6. استفاده از روایت گری در بیان شعر

7. قدرت بالای توصیف و تصویر گری

8. بهره  گیری از مفاهیم سیاسی و اجتماعی

 

 انتظار

نوع ادبی: غنایی

سبک: شعر معاصر

قالب: شعر سپید

محتوا: انتظار مهدی موعود (عج)

شاعر: طاهره صفّارزاده

 

درآمد

شعر طاهره صفّارزاده عمدتاً دینی است. او یکی از مفاهیم شعر مذهبی معاصر یعنی «انتظار» را در این شعر آورده است. شاعر انتظار را سکون نمی داند بلکه انتظار را یک حرکت می داند؛ مقابله با ظلم و ستم شاعر وجود حضرت مهدی را چون خورشید، همیشگی و هستی بخش می داند. در این شعر با نمونه ای دیگر از شعر نو در قالب سپید آشنا می شویم.

 

شرح مفاهیم درس

همیشه منتظرت هستم/ بی آنکه در رکود نشستن باشم

منتظر ظهور تو هستم بدون آنکه دست از تلاش بردارم.

شعر تعریضی دارد به اندیشه ی کسانی که مفهوم انتظار را بی عملی و رکود می دانند.

همیشه منتظرت هستم ... همیشه در مقابله

به حرکت و تلاش و مبارزه ادامه می دهم و پیوسته منتظر تو هستم. من انتظار را جدای از مبارزه و تلاش نمی دانم.

مقابله: مبارزه                چونان که: همان طور که

آفتاب پنهان: استعاره از امام زمان (به درآمد نگاه کنید)

تو مثل ماه ... و می رسی از کعبه

من به وجود تو ایمان دارم. به روشنی ماه و ستاره و خورشید ایمان دارم که همیشه بوده و هستی و همچون ماه کامل می درخشی از سرزمین بدر و ظهور خواهی کرد از کعبه.

آرایه ها: تشبیه، مراعات نظیر، تلمیح

ایهام: بدر: 1- ماه کامل، 2- سرزمین بدر در آن واقع شد. یاران امام زمان به تعداد اصحاب پیامبر 313 نفر است و فرماندهان هر دو جنگ «محمد» نام داشتند.

و کوفه همان تهران است ... و ظلم را می بندی

کوفه ای که گفته اند، همین تهران است. ابتدا در اینجا شمشیر جدیت علی را بر می کشی و همچون او ظلم را نابود می کنی و عدالت را می شگسترانی.

اشاره دارد به اینکه امام زمان پس از آن از مکه ظهور کرد و همه جا را فتح نمود، کوفه را مرکز حکومت قرار می دهد. شاعر با توجه به انقلاب اسلامی ایران، تهران را کوفه ای می داند که در روایات آمده و آرزو می کند که امام مهدی (عج) حکومت خود را در تهران بنا نهد.

همیشه منتظرت هستم / ای دل وعده داده شده

تلمیح به حدیث نبوی: «یملا الله به الارض عدلاً و قسطاً کما ملئت جوراً و ظلما: خداند به وسیله ی او زمین را پر از عدل و داد می کند همچنان  که پر از ظلم و جور شده بود».

این کوچه ... ظهور کن که منتظرت هستیم.

همه ی مردم در همه ی تاریخ منتظر ظهور تو بوده و هستند و تو خود همه ی این ها را می بینی و می دانی، پس ظهور کن که منتظرت هستیم.

کوچه و خیابان بیانی دیگر از تاریخ است، همان دوره های تاریخی است.

بیاموزیم

آرایه های متناقض نما یا پارادوکس (Paradox)

متناقض نمایی همان آشنایی زدایی و خلاف عادت است. بیانی است که در ظاهر غیر منطقی به نظر آید، نظیر آوردن دو معنای متناقض در کنار هم یا نسبت دادن دو امر متضاد به یک کس یا یک چیز» فریادِ بی صدا.

زیبایی پارادوکس در این است که تناقض منطقی آن از قدرت استدلال و اقناع ذهنی مخاطب نمی کاهد و غیر منطقی بودن ان در نگاه اول به نظر نمی آید.

از خلاف آمد عادت بطلب کام که من             کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

(حافظ)

جمعیّت: آسودگی، آرامش؛ کسب آرامش از زلفی که خود پریشان و بی قرار است امری است غیر عادی و بر خلاف عادت معمول و مفهومی است متناقض نما و پارادوکسیکال. 

خودآزمایی درس هفدهم

1.      خشک سالی و بی بارانی

2.      ترک خوردن نی های کومه ی شاعر به دل یاران که در هجران یاران گرفتار شده است ، تشبیه شده است.

3.      ابر با آن لباس سرد و خیس خود سراسر باغ پاییزی را به تنگی در بر گرفته است.

4.      باغ ( همان جامعه ی ایران)

5.      به این که از میوه هایی سخن می گوید که اکنون در زیر خاک هستند و روزی سر از خاک به در آورده و تا آسمان قد خواهند کشید.

6.      در هر دو اتفاق پیروزی با مسلمانان خواهد بود.

7.      داروگ و باغ من شعر نیمایی است و انتظار شعر سپید می باشد.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1391ساعت 20:35  توسط رضوان زماني  | 

درس شانزدهم ادبیات فارسی2

درس شانزدهم

خسرو

سبک: نثر معاصر

قالب: داستان کوتاه

محتوا: اعتیاد- همنشین بد

نویسنده: عبدالحسین وجدانی- از مجموعه داستان «عمو غلام»

 

شرح مفاهیم مشکل درس

ارتجالاً انشایی می ساخت و ... اجرا می کرد.

ارتجالاً: بی درنگ، بدون اندیشه سخن گفتن یا شعر سرودن 

     رسا:صفت مشتق(بن مضارع+ ا)

آرایه های ادبی: حسامیزی: صدای گرم

 

و مثل شاخ شمشاد می آمد و سر جای خودش می نشست!

مثل شاخ شمشاد: شاد و با طراوت

سبک تقریر او در انشا تقلیدی بود کودکانه از ...

تقریر: بیان کردن

نصاب الصبیان: منظومه ای از ابونصر فراهی، که در آن، لغات متداول عربی را با معادل فارسی آنها در بحرهای مختلف به نظم آورده است. این کتاب جزء کتاب های درسی مکتب خانه های قدیم بوده است.

 

عینک دور بیضی و دسته مفتولی و شیشه های کلفت زنگاری.

دور بیضی: عینکی که فریم عدسی های آن به صورت بیضی باشد.

دسته مفتولی: دسته ی سیمی دارد.

زنگاری: زنگار به معنی زنگ فلزات است و معمولاً آن را سبز می دانند.

زنگاری: آن چه که مایه ای از رنگ سبز در آن باشد.

 

دی که از دبستان ... و گرد بر انگیخته اند.

دی: بر وزن «بی» به معنی دیروز است.  

برزن: محله، کوی

در هم آمیخته: با هم گلاویز شده اند و جنگ خروس می کنند.

دبستان: (دب: نوشتن)، جایی که در آن کتابت و قرائت آموزند. این واژه از ساخته های فرهنگستان زبان فارسی است و به مدرسه ی ابتدایی اطلاق می شود.

 

یکی از خروسان ضربتی ... و از میدان بگریخت.

به صَدمتی: صدمت: کوفتن، ضرب

 به صدمتی: آن چنان کوفتنی، به شدتی

 

« جهان تیره شد پیش از نامدار»:

مصراعی از داستان رستم و اسفندیار. به این گونه کاربرد مصراع، از شاعری دیگر در اثنای کلام، تضمین گویند. کامل این بیت در شاهنامه ی چاپ مسکو چنین است:

«بزد تیر بر چشم اسفندیار          سیه شد جهان پیش آن نامدار»

لاجرم: ناچار                

سپر بینداخت: کنایه از تسلیم شدن

لیکن خروس غالب ... که « پولاد کوبند آهنگران».

خروس غالب: خروس پیروز در جنگ

نه مناسب حال درویشان: ناجوانمردانه، این بخش را تحت تأثیر حکایت «جدال سعدی با مدعی» از گلستان سعدی نوشته است.

مغلوب: شکست خورده                       

مخذول: زبون گردیده، خوار

استرحام کردن: رحم خواستن، طلب رحم کردن، التماس کردن

«که پولاد کوبند آهنگران»:

 این نیز مصراعی است از داستان رستم و اسفندیار شاهنامه:

«چنانت بکوبم به گرز گران                  که پولاد کوبند آهنگران»

حلالش کردم.سر او را بریدم، خروس را ذبح کردم، بسمل کردم نیز به همین معنی است.

 

مخور طعمه جز خسروانی ...

غذایی جز غذای شاهانه مخور، چرا که تنها غذای شاهانه است که جسم و جانت را پرورش می دهد.

خسروانی خورش: غذای شاهانه

«ت» در «یابدت» ضمیر شخصی متصل  متعلق است به جان و نقش مضاف الیهی دارد.

 

دمی آب خوردن پس از ...

یک لحظه زندگی پس از دفع دشمن از عمر هشتاد ساله لذت بخش تر است.

دمی آب خوردن: کوتاه زمانی زنده ماندن، یک لحظه زندگی

بدسگال: بد اندیش، بدخواه، دشمن، صفت فاعلی مرکب مرخم، جانشین اسم.

 

مگر در ریاضی که کمیتش لنگ بود ... ابتدایی را بگیرد.

کمیتش لنگ بود: کمیت: اسب سرخ مایل به سیاه

کمیتش لنگ بود: کنایه از ناتوان بودن در انجام کاری

تصدیق نامه: در گذشته به جای گواهی نامه به کار می رفت.

 

معلّم قران ما ... خشت می زد.

منظور این بود که پر حرف بود. اشاره است به شعر نظامی:

لاف از سخن چو در توان زد                آن خشت بود که پر توان زد

یک روز که خسرو زنگ قران، ... شوری به پا کرده بود.

 

خسرو زنگ قران، قرآن را در دستگاه آوازی شهناز، با شور و حال تمام می خواند.

شهناز: از اصطلاحات موسیقی و آواز است و آن گوشه ای است از ردیف آوازی شور و به همین جهت با کلمه ی شور در این عبارت مراعات نظیر و آرایه های ایهام تناسب ایجاد کرده است.

به میرزا عباس عتاب کرد.

عتاب کرد: خشم گرفت

اشتر به شعر عرب در حالت است و ...

معنی شعر: شتر نیز از شعر خوانی عرب (حُدی) به نشاط و وجد می آید. اگر تو این نشاط را نداشته باشی، جانوری بی ذوق هستی.

حالت، طرب: هر دو به معنی فرح و نشاط است.           

کژ طبع: کج طبع، بی ذوق، بی احساس

یک روز خسرو بر خلاف عادت مألوف ...

مألوف: الفت گرفته، انس گرفته

بر خلاف عادت مألوفه: بر خلاف همیشه، بر خلاف عادتی که به آن انس گرفته است.

و تصویر سرتیپ را با ضمائم و تعلیقات در نهایت مهارت و ...

ضمائم و تعلیقات: مقصود نشان های ارتشی است.        

ضمائم: پیوست ها

تعلیقات: آویختنی ها، نشان هایی که بر لباس نظامی آویخته می شود.

این را من از روی طبیعت کشیده ام.

این نقاشی را از سر ذوق و تفنن کشیده ام بدون آنکه آموزش نقاشی دیده باشم( ذوق و استعداد ذاتی طبیعی).

 مرحوم سرتیپ آهسته ... دستت خیلی قوت داره!

خود را جمع و جور کردن: کنایه از خود را آماده کردن، حفظ ظاهر نمودن

دستت خیلی قدرت داره: دست های توانایی داری

سرتیپ هم که رهاوردی باب دندان نصیبش ...

رهاورد: به معنی سوغات و ارمغان است.

باب دندان: خوش مزه ( باب: مناسب)

 

ای فرزند، حلالت نکنم ... عالمان دین بودند.

حلالت نکنم: تو را عفو نمی کنم

مطربی و مسخرگی پیشه سازی:

 تلمیح دارد به بیتی از عبید زاکانی:

رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز   تا داد خود از کهتر  و مهتر بستانی

همه قبیله ی من عالمان دین بودند:

تضمین مصراعی است از سعدی، از بیت:

همه قبیله ی من عالمان دین بودند         مرا معلم عشق تو دلبری آموخت

 

اندرز مادر بزرگ ناتوان را به گوش اطاعت شنید و ...

گوش اطاعت: اضافه ی غیر تعلقی.

حسودان تنگ نظر و عنودان بد گهر.

عنود: ستیزه کار           

بد گهر: بد ذات، غیر اصیل

وی را به می و معشوق و لهو و لعب کشیدند.

لهو: بازی کردن، آنچه انسان را از ملحوظ و مشغول کند

لعب: بازی، این دو کلمه همیشه با هم می آیند.

مرد میدان نبود.

دیگر پهلوان میدان کشتی نبود. دیگر مرد میدان زندگی نبود.

منجلاب فساد.

تشبیه، منجلاب: گودالی که در ان آب های بد بو و کثیف جمع گردد.

فی الجمله نماند ... که نخورد.

معاصی: گناهان، جمع معصیت 

منکر: زشت، ناپسند

مُسکر: چیزی که خوردن آن مستی آورد مثل شراب

آرایه ها: جمله تضمین است از گلستان سعدی باب هفتم، حکایت پنجم.

سجع: واژه های سجع: نماند، نکرد، نخورد.

من گوش استماع ندارم لمن قول.

تضمین مصراعی است از سعدی از بیت:

بی دل گمان مبر که نصیحت کند قبول              من گوش استماع ندارم لمن تقول

معنی مصراع چنین است: من گوشی برای شنیدن ندارم، برای که می گویی؟!

 

کبوتری که دگر آشیان نخواهد ...

کبوتری که سرنوشت برای او مرگ رقم زده است و مقدر شده است که دیگر به آشیانه باز نگردد قضا او را به دانه می فریبد و به سوی دام می کشاند. همه ی امور در دست سرنوشت است، ما از خود اختیاری نداریم. ذکر این بیت از زبان خسرو، زبان حال همه کسانی است که همواره گناه، شکست ها و ناکامی و گمراهی های خود را به دوش سرنوشت می افکنند و حاضر نیستند مسئولیت، سستی ها و بی ارادگی ها و خطاهای خود را بپذیرد.

 

بیاموزمت کیمیای سعادت             زهم صحبت بد جدایی جدایی

                                                                                                                       

سعادت و خوشبختی در گرو آن است که از همنشین های بد دوری نمایید.

کیمیای سعادت: جوهر و اساس خوش بختی

 

 مایع حرف شویی

سبک: نثر معاصر

قالب: طنز

محتوا: نکوهش پر حرفی و زیاده گویی

نویسنده: جلال رفیع (دیگر آثار نویسنده: در بهشت شداد / فرهنگ مهاجم، فرهنگ مولد)

درآمد

جلال رفیع روزنامه نگار و منتقد معاصر اغلب می کوشد با نثر انتقادی خویش، مسائل فرهنگی و اجتماعی روزگار ما را به تصویر بکشد. یکی از این موضوعات، پُرگویی و سخنرانی های بی حد و اندازه ی مسؤولان کشور و وعده ها و وعیدهای انان است. نویسنده با زبان طنزآمیز خود به نکوهش این خصیصه می پردازد.

نگاه طنزآمیز و کنایه ای به مسائل می تواند تاثیر برانگیز و اثر بخش و دلنشین تر از صراحت گویی باشد. با این نگاه نویسنده با ظرافت و ریزه کاری و دقیق، ضعف ها و ناراستی ها را با بزرگ نمایی در پیش چشم می آورد. این نثر می کوشد چنین هدفی را برآورده سازد.

 

شرح مفاهیم مشکل درس

ای بعضی از خطبا و ... کم تر سخن بسراییم.

خطبا: جمع خطیب به معنی سخنران

سخن بسراییم: سخن بگوییم.

به قول حافظ، ای برادران رحمی ... شما هم رحمی.

جمله تلمیح دارد به این بیت حافظ:

یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی              کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی

این همه انتشار امواج ... بس است.

امواج مکتوب: به زبان طنز منظور سخنرانی هایی است که در نشریات چاپ می شود.

امواج مصور: سخنرانی هایی که از شبکه های مختلف سیما پخش می شود.

رادیو اکتیو: منظور سخنرانی هایی است که از رادیو – صدا- پخش می شود.

مبحث حروف اضافه: به دو معنی ایهام دارد: 1- مبحث حروف اضافه در دستور زبان ؛ 2- سخنان زاید و بیهوده

نامه ی اعمال جراید.

تشبیه: روزنامه ها را به نامه ی اعمال تشبیه کرده است.

آیا تره ای هم در عمل برای این حرف ها خرد خواهد شد؟

تره خرد کردن: اهمیت ندادن، قابل ندانستن.

جمله به صورت پرسش تأکیدی بیان شده است: هیچ کس به این سخنان اهمیت نمی دهد.

پس ... بشوی اوراق اگر ... در دفتر نباشد!

اشاره است به بیتی از حافظ:) تضمین)

بشوی اوراق اگر همدرس مایی که علم عشق در دفتر نگنجد

حافظ می گوید: اگر هم درس ما هستی علم رسمی را کنار بگذار و عشق را برگزین که فارغ از دفتر است. نویسنده ی مقاله مایع حرف شویی در ادامه ی جمله ی پیشین خود می گوید: اگر قرار است این سخنان به عملی منجر نشود همان بهتر که گفته نشود و آنچه گفته شده باطل و محو گردد.

سعدیا گرچه سخن دان و ...

سخن دان و مصالح گو بودن کافی نیست باید مرد عمل بود. آن چه مشکل را حل می کند عمل است نه سخن.

خطابه های رم قدیم و ... عصر باستانی غرب؟!

خطابه: سخنرانی، یکی از فنون علم منطق است و آن فنی است که گوینده، شنونده را قانع می کند و بر پذیرش سخنان خود مایل نماید.

دموستنس: یکی از خطبای بزرگ آتن

خطیب حرفه ای و کامپیوتری ...

کامپیوتری به کنایه کسی را گویند که حافظه و حضور ذهنی قوی داشته باشد و اطلاعاتی متنوع و جامع در ذهن داشته باشد.

اسب فصاحت در ... بوده است.

با هنر نمایی تمام سخنرانی کردن.

فصاحت : روانی کلام، شیوایی در سخن

بلاغت: در اصطلاح اوردن کلام به مقتضای مقام. بلاغت مربوط است به معنی و فصاحت مربوط است به لفظ.

اسب فصاحت و میدان بلاغت: تشبیه

یعنی خطیب، سواره و مستمعان، پیاده بوده اند!

سوار: مسلط، برتر، آگاه

پیاده: زیر دست، ناگاه، فرودست

خطیب بر مرکب چمون سخن سوار ... به مرکب خموش تبدیل کند.

چموش: سرکش، بدرفتار

مرکبِ چموشِ سخن: تشبیه. سخن و سخنرانی به اسب سرکش و بدرفتاری مانند شده است.

مرکب چموش را به مرکب خموش تبدیل کند: در فنون سخنوری مهارت پیدا کند تا بتواند برل سخن مسلط شود.

آرایه ها: تشبیه، جناس( چموش، خموش) تضاد( چموش، خموش)، مراعات نظیر( چموش، مرکب، سوار، خموش= رام)

خطبا با آکروباسی های ... هیپنوتیزم می کردند.

آکروباسی: بند بازی، در این جا منظور فنون گوناگون سخنوری و اقناع مخاطب است.

هیپنوتیزم: خواب مصنوعی، در این جا منظور آن است که گویندگان، مخاطبان را به شدت تحت تاثیر القائات خود قرار می دادند و می توانستند هر سخنی را به شنونده القا کنند.

ابزار علم کلام به این معنی ... مرغوب کرده بوده است.

علم کلام: در اصطلاح علمی علم اصول عقاید است، در همه ادیان؛ در این جا منظور نویسنده این است که گویی این اصطلاح در نزد عده ای  معنی اصلی خود را از دست داده است و علم کلام به علم سخن و علم حرافی بدل گشته است!

نطق آکروباتیک: آکروبات: ورزشی که در آن حرکات موزون و سنگین کنند.

نطق آکروباتیک و ژیمناستیک کلامی: منظور بازی با کلمات و بیان سخنان فریبنده است

مسحور: کسی را سحر و جادو کردن                مرعوب کردن: ترساندن

می گوید لفظ اروپایی ... به معانی رونده!

استفاده ای طنزآمیز است از شباهت های ظاهری کلمه ی ماشی که در عربی به معنی رونده و راه رونده است و کلمه ی ماشین به معنی اتومبیل.

ندانم که این بار چرا ان تجربه، صفرا فزود.

نتیجه ای بر عکس و متفاوت با آن چه انتظار داشتیم حاصل شده. اشاره است به این بیت مولانا:

از قضا سرکنگبین صفرا فزود                روغن بادام خشکی می نمود

مگر آنکه بگویم علل و ... پنجه در یقه افکندن

نویسنده به طنز می گوید: می توانیم اشتباهات و کوتاهی خود را به پای خدا بنویسیم و بگوییم، تنها علل و اسباب در اختیار ماست و اثر و نتیجه در دست اوست، لابد او چنین خواسته است و البته به آن چه او می کند نمی توان اعتراض کرد.

پنجه در یقه افکندن: کنایه از اعتراض کردن.

کم گوی و گزیده گوی چون دُر                          تا ز اندک تو جهان شود پر

لاف از سخن چو دُر توان زد                    آن خشت بود که پر توان زد

معنی شعر: کم سخن بگو اما بکوش تا سخنان تو همچون دُر ارزشمند باشد تا در عالمی تأثیر بگذارد. به سخنان ارزشمند می توان افتخار کرد. پر گویی مثل خشت زدن است، افتخاری ندارد.

بیاموزیم

طنز

طنز شیوه ی نقد و نکوهش غیر مستقیم است، و هدف آن هشدار دادن، اصلاح نابسامانی ها و ناهنجاری های اجتماعی است. طنز با نوعی درشت نمایی و با خنده همراه است. طنز نویس پزشک روح است. عبید زاکانی، فخر الدین علی صفی، دهخدا، نسیم شمال، جمال زاده، ابوالقاسم حالت و کیومرث صابری، طنزپردازان گذشته و معاصر ایران و ادبیات فارسی هستند.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1391ساعت 22:58  توسط رضوان زماني  | 

پاسخ خود آزمایی های تاریخ ادبیات ایران وجهان 1-دوم انسانی(نیم سال دوم)


پاسخ خود آزمایی های تاریخ ادبیات ایران وجهان 1-دوم انسانی(نیم سال دوم)خودآزمايي های نمونه  درس يازدهم : 1- از حیث ساختار و محتوا (درون مایه ) قطعه را تعریف کنید . قطعه شعری است حداقل دو بیت که معمولا مَطلَع (نخستین بیت)آن مصرّع (هم قافیه)نیست و مصرع های زوج آن هم قافیه اند ودرآن موضوع خاصی مطرح می شود . درون مایه ی قطعه معمولاً مطالبی اخلاقی ، تعلیمی ، حکایت ، مدح ، هجو ، تقاضا و .... است . 2- تخلص انوري در آغاز چه بود؟ آيا شاعراني را مي­شناسيد كه بيش از يك تخلص داشته­اند؟ انوري در آغاز شاعري «‌خاوري»‌ تخلص مي­كرد.بله    خاقاني كه در آغاز «حقايقی» تخلص مي­كرد،  فروغي بسطامي، غزل سراي معروف قرن سيزدهم كه ابتدا «‌مسكين» تخلص مي­كرد.  3-  بيت: «هفت سالم بکوفت سو و دهك / پس از آنم سه سال قلعه ی ناي» از كيست و به چه مسئله ای اشاره دارد؟ از مسعود سعد سلمان است و به زندان شدن او در قلعه­هاي سو و دهك و ناي اشاره دارد. 4- گفته اند : « اوپیامبری درادب فارسی است که در همه ی عمر جز ستایش و نکوهش چیز دیگری بر وی الهام نشده است .»این توصیف در باره ی کیست و مبین چه نکته ای است ؟ انوری ، بیانگر قدرت شاعری اوست که برخی اورا هم پایه ی سعدی وفردوسی دانسته اند.با این حال شعراوفقط آمیزه ای از مدح وهجو است که تمام توان شعری خود را صرف ستایشگری و بدزبانی کرده است . خودآزمايي های درس دوازدهم : 1-  عمده شهرت جمال­الدين عبدالرزاق به سبب سرودن كدام شعر است؟ موضوع آن چيست؟ ترکیب بندی است که در نعت و ستایش پیامبر گرامی اسلام سروده شده است .  2- «خلاّق المعاني» يعني چه؟ چه كسي و چرا بدين لقب ناميده شده است؟ خلاق المعاني يعني كسي كه به خلق معاني تازه مي­پردازد.(آفزیننده ی معانی تازه)-كمال­الدين اصفهاني -چون وي در خلق و آفرينش معاني تازه دستي توانا داشته، بدين لقب ناميده شده است. 3- عصر و دوره­ي كمال­الدين اسماعيل مصادف با چه واقعه­اي است؟ سرانجام وي چه بود؟  مصادف با دوره­ پرآشوب حمله­ مغول است. سرانجام وي به دست مغولان در سال 635 هجري به قتل رسيد. خود آزمایی های نمونه بخش هفتم : 1- انوری را مبدع چه نوع شعری دانسته اند ؟ غزل های عاشقانه . 2- چه کسانی را می توان از پیشروان سبک موسوم به عراقی دانست ؟ انوری ، مسعودسعدسلمان ، کمال الدین اصفهانی ،جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی 3- به نظرشما آیا تقسیم بندی انواع شعر و نثر به نام مناطق ( عراقی ، خراسانی و ... ) شیوه ی درستی است ؟ خیر ، زیرا همه ی شاعران سبک عراقی در عراق عجم(مناطق مرکزی ایران) نمی زیستند .  خودآزمايي های نمونه درس سيزدهم : 1- اساسي­ترين انديشه­هاي صوفيانه عين القضات را در چه آثاري مي­توان جست و جو كرد؟  رساله­هاي يزدان شناخت و تمهيدات. 2- شیوه و سبک نویسندگی عین القضات چگونه است ؟ ساخت نوشته های او بر پایه ی سادگی و بی تکّلفی استوار است.اما این روانی هرگز مانع از درک و احساس و عاطفه ی سرشار او نشده است ودر پاره ای از نوشته های عین القضات شعر و شعور به هم آمیخته وکلمات و جملات زرّین و به یاد ماندنی ایجاد کرده است و در نوشته های خود اشعار زیادی از دیگران و برخی رباعیات عارفانه از خود و هم چنین آیات قرآنی به استشهاد آورده است . 3-  انديشه­هاي شيخ اشراق بيشتر از چه مايه مي­گرفت؟ از تفكر ايراني و حكمت خسروانی مايه مي­گرفت. 4-  اسرارالتوحيد اثر كيست؟ چند باب دارد و موضوع آن چيست؟ اثر محمدبن منور  ـ  سه باب دارد  ـ   موضوع آن درباره­ گفتار و رفتار و حالات و شرح سه دوره ی زندگانی شيخ ابو سعيد ابو­الخير عارف برجسته­ قرن پنجم است. 5- ارزش ادبی سمک عیّار را بررسی کنید . این کتاب باشیوه ی داستان در داستان تدوین شده است که داستان های آن با یکدیگر ساخت و پیوندی استوار دارند.و یکی از بهترین داستان های فارسی در دوران گذشته به حساب می آیددر این داستان اشعاری از شاعران پیشین فارسی مانند عیّوقی و فردوسی و مقداری هم رباعی و غزل و اوصاف و مواعظ از شاعران دیگر  بدون ذکر نام سراینده، به استشهاد آمده است و گیرایی آن را دو چندان کرده است این کتاب از حیث واژه ها و   تعبیرات     زیبای فارسی و قواعد لغوی و شعری مربوط به زبان عامّه ، مقامی ممتاز دارد . خودآزمايي  های درس چهاردهم: 1- سند باد نامه را چه کسی تحریر کرده است ؟ اصل این اثر متعلق به کدام قوم است و مؤلّف آن کیست ؟ ظهیری سمرقندی - هند - مؤلف آن سندباد حکیم هندی است . 2- خصایص نثر دینی چیست ؟ سادگی و نزدیکی آن به زبان عامّه ، بهره گیری از مضامین دینی و داستان های مذهبی ، استشهاد به آیات و احادیث . 3- کدام اثر را قدیم ترین و مهم ترین تفسیر شیعه دانسته اند ؟ مولف این اثر کیست ؟ «روض الجنان و روح الجنان» ، مؤلّف آن حسین خُزاعی نیشابوری معروف به شیخ ابوالفتوح رازی . 4- موضوع و محتوای ترجمان البلاغه چیست؟ در زمینه ی علم بلاغت ( معانی و بیان و بدیع )نوشته شده است. 5- موضوع کتاب کلیله و دمنه چیست ؟ سبک آن چگونه است ؟ موضوع کتاب حکمت ، سیاست و اخلاق است که به شیوه ی تمثیل و داستان از زبان حیوانات،به ویژه دو شغال  به نام های کلیله و دمنه نقل می شود. نثر کتاب ازلحاظ استواری و ترکیب عبارات و داشتن اسلوب عالی و آراستگی زبان و مفردات کم نظیر است .نویستده دراین کتاب به سجع و موازنه و آوردن اشعارو امثال فارسی و عربی و آیات و احادیث پرداخته است وبسیاری از منتقدان کار او را سرآغاز نثرفنّی فارسی می دانند و کتاب وی را نمونه ی عالی این سبک به شمار آورده اند. خودآزمایی های نمونه ی بخش هشتم : 1- عیّاران کیستند ؟ دراین باره توضیح دهید . گروهی از جوانمردان که صفات مردانگی و مردم نوازی و راست گویی را در فرهنگ ناحیه ی خود، سیستان و خراسان ،در سده ی سوم ترویج و تبلیغ می کردند . 2- موضوع و محتوای «المعجم »چیست ؟ این اثر چه ارزش و جایگاهی دارد ؟ مشتمل بر دو بخش است : بخش اول در فن «عروض» و بخش دوم در علم «قافیه و نقد شعر» . پرآوازه ترین وبرجسته ترین کتابی است که درطول تاریخ حیات ادبی ایران در قلمرو علوم ادبی تألیف شده و تا روزگار ماهم حاکمیت و نفوذ خود را ازدست نداده است. 3- اصل كتاب «مرزبان نامه »به چه زباني است و تأليف كيست؟ به زبان طبري (گویش مازندران قدیم)و تأليف مرزبان بن رستم(یکی از اسپهبدان مازندران) . 4- نام ديگر چهار مقاله و موضوع آن چيست؟ نام ديگر آن «مجمع­النوادر» است وموضوع آن چهار گفتار يا مقاله درباره­ دبيران و شاعران و منجمان و طبيبان است. 5- محتوا و مضمون حدائق السّحر چیست ؟ موضوع آن مباحثی ازعلم معانی و بیان و صنایع لفظی و معنوی کلام است . 6- ویژگی های عمده ی نثر سعدی را در گلستان ذکر کنید . سعدی با پرداختی زیبا ، فشرده نویسی ، بهره وری از شعر، تمثیل و حکایت ، تنوع معانی و رنگارنگی و خوش آهنگی الفاظ ، دریافت های تیز بینانه از مسائل مهم اجتماعی و اخلاقی را در ظرفی آراسته ریخته و شیوه ای تازه در نویسندگی فارسی پدیدآورد. 7- گلستان شامل چه قسمت هايي است؟ گلستان شامل يك مقدمه و هشت باب است. به اين ترتيب: در سيرت پادشاهان، در اخلاق درويشان، در فضيلت قناعت، درفوايد خاموشي، در عشق و جواني، در ضعف و پيري، در تأثير تربيت و در آداب صحبت است . خودآزمايي های نمونه درس پانزدهم : 1- سنايي در قصايد وغزليات، بيش تر متوجه چه مضاميني است؟ سنايي در قصايد به زهد و حكمت و مضامين اخلاقي توجه دارد و در غزل به جای مضمون های عاشقانه و معنی هایبرخاسته از عشق ظاهری به معانی عرفاني و الهامات ناشي از عشق واقعي به مبدأهستي(خدا) توجه­ دارد. 2- چرا برخي تصوركرده­اند، سنايي گرايش شيعي دارد؟  زيرا در پاره­اي از قطعات او، چنان شيفته و دل­باخته­ اهل بيت و فضايل ائمه ی دين است. كه همين امر سبب شده است كه برخي وي را در زمره­ ی  شاعران و مؤلفان شيعه قلمداد كنند. 3- مهم ترین مثنوی سنایی چه نام دارد ؟ دیگر آثار او را نام ببرید . حدیقه الحقیقه یا الهی نامه و یا فخری نامه است . آثار دیگر : دیوان اشعار ، سیرالعباد الی المعاد ،طریق التحقیق ، کارنامه ی بلخ ، عشق نامه و مکاتیب سنایی . 4- تأثیر سنایی را بر دیگر شاعران ارزیابی کنید . «خاقانی» در قصایدحکمت آموز و غزلیات زاهدانه ی خود بر طریق سنایی رفته و در نظم «تحفه العراقین» به حدیقه توجه داشته است . «عطار »غزل سرایی عرفانی به طرز سنایی را به کمال رسانیده و در نظم «منطق الطیر »خود به حدیقه ی سنایی نظر داشته است . مولانا که عطار را روح و سنایی را دو چشم او می دانست در پرداختن غزلیات شورانگیز دیوان شمس از پی سنایی  و عطار رفته ، مثنوی معنوی خود را هم به اشاره ی مرید نامورش ،حسام الدین و برای جای گزین کردن آن در حلقه ی درس مریدان به شیوه ی الهی نامه سنایی به نظم در اورده است . 5- سنایی در نگاه مولوی چه جایگاهی دارد ؟ سنایی در نظر مولوی جایگاه ویژه ای دارد ؛ به نحوی که درغزلیات و مثنوی خودبه سنایی نظرداشت و وی را دوچشم بصیر معرفت می دانست . عطار روح بود و سنایی دو چشم او   ما از پی سنایی و عطّار رفته ایم. و با عناوینی چون«حکیم غزنوی» و «حکیم غیب» و «فخر العارفین» و ...از او یاد می کند: ترک جوشش شرح کردم نیم خام                       از حکیم غزنوی بشنو تمام در الهی نامه گوید شرح این                              آن حکیم غیب و فخرالعارفین 6- درعصر مولوی ، کدام نوع ادبی بیش تر رواج دارد ؟ چند نمونه ذکر کنید . ادبیات غنایی با مضامین عرفانی : حدیقه الحقیقه ، مخزن الاسرار ، منطق الطیر و مثنوی و معنوی . 7-  رباعي يا ترانه بيش ترچه كاربردي دارد؟ مخصوص انديشه­هاي كوتاه و عميق وتأمّلات فلسفي است . 8- در شعر عصر مولوي،پيشگامي از آن كيست؟ سنايي 9- پايه­ اصلي انديشه­هاي خيامي، تأمل در چيست؟ پايه­ اصلي انديشه­هاي خيامي تأمّل در راز «هستی» و «نیستی »است و «سرنوشت انسان»و...است . خوآزمايي های  درس شانزدهم : 1- چرا خاقاني را «شاعر صبح» ناميده اند؟  زیراخاقانی درتوصیف آسمان و شب وبه ویژه صبح وطلوع آفتاب ، دستی توانا دارد .  2- خاقاني در سبك بيان، بيشتر متأثر از كيست؟  سنايي 3- عمده ترین شاخص های شعر خاقانی کدام اند ؟ شیوه ی خاص او بر پیچاندن معانی آشنا ، توصیف پدیده های طبیعی و آفریدن ترکیبات و تغییرات تازه استوار است .تشبیهات و استعاراتش گاه غریب و دیر فهم است . 4- گفته اند خاقانی آرزوی سفر به خراسان داشته است . آیا این آرزو برآورده شده است ؟ چرا اواین آرزو را درسر می پرواند ؟ خیر ، خاقانی پیوسته شوق دیدار شاعران و استادان سخن سرزمین خراسان رادر سر می پروراند،اما هرگز به این آرزو ی خود دست نیافت.هدف او از این سفر معرّفی هنر خود در سطحی گسترده تر بود ونیز چالش و رویارویی با شاعران خراسان . 5- در باره ی قصیده ی ایوان مداین و کسانی که بدین مطلب پرداخته اند ، چه می دانید ؟ خاقانی به هنگام بازگشت از سفر حج در مسیر راه خود به ویرانه های تیسفون ( کاخ کسری ) می رسد و قصیده ای در باره ی تاسّف و تحسّر خود برای فروپاشی شکوه و عظمت دوره ی ساسانی می سرایدبا مطلع زیر: هان!ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان                            ایوان مداین را آیینه ی عبرت دان پیش از خاقانی، «بُحتری» شاعر عرب نیز در قصیده ای مؤثّر بر ویرانه های کاخ بیستون تأسّف می خورد و مردمان را به عبرت پذیری فرا می خواند. 6- این همه خودستایی و جنگ و ستیز با دیگران در شعر خاقانی مبین چیست ؟ به دوگونه می توان پاسخ داد : الف ) خودستایی او پیروی از یک سنت ادبی است که در اصطلاح ادبی « مفاخره » نام دارد . ب) عدم درک درست شعر و شخصیت و گستره ی دانش او از سوی رقیبانش . اما برخی نیز این همه خودستایی را ناشی از عقده ی حقارت دانسته اند . 7- چه تفاوت عمده ای درکار نظامی هست که وی را از دیگر معاصران ممتاز می کند ؟ دارای سبک و روش جداگانه ای دارد ،بلکه تأثیر شیوه ی او بر شعر فارسی نیز انکار ناپذیر است. روی هم رفته    نوآوری هایی که در قلمروترکیب و معنی و ساختار داستانی دارد وی را از دیگرمعاصران متمایز می کند .با آن که شیوه ی غالب در این عصر«قصیده»  بود ولی اوبه مثنوی آن هم « مثنوی غنایی »متمایل است . 8- چه کسانی از نظامی تقلید کرده اند ؟ کدام یک موفق بوده اند ؟ مقلّدان نظامی از دیرباز(قرن ششم به بعد) در ادب فارسی دست به نظیره گویی زده اند. شاعرانی هم چون:امیر خسرو دهلوی ، خواجوی کرمانی ، جامی و... تلاش کرده اند به قلّه ی پرشکوه شعر نظامی دست یابند ولی تاکنون هیچ شاعری نتوانسته است به پای وی برسد. «خسرو و شیرین» نظامی را می توان با «شیرین وخسرو » –«مطلع الانوار» را با «مخزن الاسرار» - «مجنون و لیلی» را با «لیلی و مجنون» و «آیینه ی اسکندری» را با «اسکندر نامه» و سرانجام «هشت بهشت» امیر خسرو دهلوی را با «هفت پیکر »مقایسه کرد  از میان پیروان سبک وشیوه ی نظامی ،امیرخسرودهلوی نسبت به دیگران توفیق بیشتری به دست آورد . هم چنین یکی از نمونه های موفّق ، مثنوی نیمه تمام «شیرین و فرهاد وحشی »است که آن را بعد ها «وصال شیرازی» تکمیل کرده است. 9- نظامی بیش تر از چه کسی تأثیر پذیرفته است ؟ رد پای مقابله با کدام شاعر در شعر وی دیده می شود ؟ نظامی در سرودن «خسرو وشیرین »از فخرالدین اسعد گرگانی ، در نظم «اسکندر نامه »از شاهنامه ی فردوسی و در« مخزن الاسرار» از حدیقه ی سنایی تأثیر پذیرفته است .هم چنین ردپای نوعی مقابله با فردوسی در اسکندرنامه کاملاً مشهود است .  خودآزمایی های نمونه درس هفدهم : 1-موضوع و محتوای مختارنامه و قالب آن چیست ؟ موضوع آن عرفان و قالب آن رباعی است . 2- جایگاه عطّار را در ادب ایران چگونه ارزیابی می کنید ؟ او راه رسیدن به اوج عارفانه ای را که در مثنوی و غزلیات شمس بود هموار کرد و خود به کمال معرفت دست یافت . 3- در مورد داستان ملاقات عطّار و مولوی چه می دانید ؟ دربرخی از تذکره ها آمده است که به هنگام هجرت بهاء ولد و اعضای خانواده اش از بلخ به سوی ممالک اسلامی درآن روزگار،گذر آن ها  به  نیشابور می افتد و با شیخ  فریدالدین عطار ملاقات  و دیداری داشته اند . در این دیدار عطار به پدر مولوی توصیه می کند که در پرورش و بالندگی فکر و اندیشه و شخصیت فرزندش ( جلال الدین محمد مولوی ) بسیار بکوشد . در ضمن کتاب الهی نامه ی خود را نیز به رسم یادبود به جلال الدین هدیه می دهد . 4- آثار بسیاری به عطار نسبت داده اند . کدامین این آثار متعلق به عطار است ؟ دیوان عطّار ، منطق الطّیر ، الهی نامه ، مصیبت نامه ، مختارنامه ، تذکره الاولیا . 5- مهم ترین حادثه ی زندگی مولوی چیست ؟ درسال 642 ه.ق مردی ژولیده موی و شوریده سر ، موسوم به شمس تبریزی که از بسیاری سفر و بی قراری که داشت ، وی را شمس پرنده و آفاقی ( به معنی هر جا گرد ) نیز می گفتند،گذارش به قونیه افتاد آشنایی باشمس   به یک باره سرنوشت و درس و وعظ و مریدان و شاگردان جلال الدین را دگرگون کرد . 6- زندگی مولوی را به چند دوره می توان تقسیم کرد ؟ دوره ی پیش از آشنایی با شمس و سرگرم بودن به تدریس و مدرسه   دوره ی دوم ، دوران عشق و شوریدگی عرفانی که با ملاقات شمس آغاز می شود و تا واپسین لحطات حیات وی ادامه می یابد . 7- مهم ترین و پرآوازه ترین زاده ی طبع جلال الدین محمد مولوی چیست ؟ کتاب مثنوی   معنوی . 8- جایگاه وشأن مولوی را در میان شعرای ایران چگونه ارزیابی می کنید ؟ مولوی بزرگ ترین شاعرعرفانی ایران به شمار می رود ، همان گونه که فردوسی بزرگ ترین شاعرملّی ایران    آفریننده ی حماسه ی بزرگ محسوب می سود . مولوی عظیم ترین حماسه ی عرفانی را آفریده است . 9-در مورد شعر جوششی و کوششی و پیوندی چه می دانید ؟ شعر مولوی از کدام نوع است ؟ شعر جوششی ، شعری است که از عمق جان و درون شاعر بر می آید . و شعر کوششی ،شعری است که سرایش آن بیشتر بر پایه ی آموخته ها و به کارگیری قواعد شعری صورت می گیرد . و شعر پیوندی ، آمیزه ای از شعر جوششی و کوششی است . غزل های شمس نمونه ی شعر جوششی است .                                        برخی از اشعار رشیدوطواط و حتّی انوری و معزّی و.. مصداق شعر کوششی است.                                   شعر پیوندی، ترکیبی از شعر جوششی و کوششی است و بیشتر اشعار حافظ و مثنوی مولوی، نمونه ی عالی شعر پیوندی است. خودآزمایی های نمونه ی بخش نهم : 1-اثری از خاقانی را که ره آورد سفر وی است ، معرفی کنید . تحفه العراقین ،حاصل سفر زیارتی-سیاحتی که درباره ی حج سرو ده شده است و تأثیر حدیقه ی سنایی در آن پیداست . 2- یک نمونه شعر خاقانی و شاعران بیش از وی را از نظر سبکی مقایسه کنید . شعر « ایوان مداین » یا « خوناب جگر » را با شعر « دیار یار » معزّی یا « خزانیّه » منوچهری می توان مقایسه کرد . سبک دو قطعه شعر از خاقانی سبک عراقی است ،     درحالی که سبک دو قطعه شعر معزّی و منوچهری خراسانی است . 3- در شعر خاقانی نشانه هایی از وضع زندگی و احوال وی می توان دید . نمونه هایی را ذکر کنید . وقتی اشعارپر طمطراق و چکامه های   (قصاید) پردرد و داغ خاقانی را می خوانیم او را مردی نازک دل و زودرنج می یابیم که چون از چیزی یا کسی برآشفته می شود، نمی تواند خشم آتشین خود را فرو خورد و با خودداری و شکیبایی، آبی بر آتش طبع فرو ریزد.قصیده« ترسائیه » ی او به مسیحی بودن مادر وی اشاره دارد و قصیده ی « خوناب جگر » به مرگ فرزندش و    اندوه او در این حادثه .    دیوان مشکل و شعر دشوار و دیریاب خاقانی در واقع چیزی جز بازتاب اندیشه و زندگی پرفراز و فرود او نیست . 4- شخصیت نظامی در یک تحلیل چه تصویری از وی به دست می دهد ؟ نظامی شاعری مبتکر و صاحب سبک و آزاده است که به دلیل برخورداری از شخصیت مستقل و به دور از دربار ، شعرش نغز و دلکش وبرآمده از جان است هم چنین نظامی در شعرش (به ویژه مخزن الاسرار) به صورت انسانی پاک رأی و آزاداندیش نمایان شده است. 5- سرانجام عطّار نیشابوری چه شد ؟ سال فوت عطّار به درستی معلوم نیست.البته نباید از سال617هجری دیر تر باشد. برخی نوشته اند که او در حمله خانمان سوز مغول به نیشابور کشته شد که برای آن هم دلیل تاریخی محکمی وجود ندارد . 6- سبک بیان عطّار در منطق الطیر چگونه است ؟ این اثر از کدام نوع به شمار می رود ؟ سبک عراقی و از آثار عرفانی و مثنوی های تمثیلی فارسی و یک اثر نمادین است . 7- سبک بیان عطار در تذکره الاولیا چگونه است ؟ سبک نثر های عارفانه ی فارسی همانند آثار منظوم اوساده و دل انگیز و خالی از تکلّف است و در مقدمه ی احوال هریک از مشایخ جملاتی به نثر مسجع دارد . 8- موضوع مکاتیب مولوی چیست ؟ مجموعه ی نامه هایی است که مولانا به این و آن نوشته است . 9- در ادب عرفانی « پیر » کیست و چه جایگاهی دارد ؟ پیر،برترین شخصیت عرفانی است که خود مدارج سلوک و طریقت عرفانی را گذرانده است و سالکان طریقت و مریدانش بی چون و چرا در راه کسب معرفت الهی از وی پیروی می کنند . 10- نقش عطّار را در آثار مولوی چگونه ارزیابی می کنید ؟ بی شک آثار عطّار به ویژه«منطق الطیر» و «الهی نامه» در سرودن مثنوی تأثیرگذار بوده است ،چون برای مدّت ها مریدان مولانا در حلقه ی درس خود منطق الطیر وحدیقه رامی خواندند وتکرار مضامین واندیشه های عرفانی  عطّار در کنار مثنوی او نقشی دست کم زمینه ساز،درآثار مولوی داشت. خودآزمايي های نمونه درس هيجدهم: 1- چرا سعدي را فرمانرواي ملك سخن مي­دانيم؟  به اعتبار استادي مسلم او در شعر ونثر و خلق آثاري شگرف مانند گلستان و بوستان اين شاعر و نويسنده را فرمانرواي ملك سخن مي­دانيم. زیرا او با خلق اثری شگرف و پرتأثیرمثل گلستان،در عرصه ی نثر فارسی ،نیز هم چون شعر(بوستان و غزلیات و دیگر اشعار) بی رقیب مانده است و به اعتبار همین استادی مسلّم در شعر و نثر،وی را «فرمانروای ملک سخن» نامیده اند. 2-در مورد تخلص سعدي چه مي­دانيد؟ بنا بر قول مشهور بايد از نام سعدبن ابي بكر، اتابك سلغُري، زمان خود گرفته باشد يا به علت انتساب اجدادش به قبيله­ بني سعد. از قبايل مشهور عصر پيامبر، اين نام در واقع نام خانوادگي او بوده است. 3- غزل سعدی عموماً چه مضمونی دارد ؟ عشق و رموز عاشقی و معیارهای زیبا پسندانه . 4- ملاقات با کدام عارف در زندگی امیرخسرونقش موثری داشته است ؟ نظام الدین اولیا،عارف پرآوازه دهلی . 5- آثار امیرخسرو را معرفی کنید . در باره ی ابتکار یا اقتباس و تقلید وی بحث کنید . دیوان شعر  خمسه شامل ( مطلع الانوار ، شیرین و خسرو ، مجنون و لیلی ، آیینه ی اسکندری ، هشت بهشت ) مثنوی خضرخان و دولرانی  هم چنین کتاب منثور او با نام « اعجاز خسروی »  امیر خسرو در شعر بیشتر از مقلدان نظامی به شمار می آید. میزان ابتکار او در داستان ها از حد همان نام هایی که برای کتاب هایش برگزیده است ، فراتر نمی رود . 6- درباره ی سبک عراقی و بزرگان و نام آوران این سبک چه می دانید ؟ سبک عراقی از اواخر قرن ششم پدید آمد . انوری و کمال الدین اصفهانی و سیدحسن غزنوی در تحول سبک از خراسانی به عراقی نقش عمده داشتند .برخی از نام آوران این سبک : سعدی ، مولوی ، حافظ ، فخرالدین عراقی و .... . خود آزمایی های نمونه ی بخش دهم : 1-درعصر سعدی ، چه عواملی موجب گسترش زبان و فرهنگ فارسی در بیرون از مرزهای ایران شد ؟ وقوع دو حادثه مهم تاریخی یعنی ، جنگ های صلیبی میان مسیحیان و مسلمانان در آسیای صغیر و یورش تاتار که از حدود سال618 به داخل فلات ایران آغاز شد . 2- گفته اند همه نوع مضمون و موضوع و شعر و نثری سعدی هست . این مطلب نشانه ی چیست ؟ نشانه ی آن است که سعدی با داشتن جامعیت و اعتدال ، همه ی جنبه های فکر و فرهنگ ایرانی را در آثار خود گنجانده و از نظرهنری با رعایت ایجاز و روانی ، بلاغت  سخن فارسی را به اوج رسانیده است . 3- چه کسانی در نثر از شیوه ی سعدی در گلستان تقلید کرده اند ؟ جامی در بهارستان ، قاآنی در پریشان ، فراهانی در منشآت. 4- امیرخسرو دهلوی بیش تر از کدام شاعر متأثر است ؟  نظامی . 5- نقش امیر خسرو را در معرفی زبان و فرهنگ ایرانی در شبه قاره چگونه ارزیابی می کنید ؟ یکی از چهره های بزرگ فارسی گوی دیار هند است که با آفرینش آثاری به تقلید از نظامی ، نقش بسیار مهمی درتوسعه و گسترش زبان و ادبیات فارسی در آن دیار داشته است . خودآزمايي های نمونه درس بيست وچهارم : 1- رئاليسم (واقع گرايي) به عنوان شيوه­اي خلاق در كدام مرحله از حيات بشر ظهور كرد؟  در مرحله­اي معين، از تكامل فكري بشر، ظهور كرد. يعني زماني كه انسانها به شناخت ماهيت و جهت تكامل اجتماعي نياز مبرمي داشتند و آن هنگامي بود كه مردم سرچشمه­ اعمال و افكار انسانها را علتهاي مادي مي­دانستند و معتقد بودند بايد عملكرد نظام روابط اجتماعي مشخص و معين گردد. 2- نقاشان مکتب باربیزون که بودند ؟هدفشان چه بود ؟ گروهی نقاش و کاریکاتوریست که میان سال های 1830و1870 شیوه ی آنان رونق داشت و نام خود را از دهکده ی باربیزون در شمال فرانسه گرفته بودند . آن ها در پرداختن مناظر طبیعت ، سنت های نقاشی کلاسیک و ایتالیایی را منسوخ می شمردندوخواهان مشاهده ی مستقیم طبیعت بودند . 3- آیا می دانید مقصود اصلی عبارت زیر را بگویید ؟ « آدم واقع گرا به بیلچه می گوید : بیلچه اما طبیعت گرا می گوید : کج بیل کهنه ی لعنتی . » مقصود اصلی این لطیفه آن است که طبیعت گرایی زمینه ی انگشت نهادن برپلیدی ها و زشتی هایی است که بی محابا و به دقت به توصیف آن ها می پردازد یک یا دو قدم از واقع گرایی اولیه فراتر می رود . 4- رئالیسم ( واقع گرایی ) نخستین ، با کارهای چه کسی آغاز می شود و چه ویژگی هایی دارد ؟ با کارهای بالزاک آغاز می شود . رئالیسم ابتدایی خود را متعهد به بازآفرینی دقیق و کامل و صادقانه ی محیط اجتماعی و جهان معاصر می بیند ، اما این بازآفرینی بسیار ساده و همه فهم است و هیچ الگویی به دست نمی دهد . 5- پیام مهم رئالیسم سوسیالیستی چه بود ؟معتقد است كه كار، عنصري خلاق، و باعث شكوفايي انسان و جامعه مي­گردد از اين رو وظيفه­ هنرمند، تشويق مردم به كار است. 6- آیا می توان رئالیسم انتقادی را بهترین شیوه ی رئالیسم دانست ؟در این باره بحث کنید . بله ، از این جهت که قهرمانان داستان از محیط خویش جلوترند و برای رسیدن به اجتماعی تازه تلاش می کنند . هم چنین واقع گرایی انتقادی بر خلاف واقع گرایی ابتدایی که بدبینانه است ، مکتبی امیدوار و خوش بین است . 7- رئاليسم جادويي چيست و مبتكر آن كيست؟  در این نوع واقع گرایی از تخیّل ،اسطوره جادو و عجایب استفاده می شود در این آثار تعهّد آمیزو واقعگرایانه، همه چیز عادی است،       اما یک عنصر غير طبيعي و جادويي وجود دارد . مبتكر آن «‌گابريل گارسيا ماركز» نويسنده­ معاصر آمريكاي لاتين است. 8- عناصر واقعی را در داستان فریاد ، بیان کنید . سه مرد بزهکار ، مرد گرفتار ، راوی داستان ، یک روز پاییزی ، دشنه ، سبد ، اتومبیل ها ، بی اعتنایی مردم نسبت به هم . 9- با توجه به عنصر جادویی در داستان دسته گل آبی ، آیا می توانید این داستان را تفسیر کنید . نفرت مردم مکزیک از اروپایی ها که سال ها آنان را استعمار کردند . چشم آبی ، نماد اروپا است که مرد مکزیکی می خواهد آن را از حدقه در بیاورد . 10- امیل زولا که بود وچه می گفت ؟ رمان نویس فرانسوی و پیشوای ناتورالیست ها بود و می گفت : واقع گرایی علمی یا طبیعت گرایی ، فرمول کاربرد علم جدید در ادبیّات است . خودآزمايي های نمونه درس بيست و پنجم : 1- تفاوت عمده ی ناتور نالیسم و رئالیسم چیست ؟  در ناتورنالیسم بیشتر بر جنبه های زشت و سیاه زندگی تأکید می گردد ، اما در رئالیسم هر دو جنبه ی زیبا و زشت زندگی – آن گونه که هست نشان داده می شود . 2- طبیعت گرایی در فلسفه ی قدیم به چه معنا یی به کار می رفت ؟  به معنای ماده گرایی و لذت جویی و هرگونه دین گریزی . 3- از قرن هفدهم به بعد نقاش طبیعت گرا به چگونه هنرمندی اطلاق می شد ؟ به نقاشی که می کوشیدتا شکل های موجود در طبیعت را به طور دقیق تقلید و نقاشی کرد . 4- نام ناتوراليسم بيش تر نام كدام نويسنده­ ی مشهور را تداعي مي­كند؟ چرا؟  اميل زولا، چون تقريباً جوهره­ ی « طبيعت گرايي»‌ در داستانهاي او كاملاً‌ مشهود است.  5- رابطه­ انقلاب صنعتي اروپا را با آثار ناتوراليستي چگونه ارزيابي مي­كنيد؟ انقلاب صنعتي با آثار مثبت و منفي آن در      آثار طبيعت گرايان (ناتوراليسم)  نقش اساسي دارد  و مضمون  بسياري از رمانها : تلاش براي   كسب ثروت و قدرت از طريق توسعه­ كار،       نشان دهنده­ رفاه روز افزون قشر برخوردار از مزاياي صنعت و ثروت از يك سو و مبارزه­ تهي­دستان و كارگران از سوي ديگر است؛ بنابراين آنها با هم پيوندمستقيم دارند.درحقیقت،ناتورالیست ها با پرداختن به مسائل گروه       های بیشتری از مردم،از جمله طبقات  زحمت کش شهری نوظهور،جنبه ی اجتماعی هنر را گسترش دادند. به این ترتیب ، می توان گفت که ناتورالیست ها با انقلاب صنعتی و پیامد های آن پیوند مستقیمی دارند..  6- گروه ادبی مِدان ، چه عقیده ای داشتند و افراد شاخص آن چه کسانی بودند ؟ اعضای گروه «مدان» ضد رومانتیک بودند و برای نشان دادن هم بستگی خود کتاب «شب های مدان» رامنتشر کردند    که شش داستان کوتاه از شش نویسنده مدان بود غیر از امیل زولا ، دیگر چهره ی شاخص این گروه ، «گی دوموپوسان» بود. 7-  نخستين نمونه ی ­رمان نائوراليستي، چه نام دارد و اثر كيست؟ رمان « ترز راكن » اثر اميل زولا.  8- زبان آثار ناتوراليستي، چگونه زباني است؟  ناتورالیست ها ، زبان محاوره را نخست در رمان و سپس در تئاتر وارد کردند. آنها همان جملات وتعبیراتی را به كار مي­بردند كه افرادعادی استعمال مي­كنند.                                                                                  9-درباره لقب «شعر تهي دستان»‌ چه مي­دانيد؟  به لحاظ موضوع ناتوراليستها دررمان و نمايش نامه كه همواره تصويرگرطبقات زحمتـكش جامعه است آن را«شعرتهيدستان»‌گفته­اند. 10- ناتورالیست ها انسان راچگونه تحلیل و ارز یابی می کنند ؟         ناتورالیست ها می گفتند : نویسنده باید تخیّل را کنار بگذارد و به سراغ مشاهده و تجربه برود .آن ها برای تحلیل ابتذال حاکم بر جوامع،  همه ی واقعیّت ها را برملا می کردند. آنان همانند «نیچه» ، انسان را یک ضمیر نمی دیدند و او را یک نظام عصبی قابل تشریح علمی می دانستند . 11-  درباره ی جان اشتاین بک چه می دانید ؟ «جان اشتاین بک» رمان نویس توانای آمریکایی ، استاد ادبیات کارگری بود و زندگی قربانیان بدبخت و تیره روز را با چیره دستی کامل و با بیانی ساده و روشن ترسیم می کرد . برخی او را واقع گرا می دانند اما در واقع رمان های او هم بازتاب نومیدی نویسنده وهم نمایان گر روح مبارز اوست درسال 1962برنده ی جایزه ی نوبل شد . بهترین اثر وی« خوشه های خشم » است . 12- عناصر و ویژگی های مکتب طبیعت گرایی ( ناتورالیسم ) را در داستان کوتاه گردن بند بیابید . به تصویر کشیدن زندگی افراد تهی دست و زحمت کش و رنج آن ها و مقایسه با زندگی افراد مرفه ، فقر خانواده «لوازل» ، توصیف مفصل ودقیق خانه و وسایل آن که نشان دهنده ی فقرو فلاکت بودند،    تجمل ثروتمندان مخصوصاً درمهمانی هاآرزوی سرخورده  انسان و کارکردن شوهر ماتیلد حتی شب ها .  13- از دیدگاه موپاسان ، بدلی بودن گردن بند خانم فورستیه ، نماد چیست ؟ نماد تجمل دروغین ثروتمندان که چشم ها را خیره می کند ، اما در واقع ارزشی ندارد . 14- ماتیلد در داستان گردن بند ، نماینده ی کدام طبقه اجتماعی است ؟ طبقه ی زحمت کش و فقیر جامعه 15- چرا بايد ناتوراليست ها را طلايه داران ادبيات متعهد قرن بيستم دانست؟ چون با افشاي رياكاري و بيدادگري هاي پنهان و آشكار اجتماعي، مي­كوشيدند ميان هنر و زندگي پلي بزنند. خود آزمايي های نمونه درس بيست و ششم : 1-شارل بودلر ،جهان را چگونه مي­بيند؟  در نظر بودلر، جهان جنگلي است مالامال از علايم و اشارات كه مردم عادي از درك حقيقت آنها عاجزند و تنها شاعر با قدرت ادراكي كه دارد، به وسيله­ تفسير و تعبير اين علايم مي­تواند آن را احساس كند. 2-چه کسی را می توان بنیان گذار نماد گرایی در فرانسه دانست ؟  شارل بودلر . 3- از نمادگرايي چه تعريفي مي­توان به دست داد؟   نمادگرايي آن است كه هنرمند، افكار  و احساسات و عواطف  خود را به صورت اشاره و غير مستقيم ، با استفاده از نمادهايي بدون توضيح بيان كند. 4- در چه بخشي از ادبيات فارسي، بيشتر مي­توان نمادگرايي را مشاهده كرد؟ ادبيات عرفاني        5- در اشعار نماد گریانه تصویرهای شعری در ارتباط با یک دیگر چگونه اند ؟ تصویرها با هم تفاوت های دارند نقطه مشترکی دارندکه با استفاده از آن می توان شعر را تفسیرحتّی معنی  کرد 6- چرا افرادي چون شوپنهاور، را مؤثر بر نمادگرايي مي­دانند؟  افرادي چون شوپنهاور، به خاطر داشتن فلسفه­ بدبيني، به زندگي، نگاه روشن و اميدوار كننده نداشتند و سمبوليستها هم كه جهان را اسرار آميز و مبهم مي­ديدند و به رويا و تخيل گرايش نشان مي دادند طبيعتاً به آثار آنها متمايل مي­شدند. 7- آیا می توانید سلطنت سکوت رادر مکتب نمادگرایی توضیح داد ؟ سلطنت سکوت اشاره به یکنواختی زندگی و ظلمت هستی دارد که آدمی در برابر آن جز سکوت و نگاه خیره کننده به افق دور کاری نمی تواند بکند .   8- نماد گرایان در حوزه ی شعر چه تحول مهمی ایجاد کردند ؟  آن را از قید های وزن و قافیه سنتی رها کرد ند و شعرآزاد را بنا نهادند که نوعی شعر منثور است . 9- نام صاحب این آثار را معرفی کنید :  گلهای بدی(بودلر ) ، فصلی در دوزخ (آرتو ر رمبو  ) ، بعد از ظهر یک فون (مالارمه ) ، سوسک طلایی (ادگار آلن پو ) 10- در منظومه کلاغ سروده ی ادگار آلن پو ، عناصر نماد گرایی را پیدا کنید ؟  نور چراغ – خاموشی و سکوت  - کلاغ عجیب و غریب– نیم شب ظلمانی  -ماه یخ زده ی دسامبر-روحی آشفته . 11- در منظومه کلاغ ، کلاغ نماد چه عنصری است ؟ عنصر روح افسرده و مایوس آدمی . 12-  فضاسازی های کلاغ را با یک اثر ایرانی مقایسه کنید ؟  گیله مرد علوی(فضای جنگل،شیون ،طوفان ،باران و...) . 13- مارسل پروست در رمان «در جست و جو ی زمان از دست رفته» ، چه هدفی رادنبال می کند ؟  رخنه به فراسوی واقعیت وجست و جوی  جهان آرمانی .  
+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1391ساعت 19:51  توسط رضوان زماني  | 

کار آزمون درس سیزده / زبان فارسی 3/ کلاس 310 دبیرستان خواجه نصیر

آزمون درس سيزدهم گروه اسمي (1) زبان فارسي (3) عمومي

نام ونام خانوادگي

کجایی در شب هجران که زاری های من بیــنی؟                                 چو شمع از چشم گریان اشک باری های من بینی

کجایی ای که خندانم ز وصلت دوش می دیـدی                               که امشــب گـریه های زار و زاری های من بینی؟

شبی چند از خدا خواهم به خلوت تا سحرگاهان                      نشــــینی با مـن و شب زنده داری های من بینی

بــرای امتــحان تا می تــوانی بــار درد وغــم                   بنــه بـــر دوش مــن تا بــردباری های من بینی

امام حسن عسکری (ع): «در مقام ادب همین بس که آنچه برای دیگران نمی پسندی، خود از آن دوری کنی.»

1. گروه اسمي چيست؟ مثال بنويسيد.

 

2. اجزاي سازنده ي گروه اسمي چيست؟  و وجود اين اجزا در گروه اسمي چگونه است؟

 

3.راه تشخيص هسته ي يك گروه اسمي چيست؟

 

4. وابسته هاي پيشين اسم را نام ببريد. هر يك را در يك جمله به كار ببريد.

 

 

 

5. در عبارت هاي زير گروه هاي اسمي را مشخص كنيد.

الف پاييز رنجور و بيمار برگ هاي نيمه جان درختان خود را به دست باد سپرد.

ب- همه ي بچه هاي كلاس ، شما را نماينده ي تمام دانش آموزان مي دانند.

 

6. هر يك از واژگان زير را به عنوان وابسته ي پيشين در جمله اي به كار ببريد.

الف-همه                                                                         ب-چنين

پ- كدام                                                                         ت- آيا   

ث- چهل و چهار                                                                ج- چند

 

7. واژگان داده شده را در نقش هاي دستوري خواسته شده به كارببريد.

            نهاد                                                                          مفعول

همين:    مضاف اليه                                                                        چه:   صفت پرسشي

            صفت                                                                          صفت تعجبي

8.تفاوت واژه ي «دكتر» را از نظر نقش دستوري در جمله هاي زير بررسي كنيد.

الف- دكتر آمد.                                                      ب- دكتر مسعودي استاد دانشگاه است.            

پ- اكثر آثار دكتر را خوانده ام.                                   ت- ايشان دكتر عمومي هستند.

9. واژه هاي «آقا»،« ستوان» را در جمله به عنوان شاخص به كار ببريد.

 

10.در عبارت زير چند وابسته ي پيشين وجود دارد؟

اين، همان است كه من آن را از شما گرفتم. بهترين هديه اي كه تاكنون گرفته ام هيچ هديه اي به اندازه ي آن نمي توانست مرا خوشحال كند. اولين روزي كه پولي به دست بياورم حتماً براي شما يك خود نويس زيبا خواهم خريد.

11. هسته ي گروه هاي اسمي زير را مشخص كنيد.

الف- همان چند درخت سرو                                     ب- پر جمعيت ترين شهر كشور

پ- شناخت روش هاي استخراج معادن             ت- همين چند قطره خون

 

12.وابسته هاي پسين اسم را نام ببريد. هر يك را در جمله اي به كار ببريد.

 

 

 

13 به هريك از هسته هاي زير ،يك وابسته ي پسين بيفزاييد وآن را گسترش دهيد.

دانا                                                                               خود                                          

استقبال                                                                           وابسته                           

افزودن

 

14. منظور از اصطلاحات زير در دستور چيست؟

الف-نوع                                                              ب- نقش

پ- نقش اصلي                                                      ت- نقش تبعي

 

15.نقش هاي تبعي را در جمله هاي زير مشخص كنيد.

الف- احمد و رضا آمدند.

ب- احمد و رضا را ديدم.

پ- احمد برادر علي آمد.

ت- احمد آمد احمد.

ث- از احمد بپرس از احمد.

ج- برادرم، آقا ميرزا رضا، نزد ميرزاي كلهر مشق كرده بود.

چ- از محبت بگو از محبت.

16.  چه كلماتي جمع هستند؟

 

 17. در متن هسته و وابسته ی گروه اسمی های مشخص شده را تعیین کنید .  نقش ها ی تبعی را مشخص کنید.

 خدا چلچراغی از آسمان آویخته است!

گفتند:چهل شب حیاط خانه ات را آب و جارو کن . چهلمین شب ،خضر(ع)خواهدآمد!چهل سال خانه  ام را رفتم و روبیدم و خضر(ع)نیامد. زیرا فراموش کرده بودم حیاط خلوت دلم را جارو کنم.

گفتند:چله نشینی کن .چهل شب خودت باش و خدا و خلوت . چهلمین شب بر بام آسمان خواهی رفت .من چهل سال از چله ي بزرگ زمستان تا    چله ي كوچك تابستان را به چله نشستم ،امّا  هرگز بلندی را بوی نبردم. زیرا از یاد برده بودم که خودم را به چهلستون دنیا زنجیر کرده ام. گفتند:دلت پرنیان بهشتی است .خدا عشق را در آن پیچیده است .پرنیان دلت را وا کن تا بوی بهشت در زمین پراکنده شود.چنین کردم، بوی نفرت عالم را گرفت و تازه دانستم بی آن که با خبر باشم شیطان از دلم چهل تکه ای برای خودش دوخته است. به این جا که می رسم، ناامید می شوم ، آن قدر  كه مي خواهم همه ي سرازیری جهنم را یک ریز بدوم. امّا فرشته ای دستم  می گیرد و می گوید:هنوز فرصت هست. به آسمان نگاه کن. خدا چلچراغی از آسمان آویخته است که هر چراغش دلی است .دلت را روشن کن. تا چلچراغ خدا را بیفروزی.فرشته شمعی به من می دهد و مي رود.

راستی امشب به آسمان نگاه کن ببین چقدر دل در چلچراغ خدا روشن است.

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آن است که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی.

عاقبت تان به خیر- زمانی

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1391ساعت 14:0  توسط رضوان زماني  | 

کار آزمون درس دوازده / زبان فارسی 3/ کلاس 310 دبیرستان خواجه نصیر

آزمون درس دوازدهم(نظام معنايي زبان)زبان فارسي(3)عمومي

نام ونام خانوادگي

ای راحت سـینه ،سینه رنجور از تو                   وی قبله ی دیـده، دیده مهجور از تو

با دشــــمن ساخته ای دور از من                   در دوری تو سوخــــته ام دور از تو

امام علی(ع): «زبان، حیوان درنده است، اگر رها شود می گزد.»

 

1.معناشناسي چيست؟

 

2. كدام جمله بي معنا و نامستعمل و كدام جمله بامعنا و مستعمل است؟

الف) ديروز ،حسن مي آمد.

ب) ديروز ، لباس مي آمد.

 

پ)مريم، نشسته است.

ت) اين واژه نشسته است.

 

3. جمله هاي بي معنا و نامستعمل تمرين شماره 2 را با اضافه كردن اجزايي به  جمله هاي بامعنا و مستعمل تبديل كنيد.

 

4.  واژه ي« ماه »را در جمله با معناي متفاوت بنويسيد.

 

 

5.باتوجه به رابطه ي هم نشيني اجزاي جمله معناي كلمات مشخص شده را بنويسيد.

   خرامان بشد سوي آب روان                                       چنان چوشده باز جويد روان

 

وان كه گيسوي تو را رسم تطاول آموخت                         هم تواند كرمش داد منِ مسكين داد

 

با زماني ديگر انداز، اي كه پندم مي دهي                        كاين زمانم گوش بر چنگ است و دل در چنگ نيست

 

6. در جاهاي خالي واژه هاي مناسبي  بنويسيد كه معناي فعل ها را تغيير دهند.

الف)سعيد........................بُرد.

ب)سعيد........................بُرد.

پ)سعيد........................بُرد.

ت)سعيد........................بُرد.

 

الف)..................به هوا پريد.

ب)......از ............پريد.

پ)ناگهان از...............پريد.

ت)......استكان پريد.

7. به نظر شما به معناي كلماتي مثل «تند» و «سير» چگونه مي توان پي برد؟  مثال بزنيد.

 

 

8. به نظر شما چگونه مي توان به معناي جملات زير پي برد؟

الف) ديوار موش داره، موش هم گوش داره.

ب)جيبش تار عنكبوت گرفته.

پ)نصف ديگرش را بگذار خودم پشم بكارم.

ت)كله اش بوي قورمه سبزي مي دهد.

 

9.  درباره ي تفاوت معنايي فعل«گشت» در بيت زير گفت و گو كنيد.

  چون از او گشتي همه چيز از تو گشت             چون ازاو گشتي همه چيز از تو گشت

 

10.كدام يك از واژه هاي زير  امروزه به كار مي رود؟ از اين ، چه نتيجه اي مي گيريد؟

چشماغيل آزفنداك    سَدكيس -  برگستوان افتخار گوشواره -  پندار خوازه خواليگر.

 

 

11. تفاوت معنايي  واژه  « شوخي» و «شوخ» را در جمله هاي زير بررسي كنيد.

الف)چند ماه بود كه به گرمابه نرفته و شوخ از خويشتن باز نكرده بوديم.

ب)دوست شوخي دارم كه هرگز خنده از لب هايش جدا نمي شود.

 

12. به نظر شما وضعيت واژه هاي زير از نظر معنا در زمان قديم و امروز چيست؟

     سوفار پيكان شادي سپر

 

13. مشخص كنيد واژه اي زير ، مشمول كدام يك از وضعيت هاي چهارگانه شده اند:

دستور- چشم-ركاب- تماشا-زين كثيف- رعنا- ديوار سفينه- قوس- كرسي- سپر-  دستار- جامه سوگند- يخچال

 

14 . آيا امكان ساختن واژه هاي جديد وجود دارد؟ اساساً چرا نياز به ساخت واژه وجود دارد؟

 

 

15. هر كدام از واژه هاي زير به چه روشي ساخته شده اند؟

خرمن كوب- كتاب خانه- سنگ پشت- گلاب گير- يارانه- بينش- ناشناس- چشمه- هما- ساف- سمت- نزاجا-

 

 

                «کسی که یک بار مرا فریب می دهد ، برای او ننگ است ولی کسی که  دو بار فریبم می دهد ، ننگ برای من است.»

 

عاقبت تان به خیر- زمانی

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1391ساعت 13:57  توسط رضوان زماني  | 

نمونه سؤال ادبیات 2(نیم سال اول)


  نمونه سؤال ادبيات فارسي2 درس اول: دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت                   كه ز كوی او غباری به من آرتوتیا را به امید آن كه شاید برسد به خاک پایت                    چه پیام ها سپردم همه سوز دل صبا را چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان                    كه ز جان ما بگردان ره آفت قضا را چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق تو دم                  كه لسان غیب خوش‌تر بنوازد این نوا را همه شب در این امیدم كه نسیم صبحگاهی                 به پیام آشنایی بنوازد آشنا را زنوای مرغ یا حق بشنو كه در دل شب                  غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا 1. توتيا چيست؟ 2. صبا در بيت دوم به چه معناست و نماد چيست؟ 3. شاعر معتقد است كه غم دل را چه زمان بهتر مي توان به دوست گفت؟ 4. شاعر هر شب منتظر چيست؟ 5. نوع «الف» در كلمه ي«شهريارا» چيست؟ 6. شهريار در شعر بالا از كلام كدام شاعر استفاده كرده است؟ نام اين آرايه چيست؟ در عبارت زير آرايه هاي خواسته شده را مشخص كنيد. الهی ، در دل های ما جز تخم محبّت خود مكار و بر تن و جان‌های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار.و بر كشته‌های ما جز باران رحمت خود مبار . الف- سجع ب- استعاره: پ- مراعات النظير     به نام آن خـداي كـه نـام او راحــت روح است / و پيغـام او مفتـاح فـتـوح است /و سلام او در وقت صباح، مؤمنان را صبوح است/ و ذكرِ او مرهم دلِ مجروح است /و مهر او بلانشينان را كشتي نوح است 1- كدام عبارت متناسب ابيات زير است ؟ همان مردماني كـه بر كردگـار / بيارند ايمان و دارالقرار كه دل‌هاي آن‌ها به ياد خدا / همي‌گيرد آرام و يابد صفا همانا بدانيد ياد خداست / كه آرام دل‌ها و رمز شفاست       13 رعد / 28 2- كدام عبارت با آيه‌ پنجم سوره قدر (97) تناسب دارد ؟سَلامٌ هِيَ حتّي مَطْلَع‌ِ الْفَجْرِ 3- كدام عبارت از سخن علي (ع) در دعاي كميل الهام گرفته است ؟ يا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِكْرُهُ شِفاءٌ 4- منظور خواجه عبدالله انصاري از واژه‌هاي زير چيست ؟ پيغام                صبوح              ذكر      بلانشينان 5- آرايه‌هاي «تشبيه» و «تلميح»را در عبارت پايان توضيح دهيد . 6- واژه‌هاي هم خانواده را بيابيد و آن‌ها را بنويسيد . 7- شباهت متن با شعر را توضيح دهيد . 8- متن از جهت قالب چه شباهتي با سروده قا آني، شاعر قرن سيزدهم ،‌دارد ؟ بنفشه رُسته از زمين به طرف جويبارها / و يا گسسته حـور عين ز زلف خويش تارها ز سنگ اگر نديده‌اي چه سان جهد شرارها/ به برگ‌هاي لاله بين،‌ميان لاله‌زارها كه چون شراره مي‌جهد ز سنگ‌ِ كوهسارها چو تويي قضاي‌ْ گردان ، به دعـاي مستمندان / كه زجان ما بگردان ، رهِ آفـت قضا را چه زنم چو ناي هر دم ، ز نواي شــوق او دم ؟ / كه لسانِ غيب خوش‌تـر بنوازد ايــن نوا را « همه شــب در اين اميدم  كه نسيــم صبحگاهي / به پيام آشنــايي بنوازد آشنا را » ز نواي مرغِ ياحق بشنو كه در دلِ شــب / غمِ دل به دوست گفتن چه خوش است شهريـارا 1- كدام بخش از بيت اول ، در بردارنده‌ي معناي «سوگند » است ؟ 2- در كدام بيت‌ها ، ميان مصراع قافيه وجود دارد ؟ 3- واژه‌هاي «دم» و «آشنا» در معاني متفاوت به كار رفته است ، آن معاني را بنويسيد. 4- «شهريار» از كلام كدام شاعر استفاده نموده است ؟نام اين آرايه چيست ؟ 6- شاعر هر شب منتظر چيست ؟ 7- شاعر معتقد است كه غم دل را چه زمان بهتر مي‌توان به دوست گفت ؟ 8- چرا نوعي جغد را «مرغ حق» گويند ؟   درس دوم: پياده مرا زان فرستاد تـوس / كـه تا اسـب بستانـم از اشكبـوس كُشاني پياده شود ، همچو من / بدو روي خندان شــوند انجمن پياده به از چون تو پانصد سوار / بدين روز و اين گردش كارزار كشاني بدو گفت : با تو سليح / نبينم‌همي جـز فسـوس و مزيح بدو گفت رستم كه تير و كمان / ببين تا هم اكنون سرآري زمان چو نازش به اسب گران‌مايه ديد/كمان را به زه كرد و اندر كشيد يكـي تيـر زد بر برِ اسب اوي / كه اسب اندر آمد ز بالا به روي بخنديد رستم به آواز گفت / كه بنشين به پيش گران‌مايـه جفت 1- رستم علّت پياده آمدن خود را چه مي‌داند ؟ 2- در كدام بيت كنايه به كار رفته است ؟ آن را بيابيد و معنا كنيد . 3- در كدام بيت رستم اشكبوس را تحقير مي‌كند ؟ 4- دو كلمه‌ي ممال در ابيات فوق وجود دارد. شكل اصلي آن دو را بنويسيد و معنا كنيد . 5- رستم در كدام بيت قدرت خود را به رخ اشكبوس مي‌كشد . 6-چرا رستم اسب اشكبوس را هدف تير خود قرار مي‌دهد ؟ 7- در كدام بيت طنز ديده مي‌شود . 8- معناي «زه» را در بيت ششم و بيت زير بنويسيد . «قضا گفت گير و قدر گفت ده/ فلك گفت احسنت و مه گفت زه » درس سوم به سـوي هـژبـرژيـان كـرد رو / به پيشـش برآمـد شه جنگ‌جو دويـدند از كيـن دل سـوي هـم / در صلـح بستند بر رويِ هـم فلك باخت از سهمِ آن جنگ رنگ / بوَد سهمگين جنگ شير و پلنـگ نخست آن سيه‌روز و برگشته بخت / برافروخت بــازو چو شاخ درخت سپـر بــر سـر آورد شيـر الـه / عَـلَـم كــرد شمشيـر آن اژدهـا بيفشـرد چـون كـوه پـا بـر زميـن / بخـاييد دندان به دندان كين چو ننمــود رخ شـاهد آرزو / بـه هم حملــه كـردند باز از دو سو 1- «هژبر» و «اژدها» استعاره از كيست ؟ 2- مفهوم كنايه‌هاي زير را بنويسيد . الف ) شه جنگ‌جو ب‌) دندان به دندان خاييدن 3- اركان تشبيه را در مصراع‌هاي زير مشخّص كنيد : ج ) برافروخت بازو چو شاخ درخت د ) بيفشـرد چـون كـوه پـا بـر زمين 4- آرايه‌هاي خواسته شده را در ابيات فوق بيابيد و در مقابل آن بنويسيد . واج‌آرايي                     تضاد                            تشخيص 5- در كدام بيت شاعر به استواري و قدرت عمرو اشاره كرده است ؟ 6- «فعل» مصراع اوّل بيت سوم را بنويسيد . 7- يك نمونه از كاربرد «واو همراهي» را در شعر بيابيد . 8-قافيه كدام بيت نادرست است ؟ درس چهارم درس چهارم را بخوانيد و به پرسش‌هاي زير پاسخ دهيد . 1- انگيزه‌ي اصلي شركت كردن علي در مسابقه چيست ؟ 2- چرا معلم ورزش راضي مي‌شود علي در مسابقه‌ي دو شركت كند ؟ 3- مسئول مسابقه چه نكته‌ي اخلاقي را به بچّه‌ها ياد‌آوري مي‌كند ؟ 4- در حين مسابقه چه عاملي سبب شد علي بر خستگي خود غلبه كند ؟ 5-در مسابقه ، كدام نكته‌ي غير اخلاقي ديده مي‌شود ؟ 6- به كسي كه فيلم‌نامه را به ياري بازيگران به اجرا در مي‌آورد ، چه مي‌گويند ؟ 7- نويسنده‌ي فيلم‌نامه‌ي بچه‌هاي آسمان كيست؟ 8- عبارت زير را به «فارسي معيار نوشتاري» تبديل كنيد . «عجب بچّه‌ي سمجي يه‌ها!‌ وقتي مي‌گم نمي‌شه ، نمي‌شه ديگه .» «آورده‌اند كه» الف ) جمله‌هاي مناسب را بيابيد و در برابر آن‌ها بنويسيد . 1- فرار كردند                        2- فوراً سر برداشت 3- با سر و صدا بلند شد           4- بامداد امير بودم و شبانگاه اسير ب )معادل امروزي واژ‌ه‌هاي زير را بنويسيد نماز پيشين      نماز ديگر         نماز شام          نماز خفتن       دوگانه ج) واژه‌ي «مردم» دو بار با تلفّظ مختلف در متن آمده است، آن‌ها را بيابيد و حركت‌گذاري كنيد. د )واژه‌هاي مناسب معاني زير را بيابيد و در برابر آن‌ها بنويسيد . 1-شهري بزرگ در خراسان قديم و اكنون نام شهر كوچكي در شمال افغانستان است. 2-نوعي خوراك از گوشت كه آن را در تاوه يا ديگ بريان مي‌كنند . 3- دومين پادشاه صفّاري مقتول به سال 289 هـ . ق       4- ميدان‌هاي جنگ درس پنجم 1- نويسنده آثار و رمان‌هاي زير را بنويسيد . الف ) نويسنده‌ي مشهور ايراني كه از خانواده‌اي روحاني بود . آثار او شامل چهار دسته‌ي سفرنامه‌ها (مثل خسي در ميقات) ، داستان‌ها ( مانند مدير مدرسه ) ،‌مقالات ( مانند غرب‌زدگي ) و ترجمه‌ها ( مثل قمارباز ) است . ب ) رمان‌نويس و نمايش‌نامه‌نويس مشهور فرانسوي قرن نوزدهم .حجم آثار او بالغ بر سي‌صد كتاب است كه از جمله‌ي آن‌ها مي‌توان سه تفنگ‌دار ، كنت مونت كريستو و لانه‌ي سياه را نام برد . ج ) امير ارسلان ، قهرمان يكي از مشهورترين داستان‌هاي عاميانه فارسي كه بسيار مورد توجّه مردم بوده است .نويسنده اين داستان، نقّال ناصرالدّين شاه است . د ) تهران مخوف ، نخستين رمان اجتماعي است كه در آن وضع حقارت آميز زنان ايراني به تصوير كشيده مي‌شود . هـ ) در نجف متولّد شد . رمان‌هاي «روزگار سياه» ، «انتقام » ،و «انسان و اسرار شب» را با نثري احساساتي و آكنده از لغات عربي درباره‌ي تيره‌روزي زنان نوشت . و )نويسنده‌ي مشهور معاصر ، از آثار او مي‌توان به رمان‌هاي «سووشون» و «جزيره‌ي سرگرداني» اشاره كرد . ز ) داستان‌نويس معاصر؛ از آثار او مي‌توان به كتاب‌هاي «كليدر» ، «جاي خالي سلوج» و «لايه‌هاي بياباني» اشاره كرد . ح) يكي از پيش‌قدمان و مروّجان تعليم و تربيت جديد است وي چند دوره نماينده‌ي شوراي ملي بود .«شهرناز» را او نوشته است . ط ) «روزگار سياه» رماني است با نثري احساساتي و آكنده از لغات عربي درباره‌ي تيره‌روزي زنان. اين كتاب الهام گرفته از «مادام كامليا» اثر «الكساندر دوما» است . ي ) ژيل‌بلاس،‌نخستين رمان فرانسوي به شمار مي‌رود . ك )‌سه تفنگ‌دار ، رماني است درباره‌ي شرح قهرماني‌ها و جوان‌مردي‌هاي سه تن از تفنگ‌داران لويي سيزدهم است . ل ) نويسنده‌ي ايراني ،‌از آثار او » كتاب احمد ، مسالك‌المحسنين و ... م ) داستان نويس معاصر ، از آثار او مي‌توان به چشم‌هايش ،چمدان،‌سالاري‌ها و ورق‌ پاره‌هاي زندان اشاره كرد . ن ) مجمع ديوانگان ،‌نخستين اتوپيا (= آرمان شهر)ي ادبيات معاصر است . س)نويسنده‌ي كتاب سياحت نامه‌ي ابراهيم بيك، از پيشگامان ساده‌نويسي نثر معاصر. ع)مسالك المحسنين ،‌اثري است از نويسنده‌ و دانشمند ايراني ( 1329- 1250 هـ. ق) ف) نويسنده‌ي نخستين رمان اجتماعي درباره‌ي وضع حقارت‌آميز زنان ايراني به نام «تهران مخوف» كه جلد دوم آن با نام «يادگار شب» منتشر شده است . ص ) داستان نويس معاصر ، آثار معروف او عبارت‌اند از : بوف‌كور، سگ ولگرد،‌سه قطره خون ، اصفهان نصف جهان ،‌پروين دختر ساسان و ... ق) او نخستين مجموعه‌ي داستان‌هاي كوتاه ايراني را تحت عنوان «يكي بود يكي نبود» در سال 1300 منتشر كرد . 2- مفهوم كنايه‌هاي زير را بنويسيد . 1) چهره در نقاب خاك كشيد . 2) جلو كسي در آمدن 3) مابقي را نقداً خط بكش و بگذار سماق بمكند. 4) شكم‌ها را مدتي است صابون زده‌اند . 5) ساعت شماري مي‌كنند . 6) اوقات تلخ 7) شرف‌ياب شده است . 8)لات و لوت و آسمان‌جل و بي‌دست و پا و پخمه و تابخواهي بدريخت و بدقواره. 9) غول بي‌شاخ و دم 10) هر گلي هست به سر خودت بزن 11) از جايي كش رفته 12) خاك به سرم ، مرد حسابي 13) حرف حسابي است . 14)سر به مُهر 15) برو و برگرد نداشت . 16) دست و پا كنيم . 17) كشف امريكا و شكستن گردن رستم 18) چند مرده حلّاجي 19) ابتدا مبلغي سرخ و سياه شد . 20) چه خاكي به سرم بريزم . 21) بچه قنداقي كه نيستند . 22) مثل بچّه‌ي آدم 23) پا پَي مي‌شوند . 24) حسابش را دستش بدهيم . 25) تشريف داشتن 26) هزار سال به اين سال‌ها برسيد . 27) نشخوار كردم . 28) سرسري گرفتن 29) سر دماغ آمدن . 30) اين گره فقط به دست خودت گشوده خواهد شد . 31) درست دست گيرش نشده بود . 32) مهار شتر را به كدام جانب مي‌خواهم بكشم . 33) دست به دامان كسي شدن 34) كاه از خودمان نيست كاهدان كه از خودمان است . 35) دلي از عزا در آوريم . 36) دهن باز 37) خاطر جمع 38) صيغه‌ي « بَلَّعْتُ » 39) چون طاووس مست 40) خون سردي 41) سرسوزني قصور را جايزه نمي‌شمردند . 42) چانه‌اش گرم شده بود . 43) نوك جمع را چيده و متكلّم‌وحده و مجلس‌آراي بلامعارض شده است . 44) آدم بي‌چشم و رو 45) بر منكرش لعنت بفرستم . 46) همه گوش شده بودند و ايشان زبان 47) كبّاده‌ي شعر و ادب مي‌كشيد . 48) كاسه و كوزه يكي شدن . 49) شستش خبردار شد . 50) شش دانگ حواس 51) دامن از دست رفتن 52) سر توي حساب بودن 53) خوش خواندن 54) تا خرخره خوردن 55) بي برو و برگرد 56) دو دل 57) توطئه ماسيدن 58) زير بغلش را بگيرم . 59) خالي نبودن عريضه 60) يك ريز 61) به شكم كسي تعارف و اصرار بستن 62) دماغش نسوزد. 63)دو رو 64) هم صدا 65) فنر كسي در رفتن 66) روي كسي را زمين انداختن 67) يك چشم به هم زدن 68) كلك چيزي را كندن 69) آب به دهان خشك شدن 70) وزير داخله 71) دل به دريا زدن 72) كشيده‌ي آب نكشيده‌ 73) صورت گل انداخته 74) ناز شست 75) شاخ در آوردم 76) نمك ناشناس 77) خوش مشربي وخوش محضري 78) خم به ابرو آوردن 79) پشت دستم را داغ كردم . 80) ناگهان از دهنم در رفت . 3- نوع جمع ( مكسّر ، سالم ) را مشخص كنيد و مفرد آن را بنويسيد . رفقا،‌لوازم،ارحام،‌زوايا،خفايا،احوال،ايّام،وظايف،زوايد،رسوم،حواس،‌مراحل،اطوار،اوقات،ابيات، متجدّدين،مخلّفات،وجنات،مقدّمات،‌عادات، كاينات، تظاهرات، مخلوقات ، بقولات ،‌حبوبات، متفرّعات. 4- «مركّب اتباعي » را در عبارات و ابيات زير مشخّص كنيد . در اداره با هم قطارها قرار و مدار گذاشته بوديم. بودجه اجازه خريدن خرت و پرت تازه نمي‌دهد . وقت است كز فـراق تـو و سـوز انـدرون / آتش درافكنم به همه رخت و پخت خويش گر موج‌خيز حادثه سر بر فلك زنـد/ عارف به آب تر نكند رخت و پخت خويش 5- نقش دستوري واژه‌هاي پس از نقش نماي «ـِ» را بنويسيد . در همان بحبوحه‌ي‌ِ بخور بخور كه منظره‌ي فنا و زوالِ غازِ خدا بيامرز، مرا به يادِ بي‌ثباتيِ فلكِ بوقلمون و شقاوتِ مردمِ دون و مكر و فريبِ جهانِ پتياره و وقاحتِ اين مصطفايِ بدقواره انداخته بود ، باز صداي تلفن بلند شد . 6- واژه‌ «دماغ» را معنا و حركت‌گذاري كنيد . رفته رفته سر دماغ آمدم.             بوي كباب ، تازه به دماغشان رسيده است. لا اقل زحمت آشپز از ميان نرود و دماغش نسوزد. 7- واژه‌هاي «غليان» و «قليان» را در جاي مناسب قرار دهيد . قدري براي به جا آمدن احوال و تسكين «         » دروني در حياط قدم زده. 8- نوع«و» را در عبارات زير مشخّص كنيد. والله چه عرض كنم.                    شب عيد نوروز بود و موقع ترفيع رتبه. آش‌ جو اعلا و كباب برّه‌ي ممتاز و دورنگ پلو و  چند جور خورش با تمام مخلّفات رو به راه شده است . درس ششم محمّد ولي به زنداني گفت : «يالّا‌، ميري گوشه‌ي اتاق ، جم بخوري مي‌زنم.» برعكسِ محمّد ولي ، مأمور دوم هيچ حرف نمي‌زد. فقط سايه‌ي او در زمينه‌ي ابرهاي خاكستري كه در افق دايماً در حركت بود ،‌علامت و نشان اين بود كه راه آزادي و زندگي به روي گيله مرد بسته است . ناگهان به گيله مرد گفت : «نمي‌خواهي فرار كني ؟» گيله مرد بي‌اختيار جواب داد: «نه» ، ولي دست و پاي خود را جمع كرد . - «ببين چه مي‌گم!» صداي گرفته و سرماخورده‌ي مأمور در نفير باد گم شد. ما از دست خان‌هاي خودمان خيلي صدمه ديده‌ايم امّا باز رحمت به خان‌ها؛‌از آن‌ها بدتر امنيّه‌ها هستند . براي اين امنيه شدم تا از شرّ امنيه راحت باشم .    1- هركدام از شخصيت‌هايي كه در متن نام برده شده‌اند،‌نماد چه انسان‌هايي در عصر خود هستند ؟ 2- فارسيِ معيارِ نوشتاريِ واژه‌هايِ محاوره‌اي متن را بنويسيد. 3- به نظر مأمور دوم امنيه‌ها بدتر اند يا خان‌ها ؟ 4- داستان گيله‌مرد از كدام مجموعه داستان بزرگ علوي برگزيده شده است ؟ 5- معناي كنايي «رجز خواندن » را بنويسيد. 6- آرايه‌هاي «متناقض نما» و «تشخيص» را در عبارت‌هاي زير توضيح دهيد . غرّش باد آوازهاي خاموشي را افسار گسيخته كرده بود هيبتِ‌ خاموشي ،‌او را متوحّش كرد . 7- مفهوم كنايه‌هاي زير را بنويسيد: حرف نيش‌دار زدن                             حساب كهنه پاك كردن از كسي دل‌پري داشتن                        زخم زبان زدن 8- تأثير داستان گيله‌مرد را بر كدام كتاب جلال آل‌احمد به طور آشكار مي‌بينيم ؟ باتوجه به متن زیر به سؤالات پاسخ دهید . «مأمور دوم پیشاپیش آن ها حرکت می کرد .او هم درفکر بدبختی وبیچارگی خودش بود .او اهل شمال نبود .برنج این ولایت بهش نمی ساخت .باران ورطوبت بی حالش کرده بود .روزهای اول هرچه کم داشت ازکومه های گیله مردان جمع کرد .به آسانی می شد اسمی روی آن گذاشت .«این هااثاثیه ای است که گیله مردان قبل ازورود قوای دو لتی ازخانه های ملاکین چپاول کرده اند » اومزه ی این زندگی راچشیده بود .مکرر زندگی خود آنها را غارت کرده بودند .» 1- درچه قسمت هایی ازداستان نویسنده با وضعیت زندگی مأمور دوم ، اظهار همدردی می کند 2- درعبارت « برنج این ولایت بهش نمی ساخت » نویسنده می خواهد به چه نکته ای اشاره کند؟ 3- توجیه مأموران دولت ازغارت کومه های گیله مردان چه بود ؟ 4- «اومزه ی این زندگی راچشیده بود.» یعنی چه ؟ درس هفتم سووشون زري سوار مي‌شود و از مزارع درو شده مي‌گذرد. گندم‌ها مثل سيل طلا روي هم انبار شده. مردها دارند كاه‌ها را جمع مي‌كنند و با طناب سياهي مي‌بندند و بار الاغ مي‌كنند. از كنار هر مزرعه‌اي كه مي‌گذرد ، مردها در مزرعه‌ها، به او سلام مي‌كنند. و او « نه خسته» اي مي‌گويد، و مي‌گذرد. به كنار مزرعه‌ي آخري مي‌رسد . مردها هنوز در حال درو كردن هستند و زن‌هاي خوشه‌چين، به قطار، كنار مزرعه نشسته‌اند و سرشان به طرف مزرعه است. همه‌شان چارقد سياه بر سر دارند. مي‌دانند كه يوسف هميشه به مردها مي‌گويد: «شلخته درو كنيد تا چيزي گير خوشه چين‌ها بيايد.» و به همين جهت است كه زن‌هاي خوشه‌چين  دو تا جوال با خود مي‌آورند.   1- سووشون چيست ؟ 2- يك تشبيه بيابيد و اركان آن را مشخّص كنيد. 3- دو قهرمان اصلي كتاب سووشون را بنويسيد. 4- يوسف چگونه شخصيتي دارد؟ 5- زن‌هاي خوشه‌چين به چه منظور كنار مزرعه‌ها نشسته‌اند؟ 6- در كدام عبارت درس،مفهوم اين بيت حافظ آمده است : ثوابت باشد اي داراي خرمن / اگر رحمي كني بر خوشه‌چيني 7- كدام گزينه درباره‌ي درون مايه‌ي داستان «سووشون » نادرست است؟ الف) اوضاع بي‌نظم و پر از ستم جامعه‌ي استعمارزده‌ي فارس در جنگ دوم جهاني ب) حماسه‌ي سياوش و كشته شدن اين جوان پاك ج ) تركيب واقعه‌ي عاشوراي حسيني و سوگ سياوش د ) دغدغه‌ها و مسائل عاطفي يك سرباز وفادار در اين داستان به خوبي بيان گرديده است. 8-  گوينده و مخاطب عبارت «او «نه خسته» اي را مي‌گويد را بنويسيد. باتوجه به متن زیر به سؤالات پاسخ دهید . «زن آشکارا نشنیده جواب می دهد « نه جان دلم بامال می رویم .غلام شما محمد تقی مال آورده ، زیردرخت گیسو منتظر مانشسته .یک جوال پر بابت کرایه می گیرد » زن می ایستد چانه اش گرم شده .» 1- «چانه اش گرم شده »کنایه ازچیست ؟ 2- درعبارت زیر ،چرا زری بعدازسخن عمه ، به یادحضرت زینب (س) افتاد؟ «عمه گفت :خان کاکا ،فعلاً توهستی ونعش برادر ، منشین وتماشا کن که خونش پایمال بشود .زری نگاهش کرد ویادش به حضرت زینب افتاد.  درس هشتم 1- عبارت كنايي « دندان قروچه‌اي كرد»يعني چه؟ 2- «مترادف» را در عبارت زير بيابيد. مرد پهن و كوتاه قد و خپله‌اي پيرهني ريش ريش روي سينه‌اش دهن كجي مي‌كرد. 3- كدام جمله به مفهوم آيه 28 سوره رعد (13) نزديك است؟ الف) گنجينه‌ي صلح و آرامشي كه خداوند به او بخشيده ب ) احساس كردند كه تارهاي قلبشان مرتعش شده است. ج ) پس از آن ابديت در كار است. د ) دستوارات خداوندي را بر همه چيز، بر مرگ و بر زندگي مقدم مي‌شمارم. 4- گوينده عبارات زير چگونه شخصيتي است؟ من خوشم نمي‌آيد برده‌هايي داشته باشم كه مدام دعا و سرود مي‌خوانند و صدايشان بلند است. حالا ديگر مسيح تو، من هستم. هرچه مي‌گويم بايد عمل كني. 5- اصلي‌ترين مسائل در حوزه‌ي ادب پاي‌داري را بنويسيد. 6- عبارت زير، نويسنده‌ي كدام اثر را مي‌شناساند ؟ با نوشتن اين داستان جنب و جوش بي‌سابقه‌اي در ميان مبارزان راه آزادي سياه پوستان به راه انداخت و در مدتي كوتاه شهرت جهاني يافت. از اين داستان تا كنون نمايش‌نامه‌ها و فيلم‌هاي متعددي ساخته‌اند. 7- نويسند هر اثر را در مقابل آن بنويسيد. الف) ادب‌المقاومة في فلسطين المحتلّه ب) راه بئرسبع ج) كلبه‌ي عمو تُم د) خوشه‌هاي خشم هـ) موش‌ها و آدم‌ها و) سال پنجم الجزاير ز) آدم‌ها و خرچنگ‌ها ح) انگيزه‌ي نيكسون‌كشي و جشن انقلاب شيلي 8- نام كشوري كه معرفي شده است ، بنويسيد. الف) كشوري در شمال اروپا در شبه جزيره‌ي اسكانديناوي ميان نروژ و درياي بالتيك. پايتخت آن استكهلم است.   درس نهم ما را به ياد بياور، اينك كه ميان خار بيابان‌ها، / و كوه‌هاي سنگلاخ سرگردانيم، ما را به ياد بياور اكنون كه / له كرده‌اند گل‌هاي نوشكفته در پشته‌هاي اطرافمان را / خانه‌ها را بر سرمان خراب كرده‌اند/ اجسادمان را به هر طرف افكنده‌اند؛ / و راه بيابان را به رويمان باز گذاشته‌اند ؛/ تا اين كه مزرعه‌ها بر خود پيچيدند؛ / و از سايه‌هاي آبي، خارهاي سرخ/ بر اجساد به جا مانده و طعمه‌ي عقاب و زاغ شده، فرو ريخت/ آيا از سرزمين تو بود كه فرشتگان / سرودهاي صلح و شادي انسان را براي چوپانان خواندند؟/ وقتي كه مرگ در شكم درندگان، دنده‌هاي بشر را ديد / و در قهقهه‌ي فشنگ‌ها،/ بر سر زنانِ گريان ، به« دبكه» پرداخت ،/ جز او كسي نخنديد.   1- « راه بيابان را به رويمان باز گذاشته‌اند » كنايه از چيست؟ 2- منظور از عبارت زير چيست؟ وقتي كه مرگ در شكم درندگان ، دنده‌هاي بشر را ديد. 3- « در قهقهه‌ي فشنگ‌ها» چه آرايه‌ي ادبي به كار رفته است ؟ 4- منظور از « او» در « جز او كسي نخنديد » چيست؟ 5- در كدام عبارت، شاعر اشاره به تبعيد فلسطينيان دارد ؟ 6- منظور از عبارت‌هاي زير را در مقابل آن‌ها بنويسيد. الف) گل‌هاي نوشكفته                 ب) پشته‌هاي اطرافمان ج) سرودهاي صلح                     د) چوپانان 7- در عبارت زير كدام واژه معنا شده است؟ « پاي‌كوبي و جشن ملي است كه در سوريه رواج دارد.» 8- كتاب، براي كدام عبارت توضيح زير را آورده است؟ « هواپيماهايي كه بمب و موشك از آسمان فرو مي‌ريزند. درس دهم معني   هیبت خاموشی او را متوحش کرد. لغت «متراكم» ؛‌ یعنی ... :   چند خلنگ خشک به دست باد رانده می شدند  «مُحال» به چه معنی است؟ غ     «لب پرزدن» ؛ یعنی ... :      «سیاهی‌هایی كه از دور دیده می‌شود.» با چه واژه‌ای هم‌معنی است؟       «موحش» ؛ یعنی ...    کوکب درخشان ،در آن لحظه به افق بسیار نزدیک بود    «كوكب» به چه معنی است؟      «خلنگ» ؛ یعنی ... :     رمانتیك» ؛ یعنی ... : افسانه‌ای داستانی - عبارت‌هاي زير را معنا كنيد . الف ) پيش پايش را گرفت بود ب ) آب سطل لب‌برد مي‌زد 3- واژه‌هاي مناسب معاني زير را بيابيد و در برابر آن‌ها بنويسيد. الف) كالبد، سايه‌، سياهي كه از دور ديده مي‌شود ب) ستاره ج) وحشت‌آور، ترسناك د) نام گياهي است، علف جارو درك مطلب نگاه تضرّع‌آمیز» ؛ یعنی ... : نگاه التماس‌آمیز   «قد علم‌كردن» به چه معنی است؟ اظهار وجود كردن دانش هاي ادبي مهم‌ترين آثار « ويكتور هوگو » مشهورترين شاعر رمانتيك قرن نوزدهم فرانسه را نام ببريد ؟ "بينوايان" ، "گوژپشت نتردام" ، "كارگران دريا" و "مردي كه مي‌خندد" . ویكتورهوگو  فرهنگستان فرانسه درآمد؟ ویكتورهوگو  كدام شاعر است كه از ده‌سالگی به شعر گفتن پرداخت و با وجود سن كم به عضویت  بزرگ‌ترین قهرمان كتاب بینوایان چه نام‌دارد؟     «بینوایان» اثر كیست؟ چرا «ویكتورهوگو» بیست سال را در تبعید گذراند؟ به دلیل مخالفت با  اثر ویكتورهوگو به خوبی بیان شده است؟ بینوایان  ماجرای مردم تیره‌روزی كه با دشواری‌های زندگی روبه‌رو بوده‌اند، در كدام   ویكتورهوگو در چه قرنی می‌زیسته‌ است؟ قرن نوزدهم  دارد؟ تشخیص  عبارت «چند دسته از بوته‌های خار، در نقاط بی‌درخت سوت می‌زدند.» چه آرایه‌ای   «صدای پای جانوران را كه روی علف‌ها راه می‌رفتند، دید.» چه آرایه‌ای دارد   4- در عبارت‌هاي زير چه آرايه‌ي ادبي به كار رفته است؟ الف) شب بي‌كران در مقابل اين مخلوق كوچك قد علم مي‌كرد. ب) نقاب حزن‌انگيز ظلمت بر سر اين كودك فرود آمده است. 5- توصيف زير را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ اين واقعه، در شبي تاريك ، ميان يك جنگل ، در فصل زمستان و دور از هر انساني وقوع مي‌يافت. 6- مشهورترين شاعر رمانتيك قرن نوزدهم فرانسه كيست؟ 7- بزرگ‌ترين قهرمان كتاب بينوايان كيست؟ 8- موضوع « كتاب بينوايان ويكتور هوگو» چيست؟   جمله‌ی «انسان باید مثل گربه باشد.» چه آرایه‌ای دارد؟ تشبیه خودآزمايي - عبارت زير بيانگر كدام ويژگي زن تنارديه است؟ زن نفرت انگيز با دهاني هم چون دهان كفتار و چشماني برافروخته از غضب. کوزت برای غلبه بر ترس و دلهره ی خود چه تدبیری اندیشید؟ درس يازدهم لغت   در عبارت «چراغ را در اصلاح كردن بكش» كشتن چراغ چه معنی می‌دهد؟   چراغ    خاییدن» ؛ یعنی ... :  «    «قوت كودكان» ؛ یعنی ... :        «این آیت فرو آمد» ؛ یعنی ... :    درك مطلب «ناتانائیل ،آرزومکن که خدارادرجایی جزهمه جا بیابی .هرمخلوقی نشانی ازخداست وهیچ مخلوقی اوراهویدانمی سازد.ناتانائیل ،ای کاش عظمت درنگاه توباشد نه به آن چه می نگری .ناتانائیل ، من شوق رابه توخواهم آموخت .اعمال ما به ما وابسته است هم چنان که دزخشندگی به فسفر .واگر روح ما ارزش چیزی راداشته ،دلیل برآن است که سخت ترازدیگران سوخته است .برای من «خواندن این که شن ساحل ها نرم است »  کافی نیست ،می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند .معرفتی که قبل ازآن احساسی نباشد ، برای من بیهود ه است . 1- کدام جمله مفهوم «چشم ها رابایدشست ،جوردیگرباید دید » رادربردارد ؟ 2- آیه ی « لاتدرکه الابصاروهویدرک الابصار» باکدام قسمت متن بالا ارتباط دارد ؟ 3- منظور از جمله ای که زیر آن خط کشیده شده است ، چیست؟ 4- ازنظر نویسنده ، چه نوع معرفتی باارزش است ؟ 5- کدام یک از جملات بالا به « تجربه وآزمایش شخصی » تأکید دارد؟   به هر كجا بروي جز خدا چيزي را ديدار نمي‌تواني كرد. خدا همان است كه پيش روي ماست . ناتانائيل ، اي كاش «عظمت» در نگاه تو باشد نه در چيزي كه به آن مي‌نگري. ناتانائيل، من شوق را به تو خواهم آموخت؛ اعمال ما به ما وابسته است، هم‌چنان كه درخشندگي به فسفر.   1- آيه 115 سوره بقره(2) و آيه 38 سوره مدثر (74 ) هر يك با كدام قسمت متن ارتباط دارند؟ 2-«ئيل» يعني چه؟ و شش واژه كه به آن پايان يافته است، بنويسيد. 3- «چشم‌ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد» از كيست و با كدام قسمت متن مناسبت دارد؟ 4- آرايه‌ي تشبيه را بيابيد و طرفين ( مشبه، مشبه‌به) آن را مشخص كنيد     «ای‌كاش عظمت درنگاه تو باشد.» كدام شعر «سهراب سپهری» را به‌یاد می‌آورد؟        «آرزو مكن كه خدا را در جایی جز همه جا بیابی.» ؛ یعنی ... : خدا همه جاست     مفهوم جمله‌ی «هیچ از او ذخیره مگذار» چیست؟ چیزی را از او پنهان مكن دانش هاي ادبي تحفة‌الاخوان» اثر كیست؟   مائده‌های زمین» از كیست؟     به كدام جهت، آندره ژيد جايزه‌ي نوبل را از آن خود كرد؟   خودآزمايي   "اي كاش عظمت در نگاه تو باشد" از آندره‌ژيد را با شعر سهراب سپهري « چشم‌ها را بايد شست / جور ديگر بايد ديد » مقايسه كنيد ؟ هر دو بر اين باورند كه بايد معيارها را عوض كرد – بايد به ارزش‌ها بهاء دادند نه به شكل‌ها                   
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 13:4  توسط رضوان زماني  | 

شرح درس مائده های زمینی

مائده های زمینی

 نوع ادبی : ادبیّات غنایی

 قالب : نثر

 محتوا: خداشناسی و تأكيد بر بينش صحيح و تجربه ي امور

 نویسنده : آندره ژید

 ترجمه : پرویز داریوش ، جلال آل آحمد

توضیح درباره ی درس:

 یکی از نویسندگان فرانسوی آندره ژید است . کتاب مائده های زمینی او ، حاصل شور و شوق جوانی نویسنده است نثر سنگین کتاب به تأثیر از آثار شاتو بریان است.

 جملات این اثر شاعرانه زیبا و لطیف است ژید گاه به طنز نیز گرایش پیدا می کند . بخش منتخب از کتاب نوعی معرفت شناسی و خداجویی شاعرانه است .ژید می خواهد خدا را حس کند و به دانستن این که خدا هست اکتفا نمی کند . از این حیث این بخش کتاب خود را به آثار عرفانی عرفای ما نزدیک ساخته است . مائده های زمینی را جلال آل احمدو پرویز داریوش ترجمه کرده اند.

شرح مفاهیم مشکل درس:

 مائده زمینی

 مائده : خوردنی

 مائده آسمانی یا مائده ی مسیح : غذای بهشتی

روایت کنند که تا مدتی هر روز به وسیله ی ابر ، خوانی ( سفره ای ) بر عیسی (ع) نازل می شد ودرآن ماهی بریان بود ( ر.ک. فرهنگ معین ) نام این کتاب خالی از طنز نیست ، آندره ژید به زبان طنز « اموال غیر منقول » را مائده های زمینی می داند.

 «ناتانائیل» ، آرزو مکن که خدا را در جایی جز همه جا بیابی . «ناتانائیل» خدا در همه جا هست خدا بزرگتر از آن است که در جایی خاص ( غیر از همه جا بتوانی او را بیابی .)

 «ناتانائیل» در عهد عقیق ( تورات ) به معنی « خداداد» آمده است. یک مخاطب فرضی است . آندره زید در آغاز کتابش می نویسد : «ناتانائیل» سخن می گوید در حالی که او را هنوز ندیده است »

هر مخلوقي نشاني از خداست  و هيچ مخلوقي او را هويدا نمي سازد.

قرابت معنايي دارد با آيه «لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار» و بيت

پنهان ز ديده ها و همه ديده ها ازاوست                       آن آشكار صنعت پنهانم آرزوست

 همان دم که مخلوقی نظر مارابه خویشتن منحصر کند ما را از خدا بر می گرداند.

تا وقتی خدا را در «همه ی هستی » می بینیم خدا را دیده ایم همین که مخلوق خاصی را خدا بدانیم از خدا روی گردانده ایم واین آغاز بت پرستی است .

 دریغا که نمی دانیم هم چنان که در انتظار او به سر می بریم ، به کدام درگاه نیاز آوردیم.

 نویسنده عجز انسان را از شناخت خدا بیان می کند .

 اودر همه جا هست ؛ هر جا و نایافتنی است.

 چون همه جا هست نایافتنی است ( این بخش با آیه ی «لاتدرکه الابصار و هو یدرک الابصار»  چشم هااو را نمی بیند ولی او چشم هارا می بیند  قابل مقایسه است .)

پارادوكس دارد.

 خدا همان است که پیش روی ماست . «ناتانائیل» ای کاش « عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری .

 به هر چیز که بنگری به خدا نگریسته ای . اگر عظمت خداوندی را در آنچه پیش روی توست نمی بینی برای آن است که عظمت در نگاه تونیست ، تو نگاه خدا بین نداری.

 قرابت معنايي دارد با شعر سهراب سپهری : چشم ها را باید شست ؛ جور دیگر باید دید . و اين جمله ي خواجه عبدالله:« الهي به بهشت و حور چه نازم؛ مرا ديده اي ده كه از هر نظر بهشتي سازم.»

«ناتانائیل» ، من شوق را به تو را يه تو خواهم آموخت ؛اعمال ما به ما وابسته است، هم چنان كه درخشندگي به فسفر.

 «ناتانائیل» می خواهم معنی « شوق » را به تو بیاموزم : اول باید بپذیری که نتیجه ی  اعمال ما به ما باز می گردد

تشبيه نسبت اعمال ما به ما   به نسبت درخشندگي به فسفر

ارتباط معنايي دارد با بيت:

اين جهان كوه است و فعل ا ندا            سوي ما آيد صداها را ندا

درست است كه اعمال ما  ما  را مي سوزانند ولي تابندگي ما از همين است و اگر روح ما ارزش چيزي داشته دليل بر آن است كه سخت تر از ديگران سوخته است.

و نیز قبول کنی که اعمال نیک ما باعث سختی و عذاب ما می شوند: ولی ارزش و تابندگی انسان ، از همین سوختن در راه نیکی حاصل می شود . واین معنی حقیقی شوق است ، شوق به نیکی ها.

« هر که دراین بزم مقرب تر است                                  جام بلا بیشترش می دهند»

 

برای من « خواندن» این که شن ساحل ها نرم است كافي نيست: مي خواهم پاي برهنه ام اين نرمي را حس كند. معرفتي كه قبل از آن احساسي نباشد ،  برای من بیهوده است.

 دانش های نظری در راه شناخت حقیقت لازم است اما کافی نیست حقیقت راباید تجربه کرد یا  حس کرد همچون پایی که نرمی شن ها را حس می کند . شناخت های ایمانی باید حاصل تجربه شخصی باشد « خواندن » کافی نیست .

 منظور از «خواندن » دانش های نظری و تئوری و نقل قول كردن از ديگران است .

تأكيد بر تجربه هاي شخصي و دانش عملي.

 هر گز در این جهانچيزي نديده ام كه حتّي اندكي زيبا باشد؛ مگر آن كه فوراً آرزو كرده ام تا همه ی مهر من آن را در بر گیرد.

 زیبایی ها را با تمام وجود دوست دارم حتی اگر اندکی باشد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جواب خودآزمایی درس یازده:

 

1.      او در همه جا هست هر جا و نایافتنی است . هر مخلوقي نشاني از خداست  و هيچ مخلوقي او را هويدا نمي سازد.

2.    دریغا که نمی دانیم هم چنان که در انتظار او به سر می بریم ، به کدام درگاه نیاز آوردیم.

3.   در هردو متن  به این نکته اشاره شده است که اگر خوب به هستی نگاه شود می توان وجود خداوند را دریافت و برای رسیدن به این نکته باید نگاهمان و چشمانمان را خوب تربیت کنیم. تأكيد  بر داشتن طرز تفكر مثبت  و درست

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 12:42  توسط رضوان زماني  | 

شرح درس دخترک بینوا ادبیات2

 

مهمترین نکات درس دهم ؛ « دخترک بینوا »   (ص 80 تا 85)

* ص 80: 

*  مقدمه: رمانتیک: مکتبی ادبی در غرب ، که اساس ِ آن بر توصیفِ احساساتِ و عواطفِ آدمی و غم و اندوه ِ عشق  استوار گردیده است.

* ص 81: سطر 6) تشبیه قلب کودک به گلوله ی بزرگ نخ. (قلب کودک: مشبّه؛ گلوله ی بزرگ نخ: مشبّه به)

* ص 82:

- سطر 4) مسکین: درمانده و فقیر

- سطر 16) دست در موهاي خويش فرو برد و شروع كرد به خاراندن سرش:   ترس و وحشت كوزت را نشان مي دهد

- سطر 19) اشباح (جمعِ شَبَح): سایه های ترسناک اشیا و گیاهان در تاریکی شب.

- سطر 19) عالم پندار: اضافه ي تشبيهي

- سطر 20)  ترس  و وحشت به او جرئت و جسارت بخشيد: پادوكس (ترس به انسان جرئت نمي دهد.)- تشخيص

- سطر 25) تشبیه زنِ تناردیه به کفتار (به خاطر ترسناکی بیش از حد)

* ص 83: 

- سطر1)  تضرّع آمیز: همراه با گریه و التماس و زاری

- سطر2و 3) پيش رويش هيكل خيالي....عاقبت از جلو زن تنادريه عقب نشست: در مقابل زن تنارديه عقب نشيني كرد؛ زن تنادريه از همه ي اشباح ترسناك تر بود

- سطر 6) پیش ِ پا گرفتن: به راه خود ادامه دادن 

- سطر8) شب بي كران در مقابل اين مخلوق كوچك قد علم مي كرد: تشخيص- كنايه از ايستادگي در مقابل كسي، ابراز وجود كردن و مبارزه خواستن

- سطر 9) بیشه: جنگل

- سطر 14) نقطه ی اتّکا: تکیه گاه

- سطر22)كنار او ،آب كه .... شباهت داشتند: تشبيه

- سطر23) مار هاي آتشين سفيد: پارادوكس

- سطرهای 24 و 25)

متراکم: فشرده و انبوه و تیره

  حُزن انگیز: غم انگیز، نگران کننده

 تشبیه ابرهای تیره به دودهای متراکم

 تشبیه ظلمت شب به نقاب سیاه

نقاب حزن انگيز ظلمت بر سر اين اين كودك فرود آمده است: استعاره ي مكنيه ، نقاب ظلمت به پرنده كه فرود مي آيد تشبيه شده است.

* ص 84:

- سطر2) اين ستاره درشت: مشتري

- سطر 3) کوکب: ستاره

- سطر4) مخوف: ترسناک

- سطر 5) تشبیه ستاره ی مشتری به زخم نورافشان (منظور همان سیّاره ی مشتری است)  از نظر سرخ رنگ بودن.

- سطر 7) موحِش: وحشتناک و هراس آور  

- سطر8)چند دسته از بوته هاي خار ،در نقاط بي درخت سوت مي زدند: تشخيص

- سطر8)علف هاي بلند در زير نسيم  مثل مار ماهي پيچ و تاب مي خوردند: تشبيه

- سطر9) درخت هاي خاردار مانند بازو هاي طويلي كه مسلح به چنگال و مهياي گرفتن شكار باشند ، به هم مي پيچيدند: تشيبه

  سطر10)   خلنگ:  نام گياهي ،علف جارو

- سطر11) دست باد: تشخيص

·        ص 85:   

-         سطر8) خس خس: نام آوا

 

 

خود آزمايي ص 86

1-  تا مي توانست دسته ي سطل را تكان مي داد . اين حركت صدايي توليد مي كرد كه براي او جانشين يك رفيق راه مي شد.

2-   ص84 پاراگراف اوّل :كودك با چشمي حيرا ن اين ستاره  ی درشت را که نمی شناختش و آز آن می ترسی نگاه می کرد. کوکب درخشان،در آن لحظه به افق بسیار نزدیک بود و از میان مه غلیظی که به آن سرخی مخوفی می بخشید،می گذشت . مه که به وضع غم انگیزی ارغوانی رنگ بود،ستاره را بزرگ تر می کردگويي يك زخم نور افشان بود

ص81 سطر ششم:كوزت احساس مي كرد قلبش مثل يك   گلوله ی بزرگ نخ در سينه اش بالا وپايين مي جهد.

3-ص83 كنار او ،آب كه در سطل حرکت می کرد دایره هایی روی خود تشکیل می داد که به مار هاي آتشين سفيد شباهت داشتند .بالای سرش آسمان از ابرهای شبیه دود های متراکم پوشیده بود. به نظر می رسید که نقاب حزن انگيز ظلمت بر سر اين اين كودك فرود آمده است.

ص82 سطر 16 و17

دست در موهای خویش فرو برده و شروع کرد به خاراندن سرش

ص  84چند دسته از بوته هاي خار ،در نقاط بي درخت سوت مي زدند

 علف هاي بلند در زير نسيم  مثل مار ماهي پيچ و تاب مي خوردند

 درخت هاي خاردار مانند بازو هاي طويلي كه مسلح به چنگال و مهياي گرفتن شكار باشند ، به هم مي پيچيدند 

4-ص84 پاراگراف آخر" همان زن نفرت انگيز با دهاني هم چون دهان كفتار و چشماني برافروخته از غضب

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 12:40  توسط رضوان زماني  | 

شعر حفظی رباعیات خیام ادبیات2

حفظ کنیم

آن قصر كه جمشید در او جام گرفت                  آهو بچّه كرد و روبه آرام گرفت

بیت تلمیح دارد به داستان جمشید        

جام گرفت : كنایه از به عیش و شادی پرداختن          

آهو و روبه : مراعات نظیر      

مصرع دوم : كنایه از این كه به ویرانه تبدیل شد .( روباه و آهو در خرابه زندگی می کنند .)

بیت اشاره دارد به پوچ بودن دنیا و زود گذر بودن آن

معنی : قصر و كاخی كه جمشید به عیش و نوش و شادی می پرداخت . مخروبه ای گشت كه حیوانات در آن جای گرفتند و عبرتی است برای بی اعتباری جهان و زود گذر بودن و زوال و نابودی آدمی .

بهرام كه گور می گرفتی همه عمر                   دیدی كه چگونه گور بهرام گرفت

گور در مصرع اوّل : گور خر              

گور در مصرع دوم : قبر

گور در مصرع اوّل با گور در مصرع دوم : جناس تام

بیت اشاره دارد به بی اعتباری جهان و زوال قدرتمندان

معنی : بهرام شاه كه عاشق صید گورخر بود و سرانجام خود گرفتار گور( قبر) گردید .                               

برخیز و مخور غم جهان گذران                      بنشین و دمی به شادمانی گذران

برخیز : مجازاً آگاه باش ، هوشیار باش             

گذران در مصرع اوّل : صفت فاعلی                            

گذران در مصرع دوم : فعل امر

برخیز و بنشین : تضاد

این بیت اشاره دارد به غنیمت شمردن فرصت و خوش باشی

معنی كل : آگاه باش كه غم و اندوه زمانه را به دل نگیری و گردش ایّام را بر وفق مراد بگذرانی .

در طبع جهان اگر وفایی بودی                       نوبت به تو خود نیامدی از دگران

درطبع جهان اگر وفایی بودی : تشخیص      

بیت حسن تعلیل دارد

طبع : طبیعت ، سرشت

معنی : اگر در جهان وفایی وجود داشت نوبت به تو نمی رسید ( این كه عمر برای هر كسی زمانی خاص دارد ، نشانه ی بی وفایی است .)

آنان كه محیط فضل و آداب شدند                     در جمع كمال شمع اصحاب شدند

محیطِ فضل و آداب : اضافه ی تشبیهی       

جمع و شمع : جناس ناقص اختلافی

شمع اصحاب : استعاره از انسان های اصیل و ادیب

محیط : اقیانوس ، احاطه كننده

این بیت اشاره دارد به ناپایداری دنیا برای بزرگان علم و ادب

معنی : كسانی كه در علم و دانش و فضل  تبحّر یافتند و برای یاران چون شمعی روشن گر بودند .

ره زین شب تاریک نبردند برون                     گفتند فسانه ای و در خواب شدند

ره نبردند : كنایه از راهی نیافتند               

شب تاریک : استعاره از دنیا

خواب شدند : كنایه از مردن                         

فسانه ای : مجازاً قصه ی عمر

معنی : در مورد راز خلقت نكته هایی گفتند ولی هیچ كدام نتوانستند به چگونگی این راز پی ببرند ( هیچ دانا و فاضل عاقلی نتوانست به چگونگی راز خلقت پی برد .)  

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1391ساعت 12:38  توسط رضوان زماني  |